در ایران چند ساعت کار مفید انجام میشود!؟

پاراف خبر در ایران چند ساعت کار مفید انجام میشود!؟ به نقل از تسنیم : مشکل کم کاری وناکارآمدی سیستم اداری کشورازمعضلات مزمنی است که تاکنون هیچ دارویی نتوانسته است این درد را درمان کند.تا به حال حتماچند بار سروکارتان به یک اداره دولتی افتاده و همیشه با مشکل وقت کشی از سوی کارمندان و یا نرسیدن به موقع به کارتان مواجه شده اید. و احتمالا اعصابتان خورد می شود ،بحث می کنید و پیش خودتان می گویید ای کاش کارم به اینجا نمی کشید.اینها مشکلاتی است که در ادارات دولتی و دستگاه ها وجود دارد.و دیگر شما هم تحمل اینگونه مشکلات را نخواهید داشت.اما واقعا این معضلات از کجا نشاٌت می گیرد؟

ساعت کار مفید را تقریبا می توان این طور بیان کرد که میزان وقتی است که یک کارمند برای انجام مسئولیت و وظایف خویش صرف می کند.این در حالی است که ساعات کار مفید در ایران با سایر کشور های پیشرفته قابل مقایسه نمی باشد.در واقع در کشورهای پیشرفته از 44 ساعت کار در هفته ،نزدیک به 30 ساعت کار مفید انجام می دهند.که این رقم در ایران به 10 ساعت در هفته می رسد.به طور کلی تر طبق آمار، ساعت کار به طور سالانه در ژاپن به 2420 ساعت در کره جنوبی به 1900 ساعت در امریکا به 1360 ساعت ،المان 1600 ساعت و در ایران به 800 ساعت می رسد.

در حالی که طبق گزارش مرکز پژوهش های مجلس این رقم در ایران روزانه به 22 دقیقه رسیده است، در مقایسه با سال پیش که یک ساعت و 4 دقیقه اعلام شده بود به طور چشم گیری کاهش یافته است. کارشناسان علت های متعددی را برای بروز این مشکل بر شمرده اند.که جمیع نظرات بر این موارد استوار است.

• پایین بودن دستمزد ها و حقوق
• ضعف مدیریت و نظارت
• سیستم فرسوده ی اداری
• ضعف فرهنگی و اموزشی کارکنان
و بی انگیزه بودن انها از مهمترین دلایل بر شمرده کارشناسان می باشد.

در رابطه با علت های این معضل با علی اکبر سلامی مدیر بازنشسته ایران تایر به گفتگو پرداختیم،و به مهمترین علت ها از دید ایشان اشاره می کنیم: –به نظر شما چرا اکثر اوقات به یک اداره دولتی برای انجام کارمان می رویم همیشه با مشکل وقت کشی از سوی کارمندان مواجه می شویم؟

به نظر من این موضوع از ابتدا مشکل دارد زیرا وقتی کارمندی در اداره ای مشغول به کار می شود برای ایشان اهداف سازمان خوب تعریف نشده است.در واقع فرد با یک سری دغدغه های شخصی وارد کار می شود و در اکثر مواقع اهداف و رفتار خود نمی تواند به درستی با سازمان یکسان کند.در همین موقع است که وقتی من و شما به یک اداره ی دولتی مراجعه می کنیم چون این شکاف وجود دارد دچار مشکل می شویم.

پس تکلیف افرادی که تعدادشان کم است ولی کارشان را به درستی انجام می دهند چه می شود؟

