پاسخی درباره تفاوت تطبیق کارمندان استخدامی ۸۸ و حق عائله زنان کارمند مجرد

پاسخی درباره تفاوت تطبیق کارمندان استخدامی ۸۸ و حق عائله زنان کارمند مجرد

پاراف پاسخی درباره تفاوت تطبیق کارمندان استخدامی ۸۸ و حق عائله زنان کارمند مجرد : تعدادی از بخشنامه و قوانین صادره در امور استخدامی و اداری کارمندان به وضوح مصداق بی عدالتی و بی انصافی در پرداخت های کارمندان و کارکنان دولت است. و معلوم نیست فلسفه تصویب آنها چه بوده است. البته تا عملکرد کارمند ملاک پرداخت های وی نشود، از این دست مشکلات و نارضایتی ها باز هم ایجاد خواهد شد.

بخشنامه شماره ۵۵۹۱۹/۲۰۰-۲۸/۱۰/۱۳۸۹ موضوع پرداخت تفاوت تطبیق به کارمندان استخدامی سال ۸۸ به بعد:

اساس بخشنامه مذکور کاملا مخالف با قانون مدیریت خدمات کشوری بوده و اصلا مشخص نیست چرا دولت قبل کارمندی را که بر اساس قانون مدیریت خدمات کشوری و آئین نامه های آن استخدام نموده، تفاوت تطبیق وی را در قانون نظام هماهنگ پرداخت که در آن زمان منسوخ شده بود، لحاظ نموده است!؟اساسا مگر می شود فردی بر اساس یک قانون جدید استخدام شود ولی پرداختی های وی براساس قانون دیگری که از قضا منسوخ هم بوده است انجام شود!؟ مثل این می ماند که فردی بر اساس یک قانون در دستگاهی استخدام شود و دولت بر اساس یک قانون منسوخ دستگاهی دیگر را مجبور به پرداخت حقوق وی کند. حالا دستگاه مورد نظر دیگر قصد ندارد این رویه را ادامه دهد. آن را باطل و به کارمند مورد نظر می گوید که حقوق خود را از همان دستگاهی که در آن استخدام شده است دریافت کند.

سئوال اینجاست کدام طرف غیر قانونی عمل کرده است!؟

از طرفی این یک بی عدالتی و بی انصافی در حق اکثریت کارمندان دولت بوده است. کارمندان با سابقه و حتی با مدارک تحصیلی بالا که در نظام هماهنگ پرداخت استخدام شده بودند در زمان انتقال به قانون خدمات کشوری تفاوت تطبیق ناچیزی دریافت کرده بودند، شاهد دریافت تفاوت تطبیق کارمندان تازه کاری بودند که بعضا تفاوتی بسیار فاحش با آنها داشته است. از طرفی تفاوت تطبیق مذکور در طول این سالها علی رقم انکه می بایست در طول سالها مستهلک میگردید، ثابت مانده است!

اضافه بر این فرض کنید آقای الف در سال ۸۳ با مدرک فوق دیپلم بصورت پیمانی استخدام شده است.این شخص در سال ۸۹ موفق به اخذ مدرک لیسانس میشود.همچنین آقای ب در سال ۸۹ استخدام می شود.این دو در سال ۸۹ دارای شرایط یکسان به لحاظ مدرک تحصیلی و آقای الف دارای سوابق بیشتر کاری است.اما آقای ب به مدد بخشنامه ذکر شده هم فوق العاده مخصوص کارکنان پیمانی وهم  بعضا فوق العاده ۳۵%  را دریافت خواهد کرد که در نتیجه تفاوت تطبیق بالایی را نیز دریافت خواهد کرد.اما این امتیازات شامل آقای الف نخواهد شد هر چند که با فرد ب دارای شرایط یکسان بوده و بلکه موجه تر نیز می باشد.با لحاظ بخشنامه فوق احکام کارگزینی فردی با چندین سال سابقه کار تفاوتی با کارمند جدید الاستخدام با شرایط یکسان نخواهد داشت.

کارمندان استخدامی سال ۸۸ اگر اعتراضی به پایین بودن حقوق پرداختی خود داشتند باید این درخواست را در قوانین منبعث از قانون مدیریت خدمات کشوری مطالبه می کردند، وگرنه ابطال این بخشنامه از روز اول هم مشخص و آشکار بود.

پرداخت حق عائله مندی به زنان مجرد:

این بخشنامه یکی دیگر از بی عدالتی ها و بی انصافی ها در صدور آن است. در قانون مدنی تاکید شده است که هزینه زن و فرزندان به عهده مرد خانواده است. این هزینه در اصطلاح حقوق «نفقه» نام دارد و مرد مکلف به پرداخت آن است. اما در این بین هستند مردانی که این حق را رعایت نمی‌کنند یا گاهی مردان به دلایلی غیرعمدی و به دلیل ناتوانی مالی قادر به انجام این وظیفه خود نیستند.

در قوانین ما از پرداخت حق اداره خانواده به عنوان حق عائله‌مندی یاد می‌شود که در طول سال‌های اخیر پرداختن این حق و حق‌اولاد به زنان کارمند با فراز و فرودهایی همراه بوده است.

