مدیریت ضعیف بحران در صنعت نفت!

مدیریت ضعیف بحران در صنعت نفت!

پاراف مدیریت ضعیف بحران در صنعت نفت! : برخورد با بلایای طبیعی و غیرطبیعی ریشه‌ای چندین‌ساله در ایران دارد. با وقوع یک انفجار و آتش‌سوزی در شهران و آتش‌سوزی‌های چندگانه در مجتمع بوعلی‌سینای ماهشهر و مجتمع پتروشیمی بندرامام، مدیریت‌های چندگانه و بی‌ثبات در تصمیم‌گیری به چشم می‌خورد.

حوادث جانبی دیگری در حوادث این‌چنینی روی می‌دهد که نشان‌دهنده ناکارآمدبودن مدیران و کارکنان سازمان است که باعث اختلال عظیمی در مدیریت حوادث در منطقه و شهر می‌شود؛ به‌عنوان نمونه حادثه نشت پارازایلین که در پتروشیمی بوعلی ماهشهر اتفاق افتاد و ٩ نفر مصدوم شدند. با بررسی‌های انجام‌شده به این واقعیت می‌رسیم که شاید حتی نمی‌دانیم چه موادی در کجای کارخانه وجود دارد، چه برسد به پیش‌بینی و پیشگیری!

دلیل اصلی این اتفاق نداشتن سیستم مدیریتی یا همان سیستم فرماندهی حوادث در شرایط عادی کارخانه است که در شرایط بحرانی بازیچه قرار می‌گیرد و تقریبا کاری که در بحران انجام می‌شود با کاری که از قبل پیش‌بینی شده است، متفاوت خواهد بود؛ نمونه موردی پتروشیمی بوعلی.

مانورهایی در صنعت انجام می‌شود که بدون سناریوهای قوی و مرتبط و بدون در نظرگرفتن همه‌ جوانب، اجرائی می‌شوند و بعد از آن، همه به هم تبریک می‌گویند که اتفاق خاصی نیفتاده و در شرایط بحرانی نیز همه‌چیز تحت کنترل است… . اما در شرایط بحرانی که یا بلایای طبیعی باشد یا صنعتی، چنان سردرگمی‌ای بین مدیران اتفاق می‌افتد که وسعت حادثه را چند برابر می‌کند و هزینه آن را افزایش می‌دهد.

در صحبت‌های مربوط به مسئولان بحران در شهر تهران و همچنین استان خوزستان و مدیران ارشد مرتبط، همگی اتفاق‌نظر داشتند اگر در خارج از کشور همچنین اتفاقاتی بیفتد هم، چنین کارهایی انجام می‌شود تا حادثه تحت کنترل قرار گیرد! اینجا یک سؤال اساسی این است که مگر اینجا خارج است؟

وقتی راجع به همه حوادثی که در همه دنیا اتفاق می‌افتد، صحبت می‌شود ابتدا باید درباره پیش از حوادث بحث کرد که آنها قبلا چه کارهایی کرده‌اند که به اینجا رسیده‌اند، چه برنامه‌هایی داشتند از چه امکاناتی در مانور استفاده می‌کردند و… و حین حادثه و پس از آن‌چه می‌کنند یا چه خواهند کرد، بسته به موارد قبل از حادثه است.

در ایران چون به پیش از حادثه فکر نمی‌شود یا اگر فکر می‌شود فقط به اندازه نیاز (یا بهتر باید گفت فقط تا نوک دماغ) فکرها صورت می‌گیرد، در حین و پس از حادثه همیشه ناقصی‌هایی داریم که حوادث بعدی را رقم می‌زنند… .

در دسته‌بندی‌هایی که برای کشورهای مختلف در شرایط بحرانی انجام می‌شود، به نظر بنده، باید برای هر کشور در هر حادثه یک رتبه به‌ویژه اختصاص داد که فقط با همان کشورها مقایسه شود. مثلا در زمینه زلزله، ایران فقط با کشورهایی که از نظر خاک، نوع سازه‌ها، رفتار مدیران، آگاهی مردم، امکانات و تجهیزات و… نزدیک به هم هستند، مقایسه شود که پس از بحران، مردم انتظار بالایی نسبت به آن نداشته باشند.

منظور این است که ایران با ژاپن در زلزله، در سیل با مالزی و اندونزی، در زمینه نفت با نروژ و فرانسه، در زمینه صنعت با آلمان و… قابل مقایسه نیست! پس قیاس با خارج در این حوادث کاملا و از ریشه اشتباه است. در زمینه حوادث مرتبط با نفت، به‌دلیل نداشتن آگاهی لازم نسبت به حوادث و نحوه برخورد با آن و همچنین ضرورت نداشتن و اجرائی‌نکردن شرایط مدیریت بحران، (البته به نظر بنده) ایران را می‌توان فقط با کشورهای نفتی‌ای مانند ونزوئلا و عراق مقایسه کرد که با کوچک‌ترین اتفاق همه صنعت زیر سؤال می‌رود و آسیبی جدی می‌بیند و مقصر آن دم‌دستی‌ترین مدیر است.

حتی به‌عنوان نمونه، طبق آخرین خبری که بنده از مدیریت بحران یکی از پتروشیمی‌های فعال کشور گرفته‌ام، شخصی را از طرف سازمان‌های ذی‌ربط مسئول پروژه مدیریت بحران و بررسی حادثه کرده‌اند که سابقه مدیریت بحران شهری را دارد و هیچ سابقه صنعتی در رزومه ایشان نیست! تا چه زمانی و چه مقدار هزینه و نفر را باید از دست داد که کمک‌حال ما باشد نه‌فقط ویترینی از مدیریت‌های بالادستی برای نشان‌دادن رفتار هیجانی خود به کارکنان صنعت و مردم کوچه و خیابان.

باید منتظر اتفاق‌هایی بزرگ‌تر و پرهزینه‌تر در صنعت نفت بود که صنعتی قدیمی و ریشه‌دار است که هم‌زمان با قدیمی‌بودن خود صنعت، ابزارآلات و تجهیزات آنها نیز قدیمی بوده (البته در برخی از قسمت‌های صنعت نفت) که هر از گاهی باید چند کشته و مصدوم و هزینه‌های سرسام‌آوری داد تا شاید به مدیریت پیش از حادثه فکر کنیم نه‌فقط به مدیریت پس از آن و ژست‌های آن. اشخاصی ناآگاه، مسئول پروژه‌های مدیریت بحران می‌شوند که کوچک‌ترین تخصصی در این زمینه ندارند و فقط‌وفقط مسائل تجاری را می‌بینند و باری به هر دلیل پروژه را انجام داده و تحویل می‌دهند.

با نگاهی گذرا به اکثر پروژه‌های انجام‌شده در زمینه مدیریت پس از حوادث و فرماندهی حادثه، می‌توان فهمید اگر اینترنت نبود، هیچ پروژه‌ای، انجام‌شدنی نبود. با وجود هیاهوهای بسیاری که در زمینه بحران و آگاهی‌های مرتبط با آن در کشور انجام می‌شود، نمره مدیریت بحران نمره‌ای بی‌نهایت ضعیف و پذیرفتنی نیست، زیرا فقط در تلویزیون‌بودن و حرف زیادزدن راجع به کارهای انجام‌شده جلو حوادث را نمی‌گیرد. بهتر است هنگامی که توانستیم از یک بحران طبیعی یا صنعتی، فقط یکی، سربلند بیرون بیاییم، بعد از آن در روزنامه و سایت و تلویزیون و رادیو از افتخاراتمان صحبت کنیم، زیباتر است. به امید آن روز! شرق.