اراده، تحول‌آفرینی و تصمیم‌گیری صحیح و قاطع

اراده، تحول‌آفرینی و تصمیم‌گیری صحیح و قاطع

پاراف اراده، تحول‌آفرینی و تصمیم‌گیری صحیح و قاطع : از آن جا که تصمیم گیری یک امر مهم و سرنوشت ساز است و با افزایش سن، جوانان با آن مواجه می‌شوند، باید هر کسی بیاموزد که چگونه تصمیم بگیرد و با عواقب آن زندگی کند. اما قبل از گرفتن هر تصمیم بهتر است، ابتدا پیامدهای آن را بررسی کند و در مواردی نیز پیش از تصمیم گرفتن، نظر و عقیده سایرین را در مورد آن جویا شود.

در اتخاذ یک تصمیم رعایت این نکات ضروری است:

  • برخی تصمیم‌ها پیامد‌هایی دارد که به فرد اخطار می‌دهد بلافاصله انتخاب خود را تغییر دهد و به اصطلاح تصمیم خود را عوض کند. مهم‌ترین این پیامدها ممکن است به خطر افتادن سلامت فرد یا دیگران باشد، یا خطر از دست دادن کار و فرصت شغلی مناسب، خطر از دست دادن دوستان خوب و… را در برداشته باشد.
  • پیامدهای منفی را که به احساسات، ارزش‌های انسانی، اجتماعی و اسلامی مربوط است، بشناسیم و در تصمیم‌ها مد نظر قرار دهیم؛ مثلا احساس گناه برای انتخاب رفتاری خلاف ارزش‌های خود؛ احساس ناخوشایند به دلیل انجام عملی که اجتماع، والدین و دوستان آن را تأیید نمی کنند.
  • هنگام رویارویی با دشواری‌های پیچیده و انتخاب‌های دشوار، می‌توان از مناسب ترین افراد، هم مانند مشاور و افراد اهل فن، معلم، پدر، مادر یا هر بزرگسال مورد اعتماد و یا دوست کمک گرفت.
  • تمام عواقب احتمالی هر انتخاب را مد نظر قرار داده، با کسانی که می‌توانند به ما کمک کنند مشورت کنیم.
  • یک بخش مهم در تصمیم گیری خوب آن است که تمام اطلاعات لازم را در مورد عواقب احتمالی تصمیم مد نظر قرار دهیم.
  • عواملی را که موجب آسانتر شدن امر تصمیم گیری می‌شوند بررسی کنیم. این عوامل می‌تواند آگاهی از ایستادگی در برابر فشار، اطمینان داشتن از ارزش‌ها و اهداف باشد.
  • اگر یکی از تصمیمات ما عواقب منفی به بار آورد، بهتر است تصمیمات خود را سنجیده تر کنیم و از اشتباه خود درس بگیریم.
  • در اهمیت دادن به عواقب تصمیم گیری، شایان توجه است که «اتخاذ یک تصمیم خوب یعنی آینده را دیدن و پی بردن به آنچه پیش خواهد آمد». هر جوانی باید قادر باشد عواقب احتمالی را با درجه مشخصی از صحت پیش‌بینی کند.

در نظر داشتن معادله رفتار؛ یعنی (تصمیم + تأثیرات دیگران = رفتار)

در توضیح این معادله باید گفت گاهی برخی عوامل بر فرد تأثیر گذاشته و موجب می‌شوند که تصمیم او عوض شود، در نتیجه باعث بروز رفتاری در شخص شود که قبلا قصد آن را نداشته است.

افراد بزرگسال، اغلب به تصمیم‌گیری جوانان انتقاد دارند؛ در حالی که باید آن‌ها را تشویق کنند تا تصمیمات خوب بگیرند. تصمیم‌گیری، معمولا قسمت آسان کار است. پایدار ماندن در تصمیم، بسیار دشوارتر از تصمیم‌گیری است.

