شغل مناسب

شغل مناسب کجاست؟

پاراف شغل مناسب کجاست؟ : حتماً برای شما هم اتفاق افتاده است که هر روز به مکانی می‌روید، کارهایی تکراری را انجام می‌دهید، از کسی که الزاماً از شما کاربلدتر نیست حرف و اعتراض و حتی اهانت می‌شنوید و بعد به خانه بر می‌گردید. از ناامنی مالی می‌ترسید و سال هاست این مسیر ملال‌آور، آن کار تکراری و آن آدم‌های غریبه را تحمل می‌کنید بدون این‌که هیچ یک را دوست داشته باشید. احساس می‌کنید کاری که دارید انجام می‌دهید کار شما نیست، استعدادهای شما را ندید می‌گیرد و عمر شما را به بیهودگی می‌گذراند. گاه حتی در کارتان موفقید، ثروت زیادی به دست آورده‌اید، اما روزها هنگامی که در خلوت چای می‌نوشید و فکر می‌کنید، به این نتیجه می‌رسید که از کارتان راضی نیستید.

بله احساس رضایت یا بهتر است بگویم نارضایتی از کاری که انجام می‌دهید هر لحظه و در هر سنی ممکن است سراغتان بیاید و شما را به سمت تصمیمی بحرانی و دشوار سوق دهد. تغییر شغل برای جوانی که بین 20 تا 30 سال دارد ساده است، اما برای مردی 40 ساله می‌تواند دشوارترین کار دنیا باشد.

رضایت شغلی به طور خلاصه زمانی میسر می‌شود که فرد احساس کند از هویتی که در انجام کار خود دارد و با آن شناخته می‌شود راضی است. احساس صلح می‌کند و پس از انجام کار و به ثمر رساندن آن، خشنود می‌شود. عمل کردن بیشتر از تخیل و حتی مطالعه کردن درباره یک کار مفید است. کاری کار ماست و رضایت و معنای لازم را در زندگی ما تأمین می‌کند که ما به لحاظ عملی در آن موفق باشیم

شغل مناسب را مجموعه متنوعی تشکیل می‌دهد. شما مناسب آن چیزی هستید که با انجام آن احساس می‌کنید در جامعه خود جایگاهی دارید. پس پذیرش اجتماعی و کمک به چرخیدن چرخه جامعه، بخشی از رضایت شغلی انسان را تشکیل می‌دهد. این فایده جمعی می‌تواند با شغلی مثل پزشکی، کشاورزی، آهنگری و لوله‌کشی و پیشه‌های اینچنینی حاصل شود یا می‌تواند برای فردی دیگر با کنش سیاسی، مطالعات اجتماعی، روزنامه‌نگاری، مددکاری یا تبلیغ دین حاصل گردد.

مهم این است که در چرخه جامعه، انسان احساس داشتن جایگاه و کنش کند. نکته بعدی در این است که فرد احساس کند کار با روحیات او و استعدادهایش هماهنگ است. اما تشخیص این امر برای اغلب افراد دشوار است. به طور خلاصه از راهکارهای تشخیص هماهنگی شغل با روحیات و استعداد، عدم تضاد کار با اعصاب و سلامت روان است. روان نژندی، عصبیت‌های مداوم حتی از چیزهای ساده و کوچک، اضطراب ناخوشایند و نداشتن اعتماد به نفس در محیط کار نشان‌دهنده نا هماهنگی کار فرد با شخصیت اوست. اگر فرد در کار خود احساس کسالت می‌کند این نشان می‌دهد روحیه او کاری پر انرژی تر و پر تلاطم را می‌طلبد و اگر به نظرش استرس‌های محیط کار برایش غیر قابل تحمل است و کارش را به دارو و دکتر می‌کشاند،باید بداند او احتیاج به کار و محیط کاری آرام‌تری دارد.

از عوامل پر اهمیت دیگر در تشخیص رضایت کار و شغل مناسب با روحیات و استعداد، عدم تضاد فکری و عملی در کار است. اگر در انجام کاری خوب هستیم، باید نتایج دست کم تا حدودی عملی و قابل محاسبه داشته باشد. میزان رضایتمندی مخاطب کار ما از کار ما، سود مالی به دست آمده از آن و ارزیابی درونی فرد از انجام کارش و در صورت سلامت سلسله مراتب و مدیران، رضایت آنها و پیشرفت در جایگاه و موقعیت شغلی، همه به فرد کمک می‌کند تا این ارزیابی را از کار خود داشته باشد.

شغل‌ها صورت‌های مختلفی دارند و در طول زمان تغییرات زیادی می‌کنند. برخی شغل‌ها ظاهر جذابی دارند، مثل هنرپیشگی و خیلی از کارهای هنری. برخی شغل‌ها ظاهری پر طمطراق دارند مثل پزشکی و وکالت و برخی دیگر در این رقابت بزک و ظاهر، کمتر به چشم می‌آیند، مثل تکنیسین برق و مکانیک. اما واقعیت این است که این ظاهر در اکثر موارد فریبنده است و آدم‌ها را گمراه می‌کند.

اغلب پزشکان و وکلای موفق با اهدافی والا و معنادار در کارشان به جایگاه مطلوبی رسیده‌اند و خیلی از هنرپیشه‌ها و هنرمندان به سبب جذابیت ظاهری و فانتزی بودن ظاهر کار هنری نبوده است که به سمت شغل خود گرایش پیدا کرده‌اند و بیشتر توانایی‌ها و لذت‌های عملی آن کار، آنها را جذب کرده است. میزان رضایت و استمرار اتفاقاً در مشاغلی که ظاهر و باطن شان مشابه است بیشتر است. چرا که افراد با تصورات و محاسبات واقعی آن کار را انتخاب کرده‌اند، نه با تخیل و میل گذرای صرف، بنابراین آنچه انجام می‌دهند با فکرشان درباره آن، بیشتر نزدیکی دارد.

آنچه اینجا در تضاد میل و توانایی راهگشاست، توانمندی عملی است. کار را نه با تخیل که با کنش می‌توان پیش برد و به ثمر رساند، برای همین عمل کردن بیشتر از تخیل و سال‌ها به فکر نشستن و حتی مطالعه کردن درباره یک کار مفید است. کاری، کار ماست و رضایت و معنای لازم را در زندگی ما تأمین می‌کند که ما به لحاظ عملی در آن موفق باشیم. پس تشخیص استعداد علاوه بر کمک گرفتن از مشاوران و خبرگان، تنها با عمل میسر می‌شود. اگر عمل شما در بازار کارتان مورد استقبال قرار گرفت و در درون خود و در روند عینی انجام کار رشد را لمس کردید، پس آن کار، کار شماست. اما اگر سال‌ها با کاری و میلی در ذهن خود سرو کله می‌زنید، مطمئن نباشید آشنایی ذهنی آن کار را مطلوب شما می‌کند. شغل از آن دست موارد است که عملگرایی را می‌طلبد هر چند اغلب فایده گرایی صرف در آن اشتباهی بزرگ و ناامیدکننده است.*جام جم.