بازنشستگان در انتظار ترمیم حقوق

پاراف بازنشستگان در انتظار ترمیم حقوق : از آنجا که بازنشستگان از خانواده دولت هستند و در دوران سالمندی، کاهش تدریجی توانایی‌های جسمانی و روانی، ابتلا به بیماری‌های مختلف، بالا رفتن انتظارات و خواسته‌های اعضای خانواده از آنان، افزایش هزینه‌های زندگی و کافی نبودن حقوق دریافتی دامنگیر آنان شده است.لذا نیاز به حمایت همه جانبه مسئولان کشوری دارند.

آنها معتقدند فاصله گرفتن از فضای اشتغال و برخوردار نبودن از مزایای دوران اشتغال شرایط اقتصادی را برای این قشر دشوار کرده و آنها را مجبور کرده در دوران بازنشستگی برخلاف میل باطنی به‌جای پرداختن به استراحت دوباره وارد بازار کار شوند تا از این طریق بتوانند در هزینه‌های زندگی تعادل و توازن ایجاد کنند.

بازنشستگان این قشر مسئولیت پذیر و آرام که جمعیت آنها در صندوق بازنشستگی کشوری بیش از یک میلیون و ۲۶۸ هزار نفر است بر این باورند؛ حقوق فعلی خیلی از بازنشستگان کشوری به حدی نیست که حتی زندگی دو نفره آنان (جدای از اینکه شماری از بازنشستگان عائله‌مند هستند) را تأمین کند.

بنابراین از مسئولان دولت درخواست دارند برای کاهش مشکلات و ایجاد آرامش در زندگی شان تصمیماتی اتخاذ کنند که با واقعیت‌های اقتصادی همخوانی داشته باشد.بازنشستگان کشوری که بیشترین جمعیت آنان را فرهنگیان آموزش و پرورش تشکیل می‌دهند می‌گویند: ما خواهان رفع تبعیض و همسان‌سازی حقوق بازنشستگان سال‌های مختلف هستیم زیرا هم اکنون تفاوت حقوق بازنشستگان بویژه بازنشستگان قبل از سال ۸۶ و سال‌های بعد از آن در شرایط یکسان از نظر مدرک تحصیلی، سابقه خدمت و پست سازمانی در مواردی به دو برابر می‌رسد.آنها می‌افزایند: حقوق بازنشستگان از جمله بازنشستگان قبل از سال ۸۶ در مقایسه با دیگر بازنشستگان صندوق‌های بیمه‌ای به حدی پایین است که در شرایط کنونی دیگر نمی‌توان آن را حقوق نامید بلکه باید آن را به‌عنوان کمک هزینه زندگی دانست. لذا درخواست آنها ترمیم و ارتقای حقوق بازنشستگان حداقل تا سطح خط فقری است که از سوی دستگاه‌های ذیربط اعلام شده است.

بازنشستگان آموزش و پرورش از مسئولان تقاضا دارند حقوق بازنشستگان را به امکانات مالی صندوق بازنشستگی پیوند ندهند زیرا بازنشستگان، کارمندان دیروز دولت هستند و پیوند دادن حقوق حقه آنان به وضع مالی صندوق بازنشستگی که به علت نبود سرمایه‌گذاری همه جانبه نتوانسته است پس اندازهای آنان را به روز نگه دارد امری نادرست است.

مسأله دیگر اینکه دوران بازنشستگی زمان فرسودگی و ضعف‌جسم و جان و ابتلا به انواع بیماری‌ها است و متأسفانه حقوق ناچیز بازنشستگی هم به هیچ وجه پاسخگوی هزینه‌های درمان نیست لذا برقراری بیمه‌ای کارآمد برای این دوره از زندگی به‌صورت بیمه مکمل ضرورت دارد و اگر مسئولان به جد برای این دوران برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری اساسی نکنند در آینده شاهد افزایش هزینه‌های درمان و تحمیل آن به اقتصاد کشور خواهیم بود.آنان در پایان با بیان اینکه درشرایطی که بارها وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی درآمد و حقوق کمتر از یک میلیون تومان را زیر خط فقر عنوان کرده‌است چگونه می‌توان از بازنشسته‌ای که دیگر توان کار کردن ندارد و در طول ۳۰ سال بیمه پردازی به امید آنکه در دوران بازنشستگی یک زندگی آبرومندانه و ساده‌ را داشته باشد توقع داشت با حقوق ماهانه ۷۵۰ هزار تومان همه مشکلات زندگی را حل کند!.ایران.