تحصن خانواده جانباز مقابل بنیاد شهید

تحصن خانواده جانباز مقابل بنیاد شهید

پاراف تحصن خانواده جانباز مقابل بنیاد شهید : بعد از بی‌نتیجه‌ماندن پیگیری‌های خانواده کریم نورمحمدی، جانباز اعصاب و روان، برای رسیدگی به وضعیت این جانباز که قدرت حرکت خود را از دست داده، خانواده او تختش را به نشانه اعتراض به خیابان طالقانی و روبه‌روی در ورودی بنیاد شهید منتقل کردند,٢٨ دی‌ماه سال جاری، گزارش وضعیت کریم نورمحمدی، جانبازی که به دلیل عوارض جنگ حالا نقص حرکت پیدا کرده و قدرت حرکت خود را از دست داده است ، جانباز اعصاب و روانی که به دلیل شرایط وخیم جسمانی در بیمارستان مصطفی‌خمینی بستری بود و زخم‌های بستر او عفونت کرده بود. فرزند ١٣ ساله او نیز، به‌دلیل شرایط حاد پدرش و پرخاش‌های جانباز که ناشی از موج انفجار بود، دو سال پیش اقدام به خودکشی کرده و جان خود را از دست داده است.

خانواده کریم نورمحمدی، از بنیاد شهید استمداد داشتند تا زودتر به پرونده جانباز رسیدگی شود و شرایطی برای نگهداری او مهیا شود. اشک چشم همسر کریم خشک نمی‌شود. هر روز خدا زنگ می‌زند و می‌گوید: «تو که تا اینجای قصه‌ام را نوشته‌ای. بیا و تمامش کن. من می‌دانم که کریم ماندنی نیست. اما من می‌خواهم اینها بدانند با امانت انقلاب خوش تا نکردند. شوهر من جوانی‌اش را گذاشت و با ذهن و روان و جسم خسته برگشت. حالا به من می‌گویند تو دروغ می‌گویی و شوهرت تصادف کرده. اگر شوهر من تصادف کرده و فلج شده بیایند و ثابت کنند.

به خداوندی خدا همین روزها یک وانت می‌گیرم و تخت جانباز را برمی‌دارم و جلوی بنیاد چادر می‌زنم تا همه مردم ببینند. تا بالاخره بنیاد شهید دلش به حال من بسوزد».اما هیچ‌کس باورش نمی‌شد. یک چهارشنبه ابری آخر سال، وقتی که همه دنبال حساب و کتاب دم ‌عیدشان هستند، کریم نورمحمدی و زن و بچه‌اش با همان قاب عکس باقی‌مانده از پسر ١٣ساله‌اش و چفیه و تخت طبی جلوی بنیاد شهید مرکزی، در خیابان طالقانی جا خوش کرد. همسرش با همان چشم‌های پف‌کرده به گوشه تخت شوهرش تکیه کرده بود و قصه‌اش را برای مردم بهت‌زده‌ای تعریف می‌کرد که می‌گفتند: «مگه بنیاد شهید به شما خونه بزرگ نمی‌ده؟ مگه پسرت به خاطر جبهه شوهرت الان مدرک پزشکیش رو از دانشگاه تهران نگرفته؟» و هیچ‌کس باور نمی‌کرد که قسط‌های خانه ٦٠ متری کریم هنوز تمام نشده و پسرش دیپلمش را هم نگرفت و سه سال است دنبال کار می‌گردد. هیچ‌کس باور نکرد که آنها یک روزهایی در هزینه پانسمان‌های روزانه هم می‌مانند».حالا آنها کنار بنیاد شهید جا خوش کرده‌اند.

همسرش می‌گوید یک هفته منتظر می‌ماند تا به حرف‌هایش گوش کند، اگر کسی حرف‌هایش را شنید که هیچ وگرنه تخت را با خود به سمت مقامات بالاترخواهد برد. او می‌گوید هفت ماه است منتظر است که مدارک همسرش را بررسی کنند اما خبری نیست، می‌گوید همسرش از نظر روحی توانایی ماندن در خانه را ندارد، تلویزیون را شکسته، حمام خانه‌شان برای شست‌وشوی او کوچک است و زخم‌هایش بوی تعفن گرفته و به گفته پزشکان او نیازمند فیزیوتراپی مستمر است اما بنیاد از فرستادن فیزیوتراپ هم سرباز زده است.

همسر کریم می‌گوید او به خاطر این اتفاقات پسر ١٣ساله‌اش را از دست داده و حالا تا آخرش پای همه چیز می‌ماند. حتی اگر این روزهای آخر خودش و شوهرش از سرما یخ بزنند.گفتنی است در ساعات آغازین شب همسر این جانباز طی یک تماس تلفنی از درگیری با حراست بنیاد شهید خبر داده و اعلام کرد حراست از زدن چادر و انتقال جانباز به چادر جلوگیری کرده اند و مسئله منجر به درگیری فیزیکی با خانواده جانباز شده است و پس از مدتی پلیس ١١٠ برای ثبت شکایت خانواده کریم نور محمدی خود را به محل حادثه رسانده است.شرق.