ضرورت بازگشت دوره پداگوژی

ضرورت بازگشت دوره پداگوژی

پاراف ضرورت بازگشت دوره پداگوژی : در آموزش ما، گویی گمشده‌ای مهم وجود دارد که با‌ هزار زرق‌وبرق و نمودار و شاخص آماری هم نمی‌توان جای آن را پر کرد و کاری کرد که کسی سراغش را نگیرد. از زمانی که آموزگار، تبدیل به «تکنیسین یا ماشین آموزش» شد، چیز مهمی از آموزش ما رخت بربست و رفت و همین است که تبلیغات مدرسه‌های آنچنانی منطقه‌های بالای پایتخت و شهرهای بزرگ، چنگی به دل نمی‌زنند و آدمی احساس می‌کند که این مدرسه‌ها، آموزش اصیلی ارائه نمی‌دهند.

آن سوی کلاس‌های هوشمند و کلاس‌های کنکور و آمارهای گوناگون راست یا دروغ قبولی در این یا آن دانشگاه، چیز دیگری باید باشد که نیست.برخی افراد آن را «روح آموزش» می‌نامند و برخی دیگر «کنش تربیتی» یا «هنر تربیت».

پرفسور محمدرضا سرکارآرانی، استاد ایرانی دانشگاه ناگویای ژاپن، چندی‌پیش و به مناسبