دولت یازدهم با چه مشکلاتی در حوزه کارمندی روبرو است؟ آیا کلیدی برای آنها وجود دارد؟

پاراف دولت یازدهم با چه مشکلاتی در حوزه کارمندی روبرو است؟ آیا کلیدی برای آنها وجود دارد؟ : دولت یازدهم که با وعده های خود امید زیادی در دل مردم ایجاد کرده اکنون به صورت کامل بر مسند مدیریت کشور سوار شده و زمام امور را به دست گرفته است. نکته قابل توجه در این میان وعده رییس جمهور برای حل مشکلات معیشتی مردم است امری که به طور یقین قضاوت در ارتباط با عملکرد اقتصادی دولت تا حد زیادی به آن وابسته است.

شغل کارمندی با وجود تمام مزایایی که می تواند داشته باشد، سختی ها و دغدغه های خاص خودش را نیز دارد. لذا دولت باید به گونه ای عمل کند که اولاً کارمندان احساس احترام و توجه نمایند و ثانیاً برای نیل به حداکثر بهره وری نیروی انسانی در سازمان ها مشکلات آن ها رسیدگی و حتی المقدور مرتفع گردد.

هدف از طرح مشکلات و دغدغه های کارمندان سیاه نمایی نیست بلکه توجه به این نکته می باشد که اگر به مطالبات و نیازهای صنفی و منزلتی کارکنان توجه شود به همان نسب بهره وری نظام اداری کشور افزایش می یابد.

لذا ضرورت دارد اکنون که  سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور بار دیگر احیا گردیده است،  برخی از مهمترین نیازها و دغدغه های کارمندان و کارکنان دولت مورد توجه قرار گیرد و نظام اداری به گونه ای بازسازی شود که کارمندان بعنوان بازوان اجرایی دولت بیشترین میزان رضایتندی را داشته و به دغدغه ها و مشکلات قابل حلشان توجه ویژه ای گردد. برخی از مهترین مشکلات و دغدغه های کارمندی که باید مورد توجه ویژه دولت یازدهم قرار بگیرد عبارتند از؛

1- افزایش تورم و کاهش قدرت خرید: در شرایط حاضر مشکلات اقتصادی و افزایش هزینه های عادی زندگی! عرصه رابر حقوق بگیران تنگ نموده و این امر برنحوه خدمت رسانی کارکنان تاثیر منفی گذاشته است. کارمندان و برخی دیگر از اقشار مثل کارگران حقوق و مزایای ثابتی دریافت می کنند. لذا زمانی که درصدی اندک به حقوقشان افزوده می شود تاثیر چندانی روی قدرت خرید آنها نمی گذارد.

2- عدم توانایی در پس انداز: شاید یکی از مهم ترین دغدغه های کارمندان حقوق بگیر حساب وکتاب ماهانه و تنظیم دخل و خرج باشد. دربرخی موارد با وجود افزایش قیمت ها و عدم تناسب آن با حقوق چیزی به نام پس انداز کردن برای کارمندان خنده دار جلوه می کند! در صورتی که اکثر انسان ها دغدغه آتیه خود را دارند و این امر همواره امنیت روانی کارمندان را به مخاطره می اندازد.

3- عدم عدالت مالیاتی: انتظار از دولت و نظام اداری و اقتصادی کشور این است که در توزیع بار توسعه و تحمل تنگناهای اقتصادی کشور عدالت لحاظ شود؛ به بیان دیگر این گونه نباشد که قبل از همه این کارمندان باشند که مالیات بپردازند و بیشترین بار گسترش فعالیت های عمرانی و سازندگی بر دوش آن ها باشد و اقشار دیگر زحمات کمتری را متحمل شوند و خیلی از مرفهین به راحتی و با شیوه های خاص از پرداخت مالیات فرار کنند.

4- پایین بودن فرصت خلاقیت و پیشرفت: یک کاسب برای پیشرفت و افزایش مشتریانش می تواند دکوراسیون مغازه و یا قیمت اجناس خود را تغییر دهد تا با جلب رضایت مشتری بتواند سود بیشتری به جیب بزند اما یک کارمند حتی در تغییر دکوراسیون اتاقش با محدودیت مواجه می شود. قدرت ابتکار و خلاقیت در مورد یک کارمند بسیار اندک است بنابراین جای پیشرفت وی نیز محدود بوده و در خوش بینانه ترین حالت مبتنی بر قوانین اداری است و نمی تواند مستقلاً خلاقیتی در کار از خود نشان دهد. تازه در خیلی موارد اوضاع حتی از این هم بدتر است و کارمند باید تنها در چارچوب خواسته های مدیر فکر کند. بازسازی نظام اداری به گونه ای که محیط کار برای کارمندان فرح بخش بوده و احساس زمینه ای برای پیشرفت بنمایند از مهمترین وظایف پیش روی دولت در ارتباط با کارمندان است.

5- عدم استقلال کاری: کارمندها استقلال کاری پایینی دارند و نمی توانند مانند کاسب ها ساعت های کاری را برای خودشان مشخص کنند و اگر یک روز بیمار شوند نمی توانند مثل کسبه کرکره مغازه را پایین بکشند و به خانه خود بروند و اندکی استراحت کنند. معمولاً کارمندان نمی توانند زیاد درکنار خانواده خود باشند چرا که در برابر اداره ای که آنها را استخدام کرده مسئولند. ساعت های کاری آنان مشخص است و نمی توانند برای بودن در کنار خانواده از آن عدول کنند. لذا پیش بینی مسائل رفاهی با اقتضای شرایط کارمندان به صورت عادلانه و با حداقل هزینه بسیار ضروری است.

6- فقدان سیستم های ارزیابی دقیق: کارمندان بر اساس ساعات کاری که از پیش برایشان تعریف شده است حقوق می گیرند وکارمندی که به طور مثال پنجاه درصد زمان اداری را مفید کار کرده با کارمندی که تمام این مدت کار مفید انجام داده نموده است یکسان حقوق می گیرند. در بسیاری از سازمان ها سیستم ارزیابی مناسب و یا شاخصی برای سنجش شایستگی ها وجود ندارد. علی رغم تلاش های بسیاری که در عرصه مدیریت کشور صورت گرفته است اما هنوز غاطبه ی کارمندان از شیوه ی سنجش دقیق عملکرد و به تبع آن عدم شایسته سالاری گلایه مندند.

7- حساسیت و فشار کاری بالا: کارمندان به دلیل اینکه همواره باید به مقامات مافوق خود پاسخ دهند و بر این اساس مورد مواخذه قرار می گیرند فشار کاری بیشتری را تحمل می کنند. ضمن اینکه نگرانی درباره تضییع حقوق بیت المال حساسیت کار آن ها را نیز افزایش می دهد.

8- عدم ثبات و امنیت شغلی: امروزه به دلیل اینکه اکثر سازمان ها جذب رسمی و یا قراردادهای استخدامی محکمی ندارند کارمندان از نظر ثبات و امنیت شغلی همواره با مشکل مواجه اند چرا که هیچ تضمینی وجود ندارد که سازمان مربوطه قرارداد سال بعدشان را تمدید کند یا اینکه باید پس از سالها تلاش و خدمت مجبور شود قید همه چیز را بزند و دوباره دنبال کاری تازه بگردد. این در حالی است که امنیت شغلی در صدر خواسته های کارمندان از دولت قرار دارد.