آموزه های اجتماعی و تربیتی نهضت کربلا در رفتار با جوانان

آموزه های اجتماعی و تربیتی نهضت کربلا در رفتار با جوانان

پاراف آموزه های اجتماعی و تربیتی نهضت کربلا در رفتار با جوانان : انسان از اول حیات خود همواره در پی الگوهایی برای خویش است تا خود را با آن ها همگون کند و در زندگی خود برترین ها را بشناسد و کمالات آن ها را فراگیرد، زمانی الگو های مثبت در یک نبرد تجلی پیدا می کنند که رهبر نبرد با بصیرت کامل باشد و خود الگوی نمونه ای برای اطرافیان باشد. دراین جا به نکاتی پیرامون رفتار امام حسین(ع) با جوانان در واقعه عاشورا اشاره می شود که مطالعه آن و تاثیر گرفتن از این رفتارها را توصیه می کنیم:

حضرت نسبت به فرزندان وبرادرزادگانش که به میدان مبارزه می رفتند، رفتارهای گوناگونی داشت. در هنگام رفتن به میدان با در آغوش گرفتن آنان و اظهار علاقه صحنه های زیبایی از عاطفه و محبت را به نمایش می گذاشت.
درمورد «قاسم بن الحسن » آمده است: وقتی امام حسین(ع) نگاهش به قاسم افتاد، او را به آغوش کشید. آن دودست به گردن هم آویختند و چنان گریستند که بیهوش شدند.

می‌توان‌ مدعی‌ شد که‌ روش‌های‌ تربیتی‌ قیام‌ عاشورا، جامع‌نگر و مبتنی‌ بر ملاحظه‌ همه‌ قابلیت‌های‌ آدمیان‌ است‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ است‌که‌ همه‌ استعدادهای‌ خداداد و امکانات‌ درونی‌ انسان‌ها به‌ صورت‌ متعادل‌ شکوفا شده‌ و ثمر بدهند.از جای جای زندگی امام حسین می توان نکات فراوانی را آموخت و درس زندگی خود ساخت.

وقتی آنان در میدان مبارزه، در مقابل شرایط نابرابر، گرمای شدید و تشنگی قرار گرفتند، آن حضرت آنان را به صبر دعوت کرد. درمورد «احمد بن حسن » نوشته اند: «بعد از آنکه در میدان جنگ شرایط مبارزه توان را از او گرفت، نزد عمویش حسین(ع)آمد وپرسید: آیا جرعه آبی هست تا جگر خود را با آن خنک کنم و برای مبارزه با دشمنان خدا توان بیشتری پیدا کنم؟ امام(ع) فرمود: فرزندم! کمی صبر کن تا جدت رسول خدا را ملاقات کنی، او چنان شربت آبی به تو بنوشاند که هرگز تشنه نشوی.

آن گاه که بعد از مبارزه فرزندان توسط دشمن مجروح گشته و بر زمین افتادند، حضرت به سرعت خود را بربالینشان رسانید و آن ها را در آغوش گرفت. در آن لحظات حساس که فرزندان نیاز بیشتری به تسلی خاطر داشتند، با آنان ابراز همدردی نمود. وقتی قاسم بن الحسن بر زمین افتاد وعموی خود را صدا زد، امام حسین(ع) خود را بربالین او رساند و فرمود: «به خدا سوگند، بر عموی تو سخت است که او را بخوانی پاسخ ندهد، یا اجابت نماید ولی نتواند کمک کند یا کمک کند اما به توسودی نبخشد. از رحمت خداوند دور باد قومی که تو را کشت. »

رفتار حضرت نسبت به فرزند بیمارش، امام زین العابدین(ع): در حالی که شدت مبارزه و مصبیت های پیاپی کربلا، انسان معمولی را چنان به خود مشغول می کند که همه چیز را فراموش می کند، حسین(ع) از مسئولیت بزرگ تربیت غافل نماند و چون فرزند خود را نیازمند توجه و مراقبت دید، بر بالینش آمد وگفت و گویی صمیمانه به پرسش های او در مورد حوادث کربلا پاسخ داد.
حضرت به سوی خیمه زین العابدین آمد و در حالی که فرزندش استراحت می نمود و زینب(س) از اوپرستاری می کرد، فرزندش را عیادت نمود، وقتی زین العابدین(ع) نگاهش به پدر افتاد، خواست از بستر بر خیزد. اما ازشدت بیماری قادر به برخاستن نبود. از زینب(س) خواست که او را کمک کند، زینب خود را تکیه گاه او قرار داد. امام حسین(ع)از وضعیت بیماری فرزندش سئوال کرد و زین العابدین(ع) حمد خداوند رابه جا آورد و از پدر پرسید دراین روز با این قوم منافق چگونه رفتاری کردی؟ پدر فرمود: «فرزندم شیطان بر آنان مستولی گشت و آنان را از یاد خدا غافل کرد.

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 0
دوست نداشتم: 0
میانگین امتیازات: 0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *