چرا خیلی‌ها کارمندی را انتخاب می‌کنند و نه کارآفرینی را؟

پاراف چرا خیلی‌ها کارمندی را انتخاب می‌کنند و نه کارآفرینی را؟ : تبلیغ خلاقیت :

واقعیت این است که ورود به کسب‌وکار، در بسیاری از موارد، شبیه آن ضرب‌المثل معروف است که می‌گوید: آواز دهل شنیدن از دور خوش است. هر چند که کسب‌وکار، می‌تواند مسیر زندگی را به کلی تغییر دهد و اگر موفق شود فرد را غرق در لذات معنوی و مادی ناشی از خود می‌کند؛ اما این ویژگی نباید فرد یا گروه ایجادکننده کسب‌وکار را از این موضوع غافل کند که مسیر موفقیت کسب‌وکار، مسیر بسیار دشواری‌ست که خیلی‌ها را یارای پیمودن آن نیست و به خاطر همین هم هست که اغلب افراد، دنبال یک شغل می‌روند و نه ایجاد کسب‌وکار. خیلی از آن‌ها مزیت‌های کارآفرینی را می‌دانند اما از دشواری‌های راه هم خبر دارند و بر همین اساس، عطایش را به لقایش می‌بخشند و می‌روند دنبال حقوق‌بگیری و یک شغل کارمندی و تحول در زندگی خود را از آن مسیر جست‌وجو می‌کنند. آغاز کسب‌وکار یعنی که شامل چک حقوق ماهانه را فراموش کرده‌اید و انتخاب‌تان تجربه‌اندوزی شده است تا از رهگذر این تجربه‌اندوزی‌ها در نهایت اگر راه به درستی طی شد، پولی هم به دست خواهد آمد که از جمع آن چک‌های حقوقی ماهانه شاید به مراتب بیشتر باشد. در کسب‌وکار، سختی‌ها در اول کار و حین کار است و شیرینی در انتهای مسیر، حادث خواهد شد. آش به حدی شور است که یکی از اساتید جهانی کارآفرینی به نام مایکل گربر، اساس درس‌های کارآفرینی خود را روی این موضوع بنا می‌کند که اصلا کسب‌وکار، پدیده‌ی شیرین و جذابی نیست و تنها نتایج حاصل از آن است که به فرد، انرژی و انگیزه می‌دهد تا مسیر را طی کند. با چنین مختصاتی، آیا صرف انگیزه‌های مالی می‌تواند فرد را وادار به پیمودن مسیر کارآفرینی کند؟ تقریبا قریب به اتفاق تجربیات حاصله می‌گوید که چنین چیزی ناممکن است و زمینه‌ها و انگیزه‌های دیگری باید افزوده شود تا آن چه را که می‌خواهیم اتفاق بیفتد. شاید این مصداق آن کلام علامه اقبال لاهوری باشد که می‌نویسد: زیرکی از عشق گردد حق‌شناس/ کار عشق از زیرکی محکم اساس/ عشق چون با زیرکی همبر شود/ نقشبند عالم دیگر شود/ خیز و نقش عالم دیگر بنه/ عشق را با زیرکی آمیز ده