خوب اینکه افراد از نظر خلق و خو و رفتاری با یکدیگر متفاوت هستند یک واقعیت است.این هم به چند دلیل بر می گردد .در بیشتر مواقع میزان تحصیلات فرد در این موضوع ارتباط مستقیم دارد .وقتی فردی به یک موفقیت تحصیلی دست می یابد ،وقتی وارد بازار کار مستقیم و مرتبط با درسی که خوانده می شود،تلاش برای ارائه کار بهتر دارد اما وقتی کسی تحصیلاتی را دارد اما با رشته ی تخصصی خود وارد اداره ای نمی شود در بیشتر مواقع به این چالش می رسد.و از سوی دیگر می توان به این مطلب هم اشاره کرد که همان افرادی هم با تحصیلات بالا و یک سابقه خوب وارد بازار کار می شوند چون می بینند هر چقدر برای سازمان خود تلاش می کنند ارتقا درجه ای نصیبشان نمی شود در واقع بعد از مدتی دچار دلسردی از کار می شوند.و در نهایت استخدام های رسمی و قراردادی هم به معضل بیشتر دامن زده است

یعنی شما به استخدام افراد به صورت قراردادی بیشتر تمایل دارید؟

در واقع هر کدام در جای خود قابل بررسی می باشد.معمولا افرادی که به صورت رسمی استخدام می شوند در ذهنشان این مورد می آید که این را همیشه دارند و به قولی سر ماه همیشه یک پولی هست که به دستشان می رسدو تقریبا انگیزه خود را از دست می دهند اما باز هم اینجا به مسئله شایسته نگری می رسیم در واقع باید افراد به صورت شایسته انتخاب شوند.در مورد استخدام افراد به صورت قراردادی نیز چند نکته مهم به چشم می خورد،یک اینکه وقتی افراد به صورت قراردادی انتخاب می شوند در تلاش برای هر چه بهتر انجام شدن کارشان دارند و تلاش هستند قراردادشان تمدید شود اما ترس از اینکه شاید دیگه سال دیگه سر کار خود نباشند باز دلسردی در فرد به وجود می اورد .

حتما افرادی که در ادارات مشغول به کار هستند با مشکلاتی مواجه هستند از نظر شما این مشکلات چه هستند.؟

در واقع من فقط به مهم ترین بخش در اینجا اشاره می کنم ،آن هم فقط معضل درآمد کارکنان است.چون در واقع هر فرد با چند چیز درگیر هستند 1.مسکن 2.خوردو خوراک3.اینده نگری برای فرزندان خود.در واقع با حقوق کم کارمندی به اولی هم نمی رسند و همیشه به مشکل بر می خورند و من می خواهم همین موضوع را به همان بحث اولی بسط می دهم .فردی که با این حقوق پایین مجبور به کار دوم می رسند.پس با این همه فشار و درگیری صبح بر سر کار خود حاضر می شود .پس در جایی هم باید حق را به کارمندان داد.

از نظر شما نقش خود سازمان ودولت چیست؟

بیشتر از همه چیزی که به چشم می خورد رابطه است.یعنی وقتی فردی پستی را می گیرد افراد و تیم خود را وارد کار می کند و دولت نیز نظارتی بر این موضوع ندارد و این خود سازمان است که در وهله اول وظیفه دارد اهداف سازمانی خود را مشخص کند و افراد شایسته را انتخاب کند و در قدم بعدی نظارت و برنامه ریزی دولت است.

شما چه راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟

ه نظر من اول از همه باید دولت یه فکری به حال کارمندان خود بکند،یعنی با یک برنامه ریزی مناسب شرایط را برای کارمندان خود فراهم اورد تا با انتخاب همین یک شغل به امورات زندگی برسند و از نظر فکری تامین باشند و نیاز به انتخاب شغل دوم نشوند.در مرحله بعدی باید نظارت خود را بیشتر خود تا شایسته سازی جای خود را به رابطه بدهد و خود سازمان است که وظیفه دارد اهداف خود را مشخص کند و برای رسیدن به بهتر انجام شدن کار خود قدم بردارد.در اخر خود کارمندان هستند که وظیفه دارند در انتخاب کار دقت کنند و وقتی وارد سازمان یا اداره ای شدند ،خود را همسو با جهت سازمان کنند .تمامی این مطالب به حرف ساده بیان می شود اما در واقعیت نیاز به یک بستر سازی درست و برنامه ریزی با اهداف کلان دارد و صبر می خواهد زیرا انجام چنین کاری با زمان محدود انجام نمی پذیرد