کارمند دولتی کم کار و انعطاب ناپذیر!

کارمند دولتی کم کار و انعطاب ناپذیر!

پاراف کارمند دولتی کم کار و انعطاب ناپذیر! :در هر صنف و کاری افراد خوب و بد وجود دارد. اما محصول چند دهه نظام مدیریتی و اقتصاد ایران خلق گروهی کارمند دولتی کم کار و انعطاب پذیر شده که گاهی انقلابی و گاهی بروکرات می‌شوند.

احتمالا نه آنها که دل در گرو رفتارهای انقلابی و برآمده از منطق خدمت دارند و نه آنها که دلبسته نظم مدیریتی منطبق با بروکراسی خشن هستند، هیچگاه تصور نمی‌کردند کارمندان اداری در ایران رفتاری پیش گیرند که هم رویای گروه اول را نقش بر آب کند و هم آرزوهای دسته دوم را برباد دهد.

مدیران انقلابی در دهه ۶٠ و در اوج جنگ براساس منطق رفتاری چپ اسلامی نظام اقتصادی ایران را اداره کردند. ایده‌هایی مانند ارایه کوپن و نظام سهمیه‌بندی توسط افرادی خلق شد که بیش از آنکه در مدرسه و دانشگاه آموخته باشند، در بازداشتگاه و زندان جزوه‌ای سیاسی خوانده بودند ولی همین گروه حداقل طی یک دهه نظام اداری ایران را به سمتی پیش بردند که جنگی با ۶٩ میلیارد دلار هزینه و بیش از ٢۵٠ هزار شهید را با کمترین مشکل اقتصادی و مالی اداره کردند.

بیش از چهار میلیون و ۵٠٠ هزار کارمند رسمی دولت در بیش از یک هزار شرکت و موسسه وابسته به دولت سالانه ١٢٠ هزار میلیارد تومان از منابع کشور را به باد می‌دهند تا روزانه تنها ٢٢ دقیقه کار مفید انجام دهند.

در دهه ٧٠ گروهی از همین مدیران از ادارات دولتی بیرون زدند، مطالعه کردند و سفر خارجی رفتند و در نهایت ایده‌های مدرن‌تر برای اداره اقتصاد یافتند و محصول حضور آنها رشد اقتصادی کم‌نظیر و سازندگی خاطره‌انگیز بود. در دهه ٨٠ نیز جامعه ایرانی از پس درگیری فکری میان توسعه سیاسی یا اقتصادی، اولی را برگزید و کمتر ذهنی درگیر تعیین شیوه رفتار مدیران دولتی شد ولی در میانه دهه ٩٠ مخلوقی جدید در اقتصاد ایران سربرآورده است.

محصول تمامی اقدامات مدیریتی بیش از چهار دهه گذشته در اقتصاد ایران ایجاد بدنه سنگین با بیش از هشت میلیون و ۵٠٠ هزار حقوق‌بگیر شده ولی همین گروه با صرف منابعی بیش از هشت برابر یارانه حمایتی بخش تولید کشور، تنها بروکراسی‌های زاید و نفسگیر بیشتری را پیش پای اقتصاد ایران می‌سازند.

کارمندان دولتی با تسلط بر دو هزار و ٢٠٠ نوع مجوز و آیین‌نامه و ١٨۵ هزار قانون، فضای اقتصاد ایران را به سمتی برده‌اند که در بزنگاه‌های حساس یا رفتاری «مستضعف»پسند یا اقدامی «بروکراتیک» انجام می‌دهند.

نتیجه دوگانه جدید مدیریتی در اقتصاد ایران ایجاد موانع بی‌شمار پیش پای صاحبان کسب و کار است. مدیران بازمانده از دهه ۶٠ نسبتی میان خود و اندیشه‌های مد روز «انقلابی تمام» نمی‌یابند و البته مدیران دهه ٧٠ هم رسوب دیدگاه‌های خود در رفتار مدیران نسل جدید را نمی‌بینند. محصول چند دهه نظام مدیریتی و اقتصاد ایران خلق گروهی کارمند دولتی کم کار و انعطاب پذیر شده که گاهی انقلابی و گاهی بروکرات می‌شوند.

یکی از مدیران بخش خصوصی چند ماه قبل در جلسه‌ای عمومی از سوی مسوولی دولتی مورد خطاب قرار گرفت. مسوول دولتی از مدیر بخش خصوصی خواسته بود تا تعیین کند اصحاب فعال یک اداره دولتی چه دیدگاه و رفتاری دارند. آنها اصولگرا یا اصلاح‌طلب هستند؟ پاسخ پیرمرد تاجر کارکشته دقیقا همان اتفاقی را ترسیم می‌کرد که در نظام اداری ایران رخ داده است: « آنها نه اصولگرا و نه اصلاح‌طلب هستند.

اقتصاد ایران گرفتار کارمندان دولتی و نه حتی مدیران دولتی شده است. کارمندانی که با همین یک فاکتور کار روزانه ٢٢ دقیقه‌ای می‌توانند تمام دستاوردهای برجام را برباد دهند. کدام سرمایه‌گذار بین‌المللی توان کلنجار رفتن با کارمندانی را دارد که رتبه فساد اداری در یک کشور را از میان ١۶٧کشور جهان به ١٣١رسانده‌اند؟

دوگانه انقلابی-تکنوکرات، فرزندی ناخلف به بار آورده که نه خصوصیات مادر را دارد و نه اخلاق پدر را به ارث برده است. فرزندی که هر دم براساس منافع نامشخص شخصی به سمتی تاب برمی‌دارد.اعتماد/بهراد مهرجو.