حقوق كارمندى و معجزه دخل و خرج خانه!

پاراف حقوق كارمندى و معجزه دخل و خرج خانه! : برنامه ريزى اقتصادى و به تعبير روايات اسلامى ” تقدير المعيشه ” ، يكى از اركان ثبات و پايدارى بنيان خانواده است و بدون آن ، جاى پايى براى بروز اختلاف پيش خواهد آمد.

زن و شوهر بايد موازنه اى معقول و منطقى بين دخل و خرج ايجاد كنند و با پذيرش ‍ واقعيت ها، مانع مساله ساز شدن توقعات فردى شوند.

زنان خانه دار، مديريت امور خانه را اگر بر محور قناعت و پرهيز از خرج هاى غير لازم و تشريفاتى و تجملاتى تنظيم نكنند و از شوهران خود ، توقعات غير منصفانه و بى جا و خارج از توان مالى و ميزان در آمد او داشته باشند ، يا هزينه هاى غير ضرورى را بر آنان تحميل كنند ، بايد منتظر بروز تنش باشند.

اساس خانواده و زندگى مشترك ، بر همكارى است . اگر هر يك از زن و شوهر، طلبكارانه يا تحميل گرانه با طرف مقابل برخورد كنند ، آن تفاهم پديد نخواهد آمد.

سست شدن پايه هاى نهاد خانواده ، گاهى در اثر همين مسايل مادى و اقتصادى است و آغاز آن هم چه بسا از امور جزئى و بى اهميت است و سر از بحران در مى آورد.

ثروت و امكانات ، براى تامين رفاه معيشتى و آرامش روحى و سكون خاطر است و نبايد گذاشت به مايه تشنج و ماده اختلاف تبديل شود.

به كار گيرى عقل و تدبير در تنظيم اقتصادى خانواده ، ايجاب مى كند كه از چشم و هم چشمى و رقابت هاى كمر شكن يا حسادت هاى خانمان برانداز، پرهيز كنند و اجازه ندهند هوس به جاى عقل بنشيند و صفاى زندگى را از ميان بردارد.
قناعت يكى از شيوه هاى خردمندانه در مصرف و خرج است .

به تعبير حضرت على (عليه السلام ): القناعة مال لا ينفد؛ (1) قناعت ، ثروتى پايان ناپذير است .

نقطه مقابل قناعت و ميانه روى و اعتدال اقتصادى ، ولخرجى و اسراف است كه هم ناسپاسى به نعمت هاى خداست ، هم زمينه ساز بروز فقر و تنگدستى است و هم هدر دادن امكانات است كه نابخردانه است . خرج هاى اسرافكارانه هرگز ستوده نيست و كسى كه خردمند باشد ، كس ديگر را بر ولخرجى نمى ستايد ، بلكه ملامت هم مى كند و اگر هم كسى در اثر اسراف و تبذير و ريخت و پاش به فقر و افلاس كشيده شد ، دل كسى بر او نمى سوزد و جاى ترحم نيست ، چرا كه هر چه كرده خود كرده است .

اين مضمون كلام امير المومنين (عليه السلام ) است كه فرموده است : اسرافكار را واگذار كه نه بخشش او ستايش انگيز است ، نه تنگدستى اش ترحم انگيز. (2)

تجمل گرايى ، بيش از آنكه راحتى بياورد ، ناراحتى مى آفريند و به جاى آرامش ، زندگي ها را دستخوش آشفتگي ها و زلزله هاى ويرانگر مى سازد. در وراى بسيارى از چهره هاى به ظاهر شاد و شنگول طبقات مرفه و تشريفاتى ، غمى سنگين و اضطرابى دايمى نهفته است .

كيست كه نداند درون اين گونه خانواده ها كه با هم به رقابت و چشم و هم چشمى پرداخته اند ، چه مصيبت ها و مشكلات و كدورت ها پنهانند كه گاهى هم سرباز كرده و به بيرون درز مى كنند!

مديريت اقتصادى خانه ، نيازمند ايجاد توازن در دخل و خرج و به كار گيرى عقل و مصلحت به جاى هوس و اسراف و تبذير است . در اين مسئله ، زن و مرد سهيم و شريكند ، و بايد براى رسيدن به سطح معتدل در معيشت ، همكارى داشته باشند و بكوشند ، نگذارند مسايل مالى در زندگى مشترك ، عواطف انسانى و مهر و صفا را تحت الشعاع قرار دهند.

حركت در مرز تعادل دشوار است . مواظبت بر اينكه نه گرفتار بخل و امساك شود و نه در دامن اسراف و ولخرجى بيفتد، هوشيارى و منطق مى طلبد. برخى به عنوان اينكه بايد قناعت كرد و حسابگر بود ، بر خانواده خود سخت مى گيرند و گاهى حق آنان را هم تضييع مى كنند. برخى هم به عنوان اينكه بايد دست و دل باز و بخشنده و كريم بود ، مال خود را هدر مى دهند و ولخرجى مى كنند.

