داستان غم انگیز اشتغال و سیب زمینی، پسته و خودرو ملی

داستان غم انگیز اشتغال و سیب زمینی، پسته و خودرو ملی

پاراف داستان غم انگیز اشتغال و سیب زمینی، پسته و خودرو ملی : نمی‌دانم صنعت خودروسازی ایران در تولید هر اتومبیل چقدر ارزآروی دارد؟ یعنی با ساخت هر دستگاه اتومبیل در کشور چقدر مانع خروج ارز می‌شویم؛ اما می‌دانم که خودروهای وطنی قابل مقایسه با خودروهای خارجی حتی همین کره‌جنوبی که هم‌زمان با ایران شروع به ساخت خودرو کرد، نیست.

روزگاری نه‌چندان دور رانندگان کره‌ای در جاده‌های ایران رانندگی می‌کردند و ایران بازار کار فعالی برای آنان بود. حالا هم کره‌ای‌هابه شکل دیگری جاده‌های کشور را به تسخیر خود درآورده‌اند! علاوه بر خودرو، محصولات ساخت کره، شامل ماشین لباسشویی، ظرفشویی و یخچال و گاز کره‌ای هم ساکن آشپزخانه‌های ماست.

من نمی‌دانم با ساخت یک ماشین در ایران چه میزان از خروج ارز جلوگیری می‌شود. همه اینها را نوشتم که بپرسم به چه علت برای خرید اتومبیل‌های دپوشده در انبار کارخانجات ماشین‌سازی وام با بهره ١۶ درصد اختصاص دادید تا این کارخانجات مجددا به روش سابق و حال خود ماشین غیراستاندارد بسازند؟ چرا توجه نمی‌کنید بخش کشاورزی هم جزئی از مملکت است؟ بخشی که همه تولیدات آن ارزش افزوده است. نه ارزی خارج می‌شود نه در عالم رقابت، محصول خارجی بهتر و مرغوب‌تر از تولیدات داخلی کشاورزی است.

نمی‌دانم چه کسی برای تنظیم بازار سیب‌زمینی، ‌هزار و ٧٠٠ تن سیب‌زمینی را زیر خاک مدفون کرد؟ مگر آمار خانوار‌های زیر پوشش کمیته امداد امام(ره) را ندارید؟ مگر نمی‌دانید همین ۴۵۵ هزار ریال پول یارانه‌ای که به عده‌ای می‌دهید تنها نقدینگی‌ای است که وارد بسیاری از روستاهای ما می‌شود؟ نمی‌شد سیب‌زمینی را که به دلایل عجیب معدوم کردید، به این خانواده‌ها بدهید؟ می‌دانیم که سیب‌زمینی محصول قاره جدید یا آمریکاست و به همراه گوجه‌فرنگی، توتون و ذرت به وسیله کریستف کلمب وارد دنیای قدیم شد.

توتون در همان سال‌های اولیه ورود به قاره قدیم، در زمان صفویه به بازار ایران راه پیدا کرد اما سیب‌زمینی با توقفی طولانی در زمان جنگ‌های دوم ایران و روس به وسیله هیأت فرانسوی همراه ژنرال گاردن وارد ایران شد که داستانی شنیدنی دارد. به‌هرحال در شرایط مطلوب، امروزه با کود شیمیایی تا ٩ تن گندم در هر هکتار به دست می‌آید اما ٩ ماه زمین زیر کشت گندم می‌ماند و در اکثر مناطق حداقل هفت آب نیاز دارد، اما سیب‌زمینی در هر هکتار بیش از ٨٠ تن محصول می‌دهد و دوره داشت و برداشت آن کوتاه است.

همچنین نمی‌دانم با تولید هر اتومبیل داخلی چه میزان از خروج ارز جلوگیری می‌شود، اما این را می‌دانم که صنعت پسته ایران عمری به بلندای تاریخ ایران دارد و لب خندان یار را شعرا به پسته تشبیه کرده‌اند. این محصول در جهان با همین نام – پسته- شناخته می‌شود و سالانه ٢۵٠‌هزار تن تولید داخلی آن است. اگر دولت نیم‌نگاهی به اندازه صنعت ارزبرخودروسازی، بلکه گوشه‌چشمی موقت و گذرا به این محصول بیندازند.

می‌توان با توجه به قیمت جهانی ۵/١٢ دلار در هر کیلو، سه‌میلیارد دلار ارز وارد کشور کرد که همه آن ارزش افزوده است. نه لازم است «موتور» برای درخت از چین، کره و فرانسه وارد کنیم و نه لاستیک برای حرکت درختان! همه مراحل کاشت، داشت و برداشت بدون دیناری ارز خارجی در داخل کشور تولید می‌شود و بازار متنوع اشتغال را هم در پی دارد. کشاورزان آمریکایی که چند سالی است از رقابت با ما جلو زده و بیشترین تولید را دارند با تکیه بر مدیریت صحیح صادرات و پشتوانه مالی و حضور سیستم بانکی قدرتمند که پول با بهره دو تا ۵/٢ درصد در اختیار تولید‌کننده و صادرکننده می‌گذارند، محصول خود را کمتر از ۵/١٢ دلار نمی‌فروشند. اما باغدار ایرانی به علت نیاز به نقدینگی و صادرکننده هم به علت نداشتن نقدینگی و اخذ نقدینگی از تجار هندی و چینی یا حضور تجار هندی و چینی در بازار پسته و خرید آن به زیرقیمت جهانی، متضرر می‌شوند و همه سود به جیب خارجی‌ها می‌رود.

تجار به لحاظ نداشتن پشتوانه مالی، پسته را در آغاز سال زراعی به کیلویی ۵/٩ دلار می‌فروختند و چون باغدار به پول نیاز داشت و عمده باغداران، خرده‌پا و تک‌محصول هستند حاضر به فروش ارزان‌تر می‌شدند. الان هم پسته کیلویی ۵/٨ دلار به فروش می‌رود. پسته ایران که مرغوب‌تر از پسته آمریکاست کیلویی ۵/٨ دلار و پسته آمریکایی با توجه به توان بالای باغداران و صادرکنندگان به همان ۵/١٢ دلار و سرفرصت فروخته می‌شود. فرض کنیم امسال ٢٠٠‌هزار تن پسته صادر کنیم؛ با قیمت ۵/٨ دلار مبلغ تمامی آن می‌شود یک‌میلیارد و ٧٠٠‌میلیون دلار و اگر فروش پسته نامرغوب آمریکایی را هم ٢٠٠‌هزار تن فرض کنیم مبلغ تمامی آن می‌شود دو‌میلیارد و ۵٠٠‌میلیون دلار. به عبارتی باغداران ایران در سال زراعی پیش‌رو ٨٠٠‌میلیون دلار ضرر می‌کنند.

آیا نمی‌شد کمکی که به صنعت خودروسازی کردند و می‌دانیم و می‌دانید که انبوهی از دعاوی حقوقی از فردای روزی که شروع به پرداخت اقساط می‌شود، برای دادگستری درست کرده‌ایم، بخشی از همین ضرر ٨٠٠‌میلیون دلاری را برای جلوگیری از وقوع آن، نقدینگی در اختیار بخش صادرات پسته قرار می‌دادیم؟ زمانی طولانی نه فقط شش‌ماه به اندازه کافی نقدینگی در اختیار سازمان‌های مربوط به پسته -مثلا انجمن پسته یا تعاونی‌هایی که در این رشته فعالند- قرار می‌دادیم و پسته خریداری‌شده از باغداران، ضمانت بازپرداخت وام آنها می‌شد؟ ساده است! می‌شد و می‌شود این کار را کرد؛ خصوصا وقتی وزیر کشاورزی خود باغدار پسته و تولید‌کننده آن است. شاید وزیر محترم حرفه باغداری خود را میان دیگر مشاغل خود به چشم نمی‌بیند؛ چراکه اگر می‌دید، مانع از ضرر ٨٠٠‌میلیون دلاری صنعت پسته می‌شد.شرق.