مشکل اغلب سازمانهای فرهنگی و هنری کشور ما چیست؟

مشکل اغلب سازمانهای فرهنگی و هنری کشور ما چیست؟

پاراف مشکل اغلب سازمانهای فرهنگی و هنری کشور ما چیست؟ : در سازمانهایی که “هنرمند پرسنلی” دارند و ملاک حضور فیزیکی و کارت ورود و خروج است خلاقیت و نوآوری کمرنگ می شود حالا رابطه انسان و زمان تغییر کرده است و انسان های خلاق ساعتی پول نمی گیرند.

و این همان مشکلی است که اغلب سازمانهای فرهنگی و هنری ما بدان گرفتارند!

البته کنترل و نظارت و ارزیابی از ممیزات مدیریت کارآمد است اما نه به شیوه و سبک سنتی که حداقل دو دهه است منسوخ شده است.

مدیران فرهنگی کشور نه فقط بخاطر کارهای فاقد اثربخشی بلکه به دلیل انبوه اعمال و اقداماتی که باید می کردند و نکردند باید ارزیابی شوند اموری که از قبل عدم انجام آن گاه خسارات جبران ناپذیر بر ملت و دولت وارد آمده است.

ما فقط به ارائه آمار مدیران بسنده کرده ایم که حتی در صورت صحت فقط بخش کوچکی از انجام وظیفه بوده است.

این نکات و نتایج نه با اصول مدیریت علمی همخوانی دارد نه با ضوابط قرانی و اسلامی.

چرا که علمای بزرگ گفته اند: جامعه قرآنی جامعه ای است که عوامل رشد انسانی در آن موجود باشد و موانع این رشد مفقود.

خب حالا چه باید کرد؟

بنظر می رسد باید مدیران شایسته را کشف کنیم.

برخی راه های رفته را ترک کنیم و البته کمی از تسلط مهندسان و پزشکان بر ارکان فرهنگی-علمی کشور بکاهیم.

آنان جزءنگر و البته در سدسازی و ساختمان سازی متبحرند و آناتامی بدن را خوب می شناسند اما آیا آنها قادرند آناتامی جامعه و فرهنگ را نیز شناسایی کنند؟

آنان که متر و وزن و چاقوی جراحی در اختیار دارند چگونه می خواهند پیچیدگی های جامعه و فرهنگ را رصد کنند که هیچ ابزاری جز جامع نگری، فهم و درک و تجربه در اختیار نیست؟محمود اسعدی خبر آنلاین.

نظر شما چیست؟ آیا شما نظری متفاوت با آنچه گفته شد را دارید؟دیدگاههای خود را در قسمت نظرات ثبت کنید.