مشکلات قبل و بعد از بازنشستگی کارمندان

مشکلات قبل و بعد از بازنشستگی کارمندان

پاراف مشکلات قبل و بعد از بازنشستگی کارمندان : برای کسانی که امروز وارد بازار کار می‌شوند،‌ فکرکردن به بازنشستگی مثل فکرکردن به افق‌های دور است که در آن هم نگرانی وجود دارد و هم رهایی. برای آن دسته از افرادی که این شانس را دارند که در آغاز میانسالی، یعنی بعد از ۴۵سالگی بازنشسته شوند،‌ این دوران به معنای برخورداری آنها از حد معینی از امنیت اقتصادی است که در سایه آن می‌توان برای رسیدن به اهداف دیگری برنامه‌ریزی کرد.

اما بازنشستگی چهره دیگری هم دارد و انگار چهره آن بیشتر مردانه است تا زنانه،؛ پایه این ادعا تا حدودی به دلیل میانگین جنسی کارمندان در دوره‌های گذشته، و تا حدودی هم به دلیل این است که مردان بیشتر از زنان بیرون از خانه دیده می‌شوند. با این حال روزگار پیری برای همه هست‌ و زنان زیادی هم هستند که حقوق بازنشستگی همسر فوت‌شده‌ خود را دریافت می‌کنند و هرچند عضو جامعه بازنشسته‌ها به حساب می‌آیند،‌ از کار خانه بازنشسته نشده‌اند.

مردان بازنشسته‌ای که در پارک‌ها وقت می‌گذرانند و زن‌هایی که صبح تا شب در خانه دور خودشان می‌چرخند و‌ دست بالا از نوه‌هایشان مراقبت می‌کنند، هر کدامشان هزار و یک نگرانی و دغدغه دارند که ممکن است به طور ناگهانی رخ دهد و آنها انتظارش را نداشته باشند.

نبود خدمات اجتماعی خاص برای سالخوردگان باعث می‌شود بخش زیادی از مراقبت‌های ویژه‌ای که این قشر به آن نیاز دارند،‌ بر عهده بستگان و فرزندان قرار بگیرد،‌ در این شرایط، کهنسالانی که فرزندی ندارند یا فرزندانشان دور از آنها زندگی می‌کنند، زندگی‌شان سخت‌تر از دیگران است.

وقتی بچه‌ها به پدر و مادرهای خود‌شان رسیدگی نمی‌کنند،‌ درد بازنشسته‌ها می‌شود یک درد تنهایی و دلتنگی،‌ اما وقتی به آن‌ها‌‌ نزدیک هستند، مشکلات متفاوت می‌شود.

آمار‌ها می‌گوید بازنشسته‌ها تقریبا ٧٠درصد حقوق کارمندان را دریافت می‌کنند؛ در روزهایی که هر دو عضو بزرگسال خانوار‌ها باید کار کنند و باز هم مدام نالان هستند که هشتشان گرو نهشان است، عموم خانوارهای بازنشسته تنها با ٧٠درصد حقوق یک کارمند،‌ باید زندگی به‌خرج‌افتاده را مدیریت و هدایت کنند.

در شرایطی که وجود ثبات و امنیت اقتصادی به‌خصوص در اذهان مردم خدشه‌دار شده است، حقوق بازنشستگی خودش یکی از دغدغه‌های مردم است، نه‌تنها برای هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای مثل بیماری، بلکه حتی برای روزمره.

معاون وزیر بهداشت می‌گوید در ایران از چهار نفر یک نفر به اختلال جدی روانی، ‌از جمله افسردگی، مبتلاست؛ با این همه دغدغه‌های روزمره و بی‌اعتباری آینده، دیدن نمونه‌هایی از آن یک‌چهارم جمعیتی که دچار بحران روانی هستند، همین دوروبر خودمان، آن‌قدرها سخت نیست. حتی در میان آنها که کارشان را کرده و آردشان را الک کرده‌اند، نگرانی برای گذران روز دغدغه‌ای جدی است و همه اینها جدا از فشار‌های روانی‌ای است که خبرهای مختلف درباره کلاهبرداری و اختلاس از صندوق‌های بازنشستگی که سال‌ها محل پس‌انداز مردم بوده‌اند، به آنها وارد می‌کند.شرق.