تنبیه صاحبان فیش‌های حقوقی به روش چینی!

تنبیه صاحبان فیش‌های حقوقی به روش چینی!

پاراف تنبیه صاحبان فیش‌های حقوقی به روش چینی! : در چین هشت کارمند یک بانک روستایی به دلیل عملکرد ضعیف تنبیه شدند. در ویدئویی که از تنبیه این کارمندان منتشر شده، آنها را می‌بینیم که به صف روی صحنه و مقابل عده‌ای دیگر از کارمندان ایستاده‌اند و با چوب کتک می‌خورند. این اولین‌بار نیست که تخلف کارمندان با واکنش شدید مقامات روبه‌رو می‌شود. حتما مخاطبان درباره توصیه‌نامه کذبی که یکی از مدیران دولتی در کره‌جنوبی برای کارمندش نوشته بود و منجر به استعفای او شد، شنیده‌اند. حتما شنیده‌اید که رشوه‌گیری یک کارمند جزء به خودکشی وزیر منجر شد. حتما می‌دانید در آلمان، رئیس‌جمهور به دادگاه رفت تا توضیح دهد چرا همسرش به سفری پرخرج رفته است.

بااین‌همه حتما برای شما هم سؤال است که چطور در این کشورها این واکنش‌های شدید اتفاق می‌افتد اما در کشور ما عاملان فساد سه‌هزار‌میلیاردی یا صاحبان فیش‌های آلوده، به‌راحتی به زندگی‌شان ادامه می‌دهند. اولین پاسخ این است؛ قانون خوبی که روی کاغذ باقی بماند، هیچ تأثیری در جامعه ندارد. کشور ما کشور قانون‌های خوب اجرانشده است.

 تنبیه و مجازات بد نیست. اولین و بدیهی‌ترین تأثیری که برای مجازات برشمرده‌اند، پیشگیری از تکرار تخلف و جرم است. اما تعیین نوع مجازات به عوامل متعددی بستگی دارد. برای ما عجیب است که کارمندی به دلیل کم‌کاری شلاق بخورد. اما نباید فراموش کرد این مجازات در یک روستای کوچک در چین تعیین و اجرا شده است.باید عوامل فرهنگی‌ای را که منجر به انتخاب این مجازات شده در نظر داشته باشیم. زمانی هم در ایران افراد متخلف و مجرم را روی الاغ سوار می‌کردند و در شهر می‌چرخاندند؛ عملی که امروز دیگر شاهد آن نیستیم. ظرف مکانی و زمانی تنبیه‌ها را باید مدنظر داشت. با وجود این، اصل مجازات و تنبیه متخلفان همچنان پابرجاست.

 کارمندان چینی در حضور تماشاگران تنبیه می‌شوند. در بند قبل اشاره کردم که زمانی در ایران چرخاندن متخلفان در ملأعام مرسوم بود. امروز رسانه‌های جمعی و شبکه‌های مجازی نقش همان ملأعام را دارند. بسیاری از کارشناسان وجود دارند که مخالف اجرای تنبیه و مجازات در ملأعام هستند و آن را مروج خشونت می‌دانند.

شاید این گفته درست باشد اما حتما باید نام متخلفان و مجرمان را پس از اثبات تخلف و جرمشان عمومی کرد. نباید آنها را مخفی کرد. باید از عمل آنها به‌عنوان عملی قبیح در رسانه‌های عمومی حرف زد.

جامعه باید بداند که اینکه کارمندی حقوق‌ میلیاردی بگیرد و دیگری ٩٠٠‌هزار تومان حقوق ماهانه‌اش باشد، بی‌عدالتی است و این بی‌عدالتی قبیح و بد است. حرف‌نزدن درباره بدها، منجر به کاهش آنها نمی‌شود. این نیاز به افشاگری دارد.

 افشاگری هم خود نیازمند پیش‌نیازهایی است. افشاگری نیازمند رسانه‌های آزاد است. این خبرنگاران هستند که باید ماجرای فیش‌های آلوده یا کم‌کاری کارمندان را فاش کنند و با این کار مطالبه برخورد با مجرمان و متخلفان را در جامعه ایجاد کنند.

 اگر امروز در چین شاهد چنین برخورد شدیدی با کم‌کاری و قصور هستیم، دلیلش فرهنگ ادامه‌داری است که در این کشور در برخورد با تخلفات وجود دارد. افشاگری و برخورد با فیش‌های حقوقی‌ میلیاردی نباید مقطعی باشد.

شاید امروز دولت هم نسبت به فیش‌های حقوقی‌ میلیاردی واکنش نشان دهد اما با رفتن این دولت، اگر مدیران بعدی برخورد با این موارد تبعیض و بی‌عدالتی را از یاد ببرند، نظام بوروکراتیک این کشور هیچ‌وقت اصلاح نمی‌شود

 یادمان نرود مدیریت پنج اصل اساسی دارد؛ برنامه‌ریزی، سازماندهی، به‌کارگماردن و نظارت. نظارت همواره در کشور ما فراموش شده است که اگر نشده بود، شاهد دریافت ٢٨‌ میلیارد توسط یک مدیر دولتی نبودیم. مدیریتی که هرکدام از این اضلاع پنج‌گانه را نداشته باشد، ناقص است و به نارضایتی منجر می‌شود.امان‌الله قرایی‌مقدم- جامعه‌شناس.شرق.