اراده و تحول‌آفرینی

با بررسی ساحت‌های وجودی انسان در قلمرو عقلی، عاطفی و ارادی، می‌توان دریافت که اراده در ساختار منش و رفتار وی که به شکل گیری شخصیت او می‌انجامد، نقش اساسی و مهمی ایفا می‌کند. اراده، عامل توانمندی انسان در گزینش و انتخاب است. اراده، برخلاف میل که از طبیعت انسان ناشی می‌شود، نیرویی قوی است که به عقل آدمی بستگی دارد.

اراده و اختیار اگر به خدا پیوند بخورد، با نوعی دل بستگی به منبع قدرت و توانایی همراه می‌شود و اگر آدمی به حقیقت و فیض بخشی این سرچشمه رحمت اطمینان یابد، در زمینه سازندگی شخصیت فردی و اجتماعی با توان بیشتری به سوی موفقیت پیش می‌رود.

آفت اراده

آفت اراده، یاس و ناامیدی است. انسان نباید به خود یاس راه دهد و از رحمت و لطف خداوند نومید شود که یاس، از گناهان کبیره است.بیم و نومیدی انسان، از ضعف ایمان او نشأت می‌گیرد. فرد پارسا و خداشناس، در مسیر کمال از تلاش و تکاپو باز نمی‌ایستد تا شاهد مقصود را در آغوش گیرد. خداوند نیز وعده داده است، به بندگانی که در راه کسب زیبایی‌ها و فضیلت‌ها بکوشند، لطف خویش را عطا فرماید: وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ ا…َ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ. (عنکبوت: ۶۹) آنها که در راه ما تلاش می‌کنند، به طرف خودمان هدایت خواهیم کرد، به درستی که خدا با نیکوکاران است.

راه‌های پرورش اراده

مبارزه با عادت‌های منفی و پرورش عادت‌های صحیح، یکی از راه‌های پرورش اراده است. انسان با توانایی شگرف خویش، خود را از قید وابستگی‌ها و دلبستگی‌های شناختی، گرایشی و عملی آزاد می‌سازد و سد ادراکی «حس» را که محیط و طبیعت، فراروی وی نهاده است، می‌شکند. استعداد و نیروهای خود را در خدمت عقل و فضیلت قرار می‌دهد. ضرورت مبارزه با عادت‌های غلط، بدین سبب است که انسان با انس به آنها، قوه تشخیص و اختیارش را تا حد زیادی از دست می‌دهد.

