نظام تشویق و تنبیه کارگزاران حکومتی در اسلام

نظام تشویق و تنبیه کارگزاران حکومتی در اسلام

پاراف نظام تشویق و تنبیه کارگزاران حکومتی در اسلام : دین اسلام بر دو عنصر تشویق و تنبیه، تأکید فراوان دارد و برای اجرای آن، اصول، شیوه‌ها و آیین‌های خاصی را در نظر گرفته است. نظام تشویق و تنبیه از مهمترین عواملی است که می‌تواند موفقیت مدیران و کارگزاران را در پیشرفت برنامه‌ها و تغییرات اساسی که به‌دنبال آن هستند، تضمین نماید. اتخاذ شیوه‌های تشویقی و تنبیهی متناسب، تأثیر عمده‌ای در انگیزش کارکنان به انجام وظایف محول‌شده به آنان و نیز پیشگیری از تخلف آنها دارد. از سویی، اتخاذ روش‌های ناکارآمد تشویقی و تنبیهی نیز نمی‌تواند اهداف یک سازمان یا اداره را چندان محقق سازد و چه بسا به نتایج منفی و خلاف برآوردها نیز منجر می‌گردد.

با توجه به اهمیت تشویق و تنبیه، نخست باید توجه داشت که موضوع تشویق و تنبیه کارگزاران حکومتی در اسلام، بسیار مورد توجه قرار گرفته و حتی در مواردی راهبردهای اساسی و شیوه‌های کلی تشویقی و تنبیهی، جهت پرهیز از خطاهای احتمالی و کاهش کارآمدی آنها، ارائه شده است.

اسلام، علاوه بر ارائه شیوه‌های کارآمد تشویق و تنبیه کارگزاران حکومتی، به مسأله ضمانت اجرای دنیوی و اخروی آن نیز توجه داشته و بدان پرداخته است.امام علی(ع) در دوره کوتاه زعامت و رهبری خویش، کامل‌ترین الگوی تشویق و تنبیه کارگزاران را ارائه نموده است.

توجه به آیین تشویق و تنبیه و نیز ضمانت اجرای تنبیه در اسلام، می‌تواند راه روشنی را جلوی روی مدیران قرار داده و در نتیجه، موفقیت ادارات و سازمان‌ها و نیز کارآمدی بیش از پیش آنان را منجر گردد.

نظام تشویق و تنبیه کارگزاران و کارکنان اداری، از مسلّمات اصول مدیریت محسوب می‌گردد؛ چرا که یک مدیر کارآشنا، بعد از نظارت و ارزیابی از تلاش‌های کارمندانی که شایستگی خویش را در میدان عمل به اثبات رسانده‌اند، آنها را تشویق و در مقابل، کسانی را که به مسؤولیت خود عمل نکرده‌اند، تنبیه می‌نماید.

در مدیریت اسلامی، برای انتخاب افراد؛ جهت واگذاری مسؤولیت، نهایت دقت و حساسیت صورت می‌گیرد و پس از انتخاب، فرد از امنیت شغلی برخوردار است؛ هر چند این امنیت تا زمانی خواهد بود که فرد در حیطه مسؤولیت خویش تخلف نکند و از آنچه شرع، قانون و مقررات تعیین نموده‌اند، تخطّی ننماید. در مقابل، اگر در راستای شرع و قانون حرکت کند، از بهترین تشویق‌ها و پاداش‌ها نیز بهره‌مند خواهد بود؛ چنانچه امام علی(ع) ضمن توصیه‌های لازم به مالک ‌اشتر در انتخاب قاضی فرمود: «پس از انتخاب قاضی، هر چه بیشتر در قضاوت‏های او بیندیش و آنقدر به او ببخش که نیازهای او برطرف گردد و به مردم نیازمند نباشد و از نظر مقام و منزلت آنقدر او را گرامی دار که نزدیکان تو، به نفوذ در او طمع نکنند تا از توطئه آنان در نزد تو در امان باشد»(نهج البلاغه، نامه۵۳).

یکی از ‌آفت‌های مشاغل اداری، پدیده «تخلف» از قوانین است؛ یعنی کارگزار در قلمرو مسؤولیت خویش آنچه را که باید انجام بدهد، انجام ندهد یا آن را ناقص و یا غلط انجام بدهد. بدیهی است که در چنین صورتی، مسؤول مافوق او با وی برخورد خواهد کرد. لکن بحث در این است که مسؤول مافوق با این کارگزار خاطی، چگونه برخورد کند؟ اینجاست که ضعف‌ها و قوت‌ها در مدیریت یک مدیر، نمودار خواهد شد. همچنین ممکن است کارگزاری وظایفش را به بهترین شکل انجام دهد و زمینه پیشرفت جامعه را فراهم نماید. بدیهی است که از کنار این مسأله مهم نیز نمی‌توان به آسانی گذشت و صرفاً گفت که مدیر یا کارگزار به وظیفه‌اش عمل کرده است، بلکه مسؤولین، وظیفه دارند آن مدیر یا کارگزار وظیفه‌شناس را به میزان لیاقتش، تشویق نمایند تا هم از زحمات او تشکر کرده باشند و هم برای دیگران ایجاد انگیزه نمایند.
در واقع در نظام اسلامی، محیط اجرایی و مدیریتی صرفاً نباید محیطی برای کار باشد، بلکه باید کانونی برای تربیت نیروها نیز باشد. از آنجا که تنبیهات و تشویقات در اسلام، بیشتر جنبه تربیتی دارند، ناگزیر، آیین‌نامه‌های انضباطی باید به‌گونه‌ای تنظیم شوند که تربیت۱ و تأدیب۴ با هم در آن لحاظ گردند. لذا از مهمترین مختصات یک نظام اداری مطلوب، سامان‌داشتن نظام تشویق و تنبیه است.

امیر مؤمنان (ع) در این رابطه، خطاب به مالک ‌اشتر می‏فرماید:
و کارهای مهمّی که انجام داده‏اند برشمار؛ زیرا یادآوری کارهای ارزشمند آنان، شجاعان را برمی‏انگیزاند و ترسوها را به تلاش وامی‏دارد، ان‌شاءالله و در یک ارزشیابی دقیق، رنج و زحمات هر یک از آنان را شناسایی کن و هرگز تلاش و رنج کسی را به حساب دیگری نگذاشته و ارزش خدمت او را ناچیز مشمار، تا شرافت و بزرگی کسی موجب نگردد که کار کوچکش را بزرگ بشماری یا گمنامی کسی باعث شود که کار بزرگ او را ناچیز بدانی.