کی و چگونه شغل‌ تان را ترک کنید؟

کی و چگونه شغل‌ تان را ترک کنید؟

پاراف کی و چگونه شغل‌ تان را ترک کنید؟ : برای همه کارکنان سازمانها در طول مسیر کاریشان ممکن است شرایطی ایجاد شود که به ترک کار و یا ماندن فکر کنند. گاهی اوقات هم شرایط به قدری غیر قابل تحمل می شود که ترک کار از نان شب واجب تر می شود.  خیلی آسان‌تر است که تصمیم به ماندن بگیریم و آرزو کنیم اوضاع بهتر شود، اما در بعضی موارد شاید بهتر باشد همین حالا آن‌جا را ترک کنید. اگر در اوضاعی که در ادامه توصیف شده‌است قرار دارید، باید درباره‌ی یافتن شغلی جدید یا رفتن به سازمانی جدید فکرکنید.

*** کار شما را بیمار می‌کند: این شامل سلامتی جسمی، روانی، و هیجانی‌تان می‌شود. اگر شغل‌تان شما را از نظر جسمی به حدی بیمار کرده‌است که از سردردهای مداوم، علائم استرس شدید، یا شب‌بیداری رنج می‌برید، باید به‌طور جدی درمورد ترک کار فکر کنید. نباید فشار ناشی از شغل نامناسب را که به سلامت روانی یا عاطفی‌تان وارد می‌شود دست کم بگیرید. گاهی این فشار نمود جسمی پیدا می‌کند، اما اغلب اوقات به‌صورت اضطراب، افسردگی، یا فرسودگی ناشی از کار بروز می‌کند. اگر هریک از این نشانه‌ها را تجربه کنید، دوره‌ی آن هر‌قدر طولانی یا کوتاه باشد، باید در نخستین فرصت به پزشک‌تان مراجعه کنید. شاید او توصیه کند مدتی مرخصی بگیرید یا از آن شغل استعفا بدهید. به توصیه‌ی او گوش کنید.

*** خسته شده‌اید: بعضی شغل‌ها خسته‌کننده، یکنواخت، کسالت‌آور و اتلاف وقت هستند. اگر چنین شغلی دارید، همین حالا آن را ترک کنید. چون اوضاع هیچ‌وقت بهتر نخواهدشد، و درواقع تقریبا همیشه بدتر خواهدشد. شما بهتر از آن شغل هستید، شما و رییس‌تان این را می‌دانید. به او بگویید که می‌خواهید بروید. همیشه، در هر روزی از هفته، می‌توانید شغلی پیدا کنید که حداقل به همان اندازه خوب باشد، و اگر نتوانید باید تکانی به خودتان بدهید یا دوباره به مدرسه برشد. اما به هر حال آن شغل مختوم به مرگ را رها کنید. حتما دلیلی دارد که آن را این‌طور نامیده‌اند. اگر فقط گاهی برای‌تان خسته‌کننده است، شاید بتوانید با کمی تغییر، به زندگی کاری‌تان کمی چاشتی اضافه کنید. با سرپرست‌تان صحبت کنید و به او بگویید چالش و رقابت بیش‌تری را در کارتان می‌خواهید و آماده‌اید کارهای بیش‌تری بکنید.

*** توان بالقوه‌تان شکوفا نشده‌است: آیا شغل فعلی‌تان هم‌چنان شما را به چالش می‌کشد؟ آیا می‌توانید چیزهای بیش‌تری را یاد بگیرید یا تجربه کنید؟ آیا معتقد هستید از همه‌ی توان بالقوه‌تان استفاده می‌کنید؟ آیا احساس می‌کنید مرتبا از همه‌ی استعدادهای‌تان استفاده می‌شود، و از همه مهم‌تر آیا فضا و فرصتی برای رشد وجود دارد؟ اگر نتوانید به همه‌ی این سوال‌ها پاسخ مثبت بدهید، قطعا رها کردن شغل یک انتخاب خوب است. شاید این شغل آغاز خوبی داشته‌است، اما دیگر در حد و اندازه‌ی شما نیست. هر زمان احساس کنید نمی‌توانید چیز جدیدی یاد بگیرید، این تقریبا همیشه نشانه‌ی آن است که باید دنبال شغل جدید بشد. شاید آن شغل جای دیگری در شرکت فعلی باشد- ببینید چه کارهایی موجود است یا به زودی موجود می‌شود.

*** تعداد دشمنان‌تان از دوستان‌تان بیش‌تر است: این ربطی به آن ندارد که آدم‌ها شما را بپسندند(لایک کنند) یا نه. پسندها(لایک‌ها) برای فیس‌بوک است. شما مجبور نیستید هرکس را در کار دوست داشته‌باشید و آنها واقعا مجبور نیستند به شما اهمیت بدهند. شما فقط باید حرفه‌ای برخورد کنید و سعی کنید کنار بیایید. با این حال، اگر سوژه‌ی شایعات زننده شوید، یا اگر دریابید در بیش‌تر تعاملات اجتماعی شرکت، فقط از دور نظاره‌گر هستید، این شاید علامتی باشد که این محل کار برای شما مناسب نیست. ما، بدون هیچ سنجشی از میزان لذت، یا حداقل رضایت از تلاش‌مان، زمان زیادی را به کار کردن سپری می‌کنیم. داشتن چند دوست در محل کار می‌تواند تاثیر شگرفی بر میزان لذت داشته‌باشد، مگر این‌که یک انزواطلب تمام عیار باشید و بخواهید همه‌ی وقت‌تان را در تنهایی سپری کنید.