جایگاه اخلاق و ارزش‌های معنوی

پاراف جایگاه اخلاق و ارزش‌های معنوی : تقویت روابط درست، ایجاد حس همبستگی ومسئولیت‌پذیری برای ازمیان برداشتن موانع ومشکلات، یکی از مهمترین دغدغه‌ها در روند رشد سلامت و بهبود روابط و شرایط در هر جامعه به حساب می‌آید. بی‌شک دستیابی به چنین روابطی امکان‌پذیرنخواهد بود، مگرآنکه فاصله‌هامان را با یکدیگر بر مبنای ارزش‌های اخلاقی و معنوی کم کنیم و به فکر یافتن راه حل‌هایی کارآمد برای فقدان این نوع رابطه‌ها درمحیط اجتماعی خود باشیم.

تا کجا می‌خواهیم از ارزش‌های معنوی و اخلاقی فرار کنیم؟ همه ما آگاهیم و می‌دانیم که گم کردن این ارزش‌ها اگر تبدیل به عادت شود، در نهایت موجب می‌شود، هرگز به سر منزل مقصود نرسیم ، چرا؟ باید این‌گونه با این جمله‌ها که «تا بوده همین بوده!» سر خود را کلاه بگذاریم و بی‌تفاوت و بدون هیچگونه احساس مسئولیت کردن از زیر بار هر مسأله‌ای شانه خالی کنیم و به سادگی ازهر تلاش و حرکتی برای آموزش و آموختن و حفظ این ارزش‌ها دست بکشیم. بیاییم کمی هوش و ذکاوت به خرج دهیم و آگاه باشیم و بدانیم که در این مسیر هیچ تلاشی هدر نمی‌رود و این بهترین کار ممکنی است که حداقل می‌توانیم در حق خودمان انجام دهیم.

آیا تا به حال با خود اندیشیده‌ایم که به فکر طرحی برای آینده بهتر باشیم و با شناخت نیازهای اساسی در جهت رشد و خلاقیت و کسب مهارت‌های جدید دست به کار شویم یا به عبارتی به مسئولیتی که در جایگاه خود بر عهده داریم بیشتر واقف شویم. آیا وقت آن نرسیده که عادت‌های رفتاری خود را تغییر دهیم؟!

چرا این روزها تردد خودروهای لوکس در خیابان‌های تهران به یک موضوع عادی تبدیل شده؟! چرابعضی از این پولدارها یا به قول معروف، همین غرور ثروت گرفته‌ها هرروز به دنبال روش‌های تازه تری برای به نمایش گذاشتن ثروت‌های خود هستند؟! چراباید قیمت بعضی از گوشی‌هایی که در همین شهر تهران است معادل یک خانه متوسط باشد؟!چرا فعالیت‌های سوداگرایانه در بازار زمین و زمین‌خواری شهری تبدیل به عادت‌های رفتاری یک عده شده است؟! آیا چنین موضوع‌هایی با سلامت روحی و روانی افراد جامعه بی‌ارتباط است؟! واقعاً بی‌ارتباط است؟! پس چگونه است که در حال حاضر31 مرکز به عنوان خانه سلامت برای نگهداری دختران فراری که در معرض آسیب‌های اجتماعی هستند، در کشور وجود دارد؟! به نظر شما بازهم می‌توانیم بی‌تفاوت باشیم و آمارهای چنین موضوع‌هایی را نادیده بگیریم!
لازم به ذکر است، طبق مطالعاتی که در سال‌های اخیر توسط پژوهشگران علوم رفتاری انجام شده است، ثابت شده که معنویت و بخصوص اخلاق، توانسته جهت جلوگیری ازآسیب‌های اجتماعی، تغییردرست سبک زندگی و بهبود کیفیت آن، برخورداری از هوش اجتماعی بالا، احساس مسئولیت و وجدان کاری سهم به سزایی دراکثر نقاط جهان وجوامع مختلف در برداشته باشد. اکنون در اینجا این سؤال پیش می‌آید که آیا اعمال و رفتار و پندار اکثر ما برای رسیدن به این مقصود درست انتخاب و برنامه‌ریزی شده است یا خیر؟!

اگر خودمان علاقه‌ای به کنار گذاشتن عادات غلط خود نداشته باشیم! و بی‌تفاوت و بی‌مسئولیت از کنارمعضلات ومشکلاتی که درخیلی موارد در جامعه رخ می‌دهد عبور کنیم آیا روزبه‌روز بر تعداد افرادی که به فعالیت‌های مضر و مخرب در جهت نابودی ارزش‌های فکری و معنوی جامعه در حرکتند اضافه نخواهیم کرد؟!

در سخنان بسیاری از بزرگان و مفسران هم معمولاً به این موضوع‌ها اشاره شده است که گفته‌اند: «قدرت واهی و زرق و برق و رونق پوشالی، همچون لانه عنکبوت است و چون تار و پودش سست است و از استحکام کافی برخوردار نیست به سادگی و در برابر کوچک‌ترین فشاری درهم می‌ریزد و تاب هیچ‌گونه مقاومتی ندارد و نابود می‌شود.»

اکنون زمان آن است که نوع دیگری بیندیشیم، اینکه بدانیم چه کسی هستیم؟ اینکه بدانیم چه کسی می‌توانیم باشیم؟ و اینکه چگونه می‌توانیم با پایه‌گذاری بینش‌های درست اخلاقی و انسانی به رفع نیازهای اجتماعی و فرهنگی و معنوی جامعه خودکمک کنیم و بعد از این بهای بیشتری بدهیم و حداقل به نتایج عادلانه تری در این امور دست یابیم.

زمان بی‌وقفه در حال گذر است و توقف نمی‌پذیرد هر چند که در نظر‌ها چنین نمی‌آید! آیا بهتر نیست، هر چه زودتر سرمان را از لاک خود‌مان بیرون آوریم و به خاطر فرار از اخلاقیات و نادیده گرفتن یک فرهنگ درست، هویت زیر سؤال رفته خود را دوباره ارزیابی کنیم.