مشخص نیست مرد که شرعا و عرفا نان آور خانواده است و زن که شرعا و عرفا مسئولیتی در این زمینه ندارد، با کدام تفسیر مستحق دریافت حق عائله مندی می باشد. زنان کارمندی که به حکم دادگاه و با توجه به شرایط حضانت فرزندان را برعهده دارند، مادرانی که همسر خود را از دست داده اند و به تنهایی از فرزندان خود نگهداری می کنند را می شود توجیح کرد. اما کدام حکم و عقل قانونی می پذیرد، مرد مجرد نمی تواند حق عائله مندی دریافت کند، ولی دختر مجرد می تواند!!؟

کدام شرایط ویژه بر زن مجرد حاکم است که بر مرد مجرد حاکم نیست!؟ اگر نگاه فمنیستی را از این تفسیر بر داریم آنگاه بی عدالتی را به وضوح مشاهده خواهید کرد. به نظر شما تعداد مردان مجرد دارای افراد تحت تکفل بیظتری هستند یا دختران مجرد؟

بر اساس قانون مدیریت خدمات کشوری، «کارمندان زن شاغل، بازنشسته و وظیفه‌بگیر مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب » که دارای همسر نبوده یا همسر آنان معلول یا از کار افتاده کلی باشند یا خود به تنهایی متکفل مخارج فرزندان باشند، از مزایای «کمک‌هزینه عائله‌مندی و اولاد موضوع بند ۴ ماده ۶۸ قانون مذکور نیز برخوردار می‌شوند». بد نیست بدانید که کارمندان زن شاغل، بازنشسته و وظیفه‌بگیر مشمول این بند باید شرایطی داشته باشند: ۱- همسر نداشته نباشند؛ ۲- همسر آنان معلول یا از کارافتاده کلی باشد؛ ۳- خود به تنهایی مخارج فرزند خود را تامین کنند.
به این ترتیب در صورتی که این شرایط وجود داشته باشد کارمند زن می‌تواند از کمک‌‌هزینه عائله‌مندی و کمک‌هزینه اولاد استفاده کنند. علاوه بر این، کسانی حق عائله‌مندی و اولاد دریافت خواهند کرد که مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب هشتم مهر ماه سال ۱۳۸۶باشند به عبارت ساده‌تر باید کارمند دولت باشند. کارمند دستگاه اجرایی، فردی است که براساس ضوابط و مقررات مربوط، به موجب حکم یا قرارداد مقام صلاحیتدار در یک دستگاه اجرایی به خدمت پذیرفته می‌شود.

چند سال قبل تفسیر بند۴ ماده ۶۸ قانون مدیریت خدمات کشورى تصویب و ابلاغ شد. درباره این استفساریه باید گفت که این بند «کمک‌هزینه عائله‌مندی و اولاد» را به «کارمندان مرد شاغل و بازنشسته و وظیفه‌بگیر مشمول این قانون که دارای همسر می‌باشند» قابل پرداخت دانسته است، اما در مورد «کارمندان زن شاغل و بازنشسته و وظیفه‌بگیر مشمول این قانون که دارای همسر نبوده یا همسر آنها معلول یا از کارافتاده کلی است یا خود به تنهایی متکفل مخارج فرزندان هستند» تنها از «مزایای کمک‌هزینه عائله‌مندی موضوع این بند» نام برده و مزایای کمک هزینه اولاد مسکوت مانده است.

اگر قرار است قانونی تصویب شود باید جامع همه شرایط باشد. باید دست برداشت از نگاه کردن به عده ای و چشم پوشی از عده ای دیگر. دوران تجویز قوانین جزیره ای به سر امده است. باید در تصویب قوانین و مقررات کمی بیشتر دقت کرد.

در نتیجه نقص این بند از قانون، کمک هزینه اولاد که تا پیش از تصویب قانون در سال ۱۳۸۶ به زنان مذکور پرداخت می‌شد، متوقف شد و در نتیجه اعتراض‌ها و ابهام‌هایی را در پی داشت. این ابهام باعث شد که در تاریخ ۱۱ مرداد سال ۱۳۹۰، طرح استفساریه‌ای در این خصوص تقدیم مجلس شورای اسلامی شود. این مصوبه در بهمن‌ماه به تصویب رسید و در اسفندماه از سوی شورای نگهبان تایید شد.

حتی اگر قرار است کمکی در این مورد شود، باید شرایطی ایجاد کرد تا هر کارمندی فارغ از مجرد یا متاهل بودن، در صورتی که واجد آن شرایط بود، مستحق دریافت شود. در این صورت دیگر زن و مرد بودن، مجرد و متاهل بودن تفاوت چندانی ندارد. بلکه این شرایط کارمند است که تعیین کننده است.

در این استفساریه پرسیده شده بود که آیا کارمندان زن شاغل و بازنشسته و وظیفه‌بگیر مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب سال ۱۳۸۶ که دارای همسر نبوده یا همسر آنان معلول یا از کارافتاده کلی هستند یا خود به تنهایی متکفل مخارج فرزندان هستند از مزایای کمک هزینه عائله‌مندی و اولاد موضوع بند ۴ ماده ۶۸ قانون مذکور برخوردار می‌شوند یا خیر؟ نظر مجلس بر این بود که: بلی، از مزایای کمک هزینه عائله‌مندی و اولاد نیز برخوردار می‌شوند.

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 0
دوست نداشتم: 0
میانگین امتیازات: 0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *