آنچه جدی گرفته نمی شود! بحران در صندوق های بازنشستگی

آنچه جدی گرفته نمی شود! بحران در صندوق های بازنشستگی

پاراف آنچه جدی گرفته نمی شود! بحران در صندوق های بازنشستگی : در تدوین برنامه ششم توسعه بحران صندوق بازنشستگی در ردیف بحران‌هایی نظیر آب و محیط زیست مطرح شده است، با این وجه تمایز که راه حل بحران اول بیش از آنکه ناشی از تغییرات اقلیمی باشد، ریشه در سیاست‌ها و برنامه‌های نادرست گذشته داشته است. حال سیاستمداران این موضوع را در اولویت قرار دادند.

از نظر کارشناسان برای عبور از این بحران، باید به سه سوال اصلی پاسخ داد: نخست آنکه بزرگی ابعاد بحران به چه اندازه است؟ دوم آنکه مشکلات بحران را چگونه می‌توان ریشه‌یابی کرد؟ و در نهایت اینکه راه عبور از بحران چگونه خواهد بود.

بحرانی که نشانه‌های آن همچون «وابستگی صندوق‌های اصلی بازنشستگان کشوری و لشکری به بودجه عمومی» و «مطالبات سازمان تامین اجتماعی از دولت» از مدت‌ها قبل بروز کرده است.

بزرگی ابعاد بحران

حسین عبده‌تبریزی، اقتصاددان و مشاور وزیر راه و شهرسازی با تاکید بر ضرورت اصلاح ساختار صندوق‌های بازنشستگی دلایل آن را این‌گونه برمی‌شمارد: «ضرورت اصلاح ساختار صندوق‌های بازنشستگی بیش از هر چیز به لحاظ اهمیت تامین آتیه گروه‌های مختلف مردم است. به‌علاوه، اگر مشکل تعادل جریان‌های ورودی و خروجی صندوق‌های بازنشستگی حل شود، ضرورت عبور این صندوق‌ها از گذر دولت نیز کمتر خواهد شد. علاوه بر این، صندوق‌های بازنشستگی پس‌اندازهای بلندمدت را تجهیز می‌کنند و تشکیل سرمایه در کشور را ممکن می‌سازند؛ امری که به‌شدت مورد نیاز کشور است.

در ایران، نیازی عمده به پس‌اندازهای بلندمدت وجود دارد تا تخصیص بلندمدت وجوه به شکلی کارآمد امکان‌پذیر شود. وجوه تحت مدیریت صندوق‌های بازنشستگی سررسید بلندمدت دارد و از این‌رو، صندوق‌ها قادرند منابع خود را به شکل پایدار و موثرتری تخصیص دهند. این امر شاید دلیل دیگری است که توجه دولت‌ها را به صندوق‌های بازنشستگی جلب می‌کند، دولت‌هایی که علاقه‌مندند پس‌اندازهای بلندمدت در جامعه افزایش یابد و با ترفندهایی مثل معافیت مالیاتی مردم را بدین مهم تشویق می‌کنند.

اهمیت دیگر صندوق‌های بازنشستگی از حیث اصلاح نظام مالکیت است. در بیشتر بازارهای سرمایه، صندوق‌های بازنشستگی بخش قابل ‌ملاحظه‌ای از دارایی‌های بازار را در اختیار دارند. بنابراین، افزایش مالکیت این صندوق‌ها به توزیع ثروت در کشور کمک می‌کند و از این‌رو صندوق‌ها اهمیت ویژه‌ای دارند. موضوع دیگر در مورد ترکیب مدیریتی صندوق‌های بازنشستگی است. در چند دهه اخیر، بسیاری از مدیران و حتی کارشناسان حوزه بازنشستگی که بزرگ‌ترین وجوه پس‌اندازی کشور را مدیریت کرده‌اند، هیچ سررشته‌ای از علوم مالی، سرمایه‌گذاری، اقتصاد، حسابداری و امثال آن نداشته‌اند و این موضوع در شیوه مدیریت وجوه و نوع سرمایه‌گذاری و سبدگردانی آنان انعکاس یافته است.

با توجه به حجم منابع این صندوق‌ها و ضرورت مدیریت ریسک دارایی‌های آنها، استراتژی سرمایه‌گذاری صندوق‌های بازنشستگی اهمیتی ویژه دارد. پوست‌اندازی نیروی انسانی در صندوق‌های بازنشستگی ضروری است و این دلیل دیگری بر اهمیت صندوق‌های بازنشستگی در ایران به‌حساب می‌آید. از همه آنچه گفته شد مهم‌تر اینکه صندوق‌های بازنشستگی ابزاری برای تامین مالی زندگی روزمره بخش عمده‌ای از جمعیت کشور محسوب می‌شوند. از این‌رو، توجه به موضوعاتی چون تدوین مقررات، نظارت موثر و تعریف ساختار سازمانی و عملیاتی کارآ برای این صندوق‌ها از اولویت بسیار برخوردار است.»

ریشه‌یابی بحران

آنچه از ارزیابی عملکرد صندوق‌های بازنشستگی روشن است بنگاهداری آنها علاوه بر اینکه بازدهی مناسبی برایشان نداشته بخش بزرگی از مسائل ناشی از بنگاهداری از ناحیه نظام سیاسی را به آنها تحمیل کرده است.

با توجه به این امر در آینده بهترین مسیری که می‌توان برای آنها پیشنهاد داد خروج از بنگاهداری و تبدیل این دارایی‌ها به دارایی‌های کاغذی یا سهامداری در بازار سرمایه است. اما اینکه این استراتژی تا چه میزان قابل عملیاتی باشد به علت رکود اقتصادی و وضعیت بازار سرمایه در شرایط فعلی جای تردید دارد.

دولت در گذشته تعهدات و مصارف بسیاری را بر دوش صندوق‌ها گذاشته است. بر این اساس صندوق‌ها از هر دو سمت منابع و مصارف تحت فشار قرار گرفتند که نتیجه آن چیزی جز تنگنای مالی شدید آنها نیست.

راه عبور از بحران

محمود اسلامیان، مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری می‌گوید احتمالا کاهش درآمدهای نفتی دولت را مجبور کرده که مساله بحران صندوق‌ها را جدی بگیرد؛ چراکه سال‌هاست صندوق‌های بازنشستگی بودجه خود را از دولت می‌گیرند و تنها معدود صندوق‌هایی وجود دارند که هنوز به بودجه دولت وابسته نشده‌اند.

اسلامیان به دو موضوع اصلی پرداخته؛ اول بررسی ریشه‌هایی که منجر به شرایط بحرانی در صندوق‌ها شده و دوم اقداماتی که باید برای خروج از مشکلات انجام داد. اصلاحاتی که به گفته مدیر صندوق بازنشستگی کشوری نه یکباره که حداقل طی ۱۰ تا ۱۵ سال زمان خواهد برد. از طرف دیگر پیش‌بینی‌ها می‌گویند اگر تا ۱۵ سال آینده اصلاحات اساسی در صندوق‌های بازنشستگی ایران انجام نشود، بحران صندوق‌ها گریبان دولت را خواهد گرفت.

آن زمان احتمالا همه مزد و حقوق‌بگیر دولت خواهند شد. چون علاوه بر یک میلیون و ۲۰۰ هزار مستمری‌بگیر صندوق بازنشستگی کشوری که حقوق خود را از دولت می‌گیرند، بیش از سه میلیون مستمری‌بگیر تامین اجتماعی و سایر صندوق‌ها هم به آن اضافه خواهد شد. در این حالت همه متوسل به جیب دولت می‌شوند. آن هم دولتی که مانند گذشته دیگر پولدار نیست.

شاید لازم باشد که در گام اول مجلس و دولت برخی از اقدامات دستوری خود در مورد صندوق‌های بازنشستگی را متوقف کنند چون تا زمانی که تعهدات مالی و دستوری دولت‌ها و مجلس‌ها وجود داشته باشد، هیچ رویکردی نمی‌تواند مشکل صندوق‌ها را حل کند و اصلاحات پارامتریک و ساختاری گره‌گشا نخواهد بود. در کنار این، لازم است که برخی از شاخص‌های پارامتریک مانند تغییر سن بازنشستگی و ورودی به صندوق‌ها را اصلاح کنیم و یکسری اصلاحات هم در ساختار اقتصادی صندوق‌ها ایجاد کنیم.

مشکلات قابل حل است؛ اما به شرط اینکه اصلاحاتی که در پیش‌نویس برنامه ششم توسعه در مورد صندوق‌های بازنشستگی پیشنهاد شده، اعمال شود یک نکته دیگر هم وجود دارد. پیش‌زمینه اصلاح صندوق‌ها، شفاف‌سازی است. اگر قرار است اصلاحات انجام شود، سن بازنشستگی یا برخی تغییرات سیستمی ایجاد شود، نیازمند این هستیم که صندوق‌ها هم شفاف‌سازی کنند.دنیای اقتصاد.