داروها

روح و روانمان را با کدام داروها تقویت کنیم؟

پاراف روح و روانمان را با کدام داروها تقویت کنیم؟ : گاهی اوقات احساس می‌کنیم حال روحمان خوب نیست، ناراحت هستیم و بی‌حوصله، اراده‌ای برای هیچ کاری نداریم و احساس می‌کنیم زندگی به شکل زجر آوری تکراری و خالی از هر نوع دلخوشی و انگیزه است.

در این زمان‌هاست که در خود، توان این را نمی‌بینیم که حتی بلند شویم و لیوان آبی بنوشیم، در تعبیر روانشناسی به این حالت‌ها افسردگی می‌گویند، که متاسفانه در قرن حاضر تعداد بسیار زیادی از انسان‌ها در سراسر دنیا با آن دست به گریبان هستند.

ما در اینجا به دنبال ریشه یابی علل بروز این حالت‌ها نیستیم چرا که در تخصص ما هم نیست، اما می‌خواهیم از سخنان نورانی اهل بیت علیهم السلام کمک بجوییم، همان‌ها که مأمن وحی الهی بوده‌اند، همان‌ها که خوب می‌دانند داروی واقعی هر دردی چیست، چرا که آن بزرگواران را از علم لایزال الهی بهره‌ای کامل است.

خداوند متعال انسان را آفریده است و به پیچیدگی‌های روح و جسم او کاملا واقف است، اگر حالمان بد است باید برویم نزد طبیب روح، آنها خوب می‌دانند چگونه حال بد ما خوب می‌شود و حتما راهکارهایشان گره گشاست.

تلاش برای سلامت جسم

حکما گفته‌اند که جسم، مرکب روح است یعنی جسم وسیله حرکت روح است، روح تا در این دنیا است، باید با کمک این جسم به سوى مقصد حرکت کند.

اگر سوار بر ماشین به سوى مقصدى حرکت مى‌کنیم، باید مراقب ایمنی و سالم بودن ماشین هم باشیم، و گرنه از رفتن باز خواهیم ماند. اگر می‌خواهیم حال روحمان خوب باشد و در آن شور پرواز و حس حرکت متعالی باشد؛ باید مراقب جسممان هم باشیم.

عواملی چون پر خوری، تنبلی، افراط در خوابیدن و تفریح کردن و… باعث آسیب به جسم می‌شود و ما مستقیما اثر آن را در روح می‌بینیم، وقتی یک غذای سنگین و چرب را بیش از اندازه می‌خوریم، احساس ناتوانی می‌کنیم، توان انجام هر کاری را از دست می‌دهیم نه حال مطالعه داریم نه عبادت و نه توان قدم از قدم برداشتن.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: از پرخورى بپرهیزید، چون بدن را تباه مى‌کند، بیمارى پدید مى‌آورد و سست‌کننده از عبادت است.

امیرالمومنین(ع) فرمود: اگر خداوند صلاح و رستگارى بنده اى را بخواهد، به او الهام مى‌کند که: کم سخن گوید، کم بخورد و کم بخوابد. پس برای سفر از حال بد به حال خوب، نخستین قدم رسیدگی به وسیله سفر است، باید به میانه روی در خوردن، خوابیدن، تفریح کردن و… جسم را در خدمت روح در بیاوریم، مثل ماشینی که قبل از هر سفری از سالم بودنش اطمینان پیدا می‌کنیم.

بهترین غذا برای روح‌های بیمار

ما بارها و بارها تجربه کرده‌ایم که وقتی حال روحمان خوب نیست و دچار سرگردانی و بی‌حالی هستیم، سعی می‌کنیم که با کسی صحبت کنیم و مشکل خود را با او در میان بگذاریم، معمولا در این مواقع به سراغ کسی می‌رویم که خیلی خوب صحبت می‌کند، آنچه که نیاز داریم بشنویم را به ما می‌گوید، از امیدواری و توکل می‌گوید و در هنگام صحبت او، ما ناخودآگاه احساس می‌کنیم که حالمان دارد بهتر می‌شود به گونه‌ای که تا چندین ساعت یا حتی چند روز حالمان خوب است و با انگیزه بیشتری به امور زندگیمان می‌رسیم.

