مدیران و کارمندان

آنچه مدیران باید در مورد کارمندان انجام دهند

پاراف آنچه مدیران باید در مورد کارمندان انجام دهند : مدیران وقتی می​توانند به موفقیت دست یابند که ابتدا به نیروی انسانی خود توجه کنند بعد به کار. به گفته ماتسوشیتا بنیان گذار صنعت الکترونیک ژاپن، نخست انسان، سپس کالا.

در کشور ما شاید بعضی مدیران با توجه به وضعیت جامعه از نظر کاریابی، بر این عقیده باشند که نیاز به استفاده از روش​های ایجاد انگیزه نیست. چرا که وقتی فردی نتواند کاری در خارج محیط سازمان بیابد به هر شکلی با او رفتار شود، سعی در حفظ شغل خود می کند. پس چرا وقت بگذاریم و هزینه کنیم؟ ایجاد انگیزه معنایی ندارد او کار خود را انجام می دهد و مدیریت هم همین را می خواهد.

بیشترین وظیفه مدیران بهسازی، بهینه کردن وضعیت سازمان می​باشد و مهم​ترین وظیفه سرپرستان و کارگران حفظ و نگهداری وضع موجود است.

 شاید به نظر برسد که ظاهرا مطلب درستی است و در بسیاری از محیط‌ های کاری نیز نتیجه داده است. ولی با کمی تامل در همین محیط‌های کاری مورد بحث، به خوبی می توان دریافت اگر چه بسیاری از کارکنان شرایط سخت، نابرابری، تبعیض و … را تحمل می​کنند و کارهای محول شده را انجام می​دهند اما این تحمل عواقبی را با خود به همراه دارد. از جمله آنها می​توان موارد زیر را نام برد:

  1. کاهش سطح کیفیت تولیدات و خدمات
  2. استفاده از فرصتی برای گریز از کار.
  3. بی تفاوتی به مشکلات، تخریب​ها و … سازمان و کمک به سرعت بخشیدن آن.
  4. بی​توجهی به مواد مورد استفاده در تولید و افزایش ضایعات.
  5. به دنبال یک جرقه هر چند کوچک، برای نشان دادن نارضایتی خود هستند.
  6. عدم توجه به نوآوری و خلاقیت، به عبارت دیگر، به خود زحمت فکر کردن را نمی دهند.
  7. در زمان بروز مشکلات همه تقصیرها را به گردن دیگری می​اندازند. در این صورت علت شکست یا ناموفقیت خود را به مدیران،‌ همکاران دیگر خود، تجهیزات، آب و هوا، کمبود امکانات و … نسبت می‌دهند.
  8. کمک به تخریب فیزیکی سازمان.
  9. شایعه پراکنی.
  10. استفاده از هر فرصتی برای استفاده از اضافه کاری بی​مورد.

جالب توجه است که بسیاری از روش​های افزایش پرداخت به کارکنان نتیجه نمی دهد. اینجا اگر بتوان به این سوال پاسخ داد که چرا کارکنانی که دریافتی بالا دارند ولی باز هم ناراضی هستند، بسیاری از مشکلات مدیریت سازمان​های ایرانی برطرف خواهد شد.

اگر مدیران نتوانند سطح انگیزشی کارکنان را بالا ببرند موجب دلسردی و نارضایتی آنان و ایجاد بی​تفاوتی کارکنان خوب، شایسته، کارآمد و دلسوز خواهد شد.

توجه به روش​های انگیزشی در کارکنان موجب پیشبرد سازمان و دستیابی به اهدافش خواهد شد. در این صورت روش​های ایجاد انگیزش و از بین رفتن بی‌تفاوتی وقتی مفید خواهد بود که:

  1. کارکنان دارای دانش کافی برای درک درست مفاهیم مدیریت و مهارت کافی برای انجام صحیح کار خود باشند.
  2. تشنه یادگرفتن باشند به عبارت دیگر از هر فرصتی برای آموختن استفاده کنند.
  3. از کار خود و عوامل پیرامونی آن خوشنود و راضی باشند.

در این​صورت می​توان انتظار داشت که سازمانی مطلوب، کارآمد و سرآمد داشته باشیم. برای گذر از مدیریت سنتی و حفظ بقای سازمان، مدیران در روش​های مدیریتی خود باید تغییرات عمیق و اساسی ایجاد کنند. تغییر در نگرش به نیروی انسانی می​تواند نتیجه خوبی برای مدیران حاصل کند.