  • صبر: بالا بردن آستانه تحمل در برابر بلاها، ناخوشی‌ها و گناهان و آنچه موجب سختی حرکت در مسیر تکامل آدمی است، یکی دیگر از راه‌های پرورش اراده است. شتاب زدگی در کارها، به گمراهی و انحراف می‌انجامد.
  • کنترل خشم : عوامل تحریک‌کننده را به حداقل برسانید: اگر عواملی را می‌شناسید که قطعا فرزند شما را عصبانی می‌کنند، آنها را به حداقل برسانید. دوستی زورگو، ندیدن سریال مورد علاقه و مانند اینها. درباره مواردی که احساس می‌کنید حق با اوست، به یاری‌اش بشتابید. درست است که فرزندتان در آینده با تمام این مشکلات روبه‌رو خواهدشد، اما وضع روحی‌اش در بزرگسالی با سنین بحرانی کنونی‌اش تفاوت خواهد داشت. عوامل تنش‌زا را به حداقل برسانید و به خود او هم یاد دهید که درموارد غیرضروری از شر بپرهیزد.
  • شرایط را به خوبی مدیریت کنید: هنگامی که فرزندتان عصبانی است، به دنبال انجام کاری باشید که او را آرام می‌کند. چند دقیقه تماشای برنامه‌ای شاد، تماس با دوستی خوب، پیاده‌روی کوتاه، رفتن به پارک نزدیک خانه و امثال اینها نمونه‌هایی هستند که می‌توانند به آرامش دختر و پسر شما کمک کنند. بهترین روش پاسخگو آن است که دراین زمینه از خود فرزندتان نظرخواهی کنید. او بهتر از هرکس می‌داند چه چیزهایی به آرامش پیداکردنش کمک می‌کنند.
  • مواظب سوءتفاهم‌ها باشید: عوامل زیادی برای ایجاد هر سوءتفاهم وجود دارند، اما به طور کلی دنیای کودکی و نوجوانی سرشار از سوءتفاهم‌ها و برداشت‌های اشتباه است. کافی است شما برای پسر کوچک‌تان سیب پوست بکنید تا صدای پسر بزرگ‌تان از بی‌عاطفگی شما و بی‌علاقگی‌تان نسبت به او درآید. یا دخترکوچولوی تازه به دنیا آمده را بیشتر بغل کنید و تماشاگر گریه‌های بی‌امان خواهرش باشید. مادری پس از جمع کردن میز شام، پسر ده ساله‌اش را به کناری کشید و گفت: ببین، من بعد ازظهر به تو گفتم که اتاقت را مرتب کنی، آن وقت تو با بی‌تربیتی و بداخلاقی از جایت بلندشدی و در حالی که پاهایت را می‌کوبیدی و فریاد می‌کشیدی به اتاقت رفتی و در را پشت سرت کوبیدی. چرا این‌قدر بی‌ادب و بداخلاقی؟ پس کی می‌خواهی دست از رفتارهای ناپسندت برداری؟ پسر جواب داد: ببین مادر، آن‌وقت که تو گفتی باید اتاقم را مرتب کنم، من داشتم برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌ام که یک هفته برایش لحظه شماری کرده بودم را می‌دیدم. تا برنامه شروع شد تو به من گفتی که باید بروم دنبال تمیزکردن اتاقم. تو می‌دانستی، می‌دانستی که من چقدر این برنامه را دوست دارم، و مخصوصا من را از دیدنش منع کردی. چرا من را این‌قدر اذیت می‌کنی؟ من هیچ وقت ندیده‌ام این بلاها رابه سر خواهرم بیاوری. تو فقط با من اینگونه رفتار می‌کنی!
  • این از همان مواردی است که صددرصد سوءتفاهم پیش آمده و مادر بدون آن که متوجه شود، آتش خشم را برای فرزندش شعله‌ور کرده و خاطره‌ای تلخ در ذهن او برجای گذاشته است. او باید به پسرش بفهماند خبرنداشته آن برنامه چقدر برایش اهمیت داشته و اگر در آینده چنین اتفاقی افتاد، پسر باید با لحنی مودبانه بگوید که در آن وقت مشغول تماشای برنامه محبوبش است و بعد از تمام شدن آن، سراغ تمیزکردن اتاقش خواهد رفت. مواظب سوءتفاهم‌ها باشید و به فرزندتان هم بگویید به جای برخورد بد، ابتدا حرفش را با لحنی درست ابرازکند تا طرفین راضی باشند.
  • به او کمک کنید تصویری مثبت از خود داشته باشد: دختری هربار که با برادرش بسکتبال بازی می‌کرد، می‌باخت و از این بابت بشدت خشمگین می‌شد. روزی مادرش به او گفت: علت این عصبانی شدنت چیست؟ ابتدا دختر پاسخ درستی نمی‌داد، اما پس از چند سوال وجواب پاسخ داد: برای این که همیشه بازنده ام. من فردی بدبخت و ناتوانم. تا حالا حتی یک بار هم نشده از برادرم ببرم. در این جا وقت آن رسیده بود که مادر به کمک دخترش بشتابد. او گفت: این که برادرت بسکتبال را از تو می‌برد به دلیل ناتوانی تو نیست. تو تلاشت را می‌کنی و مرتب هم داری تمرینات مختلف بسکتبال را انجام می‌دهی. اما برادرت دو سال از تو بزرگ‌تر است و قدی بلندتر از تو دارد. طبیعی است که او همیشه برنده شود. تو هم در بازی با فرد کوتاه‌تر براحتی برنده می‌شوی.تصویر ذهنی بد جزو عواملی است که باعث ایجاد خشم می‌شود. پس به فرزندتان کمک کنید نظر مثبتی راجع به خود داشته و به او بفهمانید شکست و باخت، هرگز مانع رسیدنش به موفقیت‌های بعدی نیست.آرمان.