و این سخنان اثر گذار همان است که اسلام نامش را موعظه می‌گذارد؛ امام علی (ع) می‌فرمایند: «احْىِ قلْبک بِالْموْعِظهِ؛ دلت را با موعظه زنده بدار.» امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند: داروی زنده شدن دل موعظه است. وقتی ما سخنرانی‌های علمای اخلاقی را گوش می‌دهیم احساس می‌کنیم نشاط و امید در رگ‌هایمان تزریق می‌شود، از شنیدن آنچه روح ما تشنه آن است احساس شعف می‌کنیم.

هزاران قول و قرار با خودمان می‌گذاریم که در روند زندگی‌مان تغییرات اساسی به وجود بیاوریم اما بعد از مدتی که از شنیدن این نصایح جان بخش می‌گذرد، باز سستی و خمودی به سراغ ما می‌آید، چاره آن هم این است که ما به صورت مداوم به یک منبع موعظه وصل باشیم.

اگر برایمان مقدور است پای درس علما و مفسرین برویم، اگر نیست سخنرانی‌های آنها را همیشه همراه داشته باشیم و گوش بدهیم، آن وقت می‌بینیم که از حال بد، خبری نیست و حال ما همیشه خوب است، اگر این نصایح را در زندگی‌مان کاربردی هم بکنیم یک انرژی مضاعف خواهیم گرفت و برای تغییرات عمیق‌تر و پویاتر، آماده می‌شویم.

اما یادمان باشد، موعظه‌ای در ما اثر خواهد کرد که آن واعظ خود اهل عمل باشد، موعظه باید از سرچشمه پاک گرفته شود، و بهترین منبع برای وصل بودن دائم و دریافت موعظه، قرآن کریم و سخنان ائمه اطهار علیهم‌السلام است. اینها سر چشمه‌های زندگی بخش حیات دل هستند، این روح‌های بی‌حال و رنجور با تغذیه از قرآن و حدیث جانی دوباره می‌گیرند.

سفر رفتن

یکی از دلایل مهم گرفتگی‌ها روحی، دچار روزمرگی شدن و یکنواختی زندگی است، در این مواقع بهترین کار برای تغییر حال روح سفر است، یک مسافرت خوب به یک جای خوش آب و هوا می‌تواند حال ما را بهتر کند.

همان طور که خداوند می‌فرماید: «أ فلمْ یسیروا فِی اْلأرْضِ فتکون لهمْ قلوبٌ یعْقِلون بِها.» (حج: ۴۶)؛ چرا سفر نمی‌کنند تا در نتیجه سفر قلب‌هایی پیدا کنند که با آنها تعقل و فکر کنند.

امیرمومنان (ع) می‌فرماید: «مسافرت کنید که در آن پنچ فایده است: اندوه زدایی، درآمد زایی، دانش افزایی، ادب آموزی و همراهی با شرافتمند.» همانطور که می‌بینیم امام علی (ع) نخستین فایده سفر را اندوه زدایی می‌داند، پس سفر وسیله‌ای برای رسیدن به سلامتی روح و روان است. پیامبر (ص): سافِروا تصِحّوا؛ سفر کنید تا سالم باشید.

نیایش و صحبت کردن با خداوند متعال

ریشه بسیاری از ناراحتی‌های روحی و بدحالی روح، مشکلات زندگی است، مشکلاتی مالی، بیماری‌ها، تنش‌های خانوادگی، ناکامی در رسیدن به اهداف و عوامل متعدد دیگر که آرامش ما را سلب می‌کنند.

وقتی ما متوجه باشیم که سامان دادن همه امور، فقط در دست توانای خداوند قادر متعال است، وقتی شروع می‌کنیم به نیایش کردن و صحبت با خداوند متعال درهایی از امید بر روی ما گشوده می‌شود و متوجه می‌شویم که اگر همه راه‌ها هم مسدود شود، راه آسمان، راه درخواست کردن از خداوند مهربان همیشه باز است.

وقتی دری از امید باز باشد روح به پرواز در می‌آید و به همان سمت می‌رود و از خمودی و مردگی نجات می‌یابد. امام صادق (ع) می‌فرماید: «دعا کن، زیرا شفای همه دردهاست.آرمان.