آشنایی با واژه‏ ها و اصطلاحات اداری ، استخدامی و مالی

آشنایی با واژه‏ ها و اصطلاحات اداری ، استخدامی و مالی

پاراف آشنایی با واژه‏ ها و اصطلاحات اداری ، استخدامی و مالی :

 واژه‏ ها و اصطلاحات اداری و استخدامی

  1. ساختار سازماني : رابطه ميان واحدهاي سازماني كه حدود اختيارات، سلسله مراتب، سطوح فرماندهي و نحوه تقسيم و توزيع وظايف ميان واحدها را نشان مي دهد، و شامل شرح وظايف، نمودار سازماني و پست هاي سازماني مي باشد.
  2. سطح سازماني : هر يك از مقاطع تشكيل دهنده سلسله مراتب سازماني است كه جزء رده فرماندهي قرار مي گيرد، سطوح سازماني به ترتيب زير مي باشد: – وزير يا مقامات هم طراز – معاونت  – اداره كل – دفتر – مديريت  – گروه _ اداره
  3. واحد سازماني: از اجزاي ساختار سازماني است كه در قالب يكي از انواع تشكل هاي سازماني: معاونت، اداره كل، دفتر، مديريت، اداره، گروه، مركز، و… عهده دار انجام وظايف متجانس و مرتبط با اهداف دستگاه اصلي مي باشد.
  4. حكم رسمي: عبارت از دستور كتبي مقامات صلاحيت دار وزارتخانه ها و شركت ها يا موسسات دولتي در حدود قوانين و مقررات مربوط است.
  5. مستخدم رسمي: كسي است كه به موجب حكم رسمي در يكي از گروه هاي جداول حقوق موضوع ماده 30 براي تصدي يكي از پست هاي سازماني وزارتخانه ها يا مؤسسات دولتي مشمول اين قانون استخدام شده باشد.
  6. مستخدم پيماني: كسي است كه به موجب قرارداد به طور موقت براي مدت معين و كار مشخص استخدام مي‌شود. شرايط استخدام اين قبيل مستخدمين به موجب آئين نامه اي خواهد بود كه توسط سازمان امور اداري و استخدامي كشور تهيه و به تصويب هيات وزيران مي رسد.
  7. شغل: عبارت از مجموعه وظايف و مسئوليت هاي مرتبط و مستمر و مشخص است كه از طرف سازمان امور اداري و استخدامي كشور به عنوان كار واحد شناخته شده باشد.
  8. رشته: عبارت است از مجموعه رشته هاي مشاغلي كه از لحاظ نوع كار و حرفه و رشته تحصيلي و تجربي وابستگي نزديك داشته باشد.
  9. پست ثابت سازماني: عبارت از محلي است كه در سازمان وزارتخانه ها و مؤسسات دولتي بطور مستمر براي يك شغل و ارجاع آن به يك مستخدم در نظر گرفته شده اعم از اينكه داراي متصدي يا بدون متصدي باشد.
  10. گروه: سطح سازماني است كه عهده دار انجام چند وظيفه از وظايف دفتر يا مديريت مي باشد، ماهيت وظايف گروه مطالعاتي و تحقيقاتي است؛ گروه فاقد واحد تابعه است و در راس آن رئيس گروه قرار دارد.
  11. اداره: سطح سازماني است كه عهده دار انجام چند وظيفه از وظايف اداره كل و مديريت مي باشد. وجه غالب وظايف « اداره » اجرايي است. اداره فاقد واحد تابعه است و در راس آن «رئيس» قرار مي گيرد.
  12. دفتر: سومين سطح سازماني است، که عهده دار انجام بخشي از وظايف متجانس معاونت و يا دستگاه مي باشد و وجه غالب وظايف آن مطالعاتي، آموزشي يا تحقيقاتي است؛ در راس دفتر “مدير کل” قرار مي گيرد.
  13. اداره كل: سطح سازماني است كه عهده دار انجام بخشي از وظايف متجانس معاونت و يا دستگاه مي باشد و وجه غالب وظايف آن اجرايي است، در راس اداره كل، مدير كل قرار مي گيرد.
  14. مديريت: سطح سازماني است كه انجام بخشي از وظايف معاونت يا دستگاه را در زمينه فعاليت هاي مطالعاتي، تحقيقاتي و اجرايي بر عهده دارد و در مقايسه با دفتر و اداره كل از نظر اندازه و حجم فعاليت ها در حد نازلتري است. در راس «مديريت» مدير قرار مي گيرد.
  15. مرکز: واحد سازماني است که انجام بخشي از وظايف دستگاه يا معاونت را در زمينه فعاليت هاي مطالعاتي، تحقيقاتي، آموزشي يا اجرائي به صورت متمرکز در سطح ملي بر عهده دارد و در مقايسه با ساير واحد هاي تابعه از اختيارات اداري و مالي بيشتري برخوردار مي باشد.
  16. معاونت: معاونت بالاترين سطح سازماني پس از بالاترين مقام مؤسسه دولتي مي باشد كه انجام بخشي از وظايف، مرتبط با اهداف دستگاه را بر عهده دارد.

واژه‏ ها و اصطلاحات مالی

  1. اعتبار: عبارت است از مبلغي كه براي اجراي برنامه ها و طرحها و فعاليتهاي مؤسسه در بودجه پيش بيني شده است.
  2. سال مالي: عبارت است از يك سال شمسي كه از اول فروردين شروع و به پايان اسفند ماه ختم مي شود.
  3. درآمد اختصاصي: عبارت است از درآمدهايي كه پس از كسر هزينه هاي مربوط در بودجه پيش بيني مي شود و در جهت اهداف مؤسسه به مصرف مي رسد.
  4. تأمين اعتبار: عبارت است از اختصاص دادن تمام يا قسمتي از اعتبار مصوب براي انجام هزينه معين.
  5. بودجه مؤسسه: برنامه مالي است كه براي يكسال مالي تهيه و حاوي پيش بيني كمكهاي دولت، درآمدهاي اختصاصي و ساير منابع تامين اعتبار و برآورد هزينه ها براي انجام برنامه ها و عملياتي كه منجر به وصول به هدفهاي موسسه مي گردد، مي‌باشد.
  6. برنامه موسسه: بالاترين سطح طبقه بندي كارهاي اجرايي براي انجام مسئوليت هايي است كه به موسسه محول شده است.
  7. تشخيص: عبارتست از تعيين و انتخاب كالا و خدمات و ساير پرداختهايي كه تحصيل يا انجام آنها براي نيل به اهداف موسسه ضروري است.
  8. تعهد: عبارتست از ايجاد الزماتي بر ذمه موسسه ناشي از: تحويل كالا يا انجام دادن خدمت اجراي قراردادهايي كه با رعايت مقررات منعقد شده باشد احكام صادره از مراجع قانوني و ذيصلاح پيوستن به قراردادهاي بين المللي و عضويت در سازمانها يا مجامع بين المللي با اجازه قانون كمك و اعانه به اشخاص حقيقي يا حقوقي كه در جهت اهداف موسسه صورت مي گيرد
  9. تسجيل: تعيين ميزان بدهي قابل پرداخت به موجب اسناد و مدارك اثبات كننده بدهي را تسجيل گويند.
  10. حواله: اجازه اي است كه كتباً‌ بوسيله مقامات مجاز موسسه براي تاديه، تعهدات و بدهيهاي قابل پرداخت از محل اعتبارات مربوط عهده ذيحساب يا فرد مجاز از طرف وي در وجه ذينفع صادر مي‌شود.
  11. درخواست وجه: سندي است كه ذيحساب براي انجام پرداختها از محل اعتبارات مصوب به عهده خزانه در وجه حسابهاي بانكي موسسه صادر مي نمايد.
  12. هزينه: عبارت است از بدهيهاي قابل پرداخت در قبال تعهد يا تحت عنوان كمك با عناوين مشابه.
  13. پيش پرداخت: عبارت است از پرداختي كه از محل اعتبارات مربوط قبل از انجام تعهد صورت مي گيرد.
  14. علي الحساب: عبارتست از پرداختي كه به منظور اداي قسمتي از تعهد از محل اعتبار مربوط صورت مي گيرد.
  15. سپرده: عبارتست از وجوهي كه طبق قوانين و مقررات و قراردادها به منظور تامين و يا جلوگيري از تضييع حقوق موسسه دريافت مي گردد و استراد و يا ضبط آن تابع شرايط مقرر در قوانين و مقررات و قراردادهاي مربوط است.
  16. سند از ديدگاه اصول حسابداري: هر نوشته اي كه ذمه سازمان يا شخص حقيقي يا حقوقي را كه به نحوي با سازمان طرف حساب و معامله است مشغول يا بري نمايد يا مبين پرداخت وجهي جهت خريد كالا يا خدمات و يا حاكي از انعقاد قرارداد يا وقوع عقدي باشد و يا از آثار ناشي از حقوق خاصي حكايت نمايد به شرط وجود اهليت و دارا بودن امضاء مجاز لازم براي رسيدن به يكي از مقاصد سند محسوب مي‌شود.
  17. نصاب معاملات : حدی است که از طرف دولت هرساله تعیین شده و به کوچک،متوسط و بزرگ تقسیم بندی می شود.
  18. اموال مصرفي: اموالي هستند كه بر اثر استفاده، تغيير وضعيت داده يا كلاً‌از بين مي روند.
  19. اموال غير مصرفي: اموالي هستند كه بدون تغيير محسوس و از دست دادن مشخصات اصلي بتوان آنها را بطور مكرر مورد استفاده قرارداد.
  20. اموال در حكم مصرفي: اموالي هستند كه ظاهراً با اموال غير مصرفي مشابهت داشته لكن به لحاظ طبع و ماهيت و يا قلت ارزش آنها تنظيم حساب اموال غير مصرفي براي آنها ضرورت ندارد.