حضرت امير (عليه السلام ) در سخن حكيمانه اى به رعايت مرزى معتدل ميان اين افراط و آن تفريط دستور مى دهد و مى فرمايد:

كن سمحا و لا تكن مبذرا، و كن مقدرا و لا تكن مقترا(3)؛

بخشنده باش ، ولى نه ولخرج و اسرافكار، و اندازه گير باش ، ولى نه سختگير و بخيل .

آنچه در آغاز زندگى و تشكيل خانواده و در هنگامه ي خواستگارى و عقد و عروسى به نظر نا چيز و غير مهم جلوه مى كند ، گاهى در آينده سبب بروز مشاجرات و اختلاف مى شود.

در گرما گرم اول ازدواج ، شايد هر دو طرف براى پا گرفتن يك وصلت ، چنين وانمود كنند كه با هر شرطى موافقند و در هر شرايطى سازگارند و هر مهريه اى را مى پذيرند. ولى در بستر زمان ، وقتى به نتوانستن برخورد كنند ، ناسازگارى چهره زشت و ناهنجار خود را نشان مى دهد.

در ايجاد تفاهم اقتصادى در زندگى مشترك ، دو جانب مؤثر است :

يك طرف قضيه به بانو مربوط مى شود ، طرف ديگر به آقا.

يكى بايد قناعت به خرج دهد ، يكى هم بايد بر تلاش بيفزايد.
زن بايد كم توقع و صبور باشد ، مرد هم بايد از بخل و سختگيرى بى مورد و بيش از حد دست بردارد.

گر چه تامين مخارج زندگى بر عهده مرد خانه است ، ولى زن نيز نبايد خارج از وسع و توان مادى شوهر، توقع داشته باشد.

گر چه زن ، بايد صبورى و تحمل و قناعت پيشه كند ، ولى مرد هم بايد در حد توان و وسع خويش ، بر زن و فرزندان خود وسعت و گشايش دهد و از آنچه خداوند روزى كرده است ، خرج كند. اين همكارى ، به استحكام بنيان خانواده كمك مى كند.

در حديثى امام كاظم (عليه السلام ) فرموده است :

ينبغى للرجل ان يوسع على عياله كى لا يتمنوا موته (4)

سزاوار است كه مرد، بر خانواده خود گشايش و وسعت دهد ، تا اهل خانه آرزوى مرگ او را نداشته باشند.

و اين سخن ، شوخى نيست . نمونه هاى واقعى آن را در جامعه خودمان فراوان مى توان يافت . خرج كردن براى خانواده و رفع نيازهاى آنان ، تاكيد و سفارش پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) است كه فرمود:

ابدا بمن تعول … (5) از خانواده و افراد تحت تكفل خود آغاز كن .

اگر مرد ، در حدى كه وظيفه اوست و در توان او مى گنجد ، به تامين نيازهاى همسر و فرزندانش نپردازد ، هم از چشم ها مى افتد ، هم آنان عقده اى مى شوند ، هم حقشان زير پا گذاشته مى شود .اگر مرد آنچه را كه حق خانواده است ، تهيه كرد ، منت هم نبايد بگذارد.
پول زور بده !!

پس هم بايد به تعادل اقتصادى انديشيد ، هم از ريخت و پاش هاى غير ضرورى در مخارج و مصارف پرهيز كرد ، هم سختگيرى هاى بى جا و آزار دهنده را كنار گذاشت ، هم با تفاهم و تبادل نظر به برنامه ريزى درست و قوام بخش زندگى پرداخت ، هم معيار خرد و منطق را به كار گرفت نه هوس ها و تجمل گرايي هاى مشكل آفرين و چشم و هم چشمي هاى حسودانه را ، هم نيازهاى واقعى را از نيازهاى كاذب باز شناخت ، هم بر سختي ها و ناداري ها و كمبودها تحمل داشت ، هم صفاى خانه و خانواده را با مطرح ساختن نزاع هاى مالى و پولى بر هم نزد ، هم سطح زندگى را بر مبناى سطح در آمد تنظيم كرد و استوار ساخت ، هم از درون خانواده هاى گرفتار تشريفات كه بسيار تلخ و رنج آور است عبرت گرفت ، هم خواسته هاى خود را بر طرف مقابل تحميل نكرد ، هم قناعت را به عنوان يك سرمايه معنوى پاس داشت ، كه گفته اند: چو دخلت نيست ، خرج آهسته تر كن .

پي نوشت ها : 1- نهج البلاغه ، فيض السلام ، حكمت 54. 2- غرر الحكم ، (چاپ دانشگاه )، ج 7،ص 160. 3- نهج البلاغه ، حكمت 32. 4- من لا يحضره الفقيه ، ج 2، ص 68. 5- وسائل الشيعه ، ج 6، ص 323. منبع : تلخيص شده از كتاب ” الفباى زندگى (آشنايى با اصول و عوامل تحكيم خانواده ) ” نويسنده : جواد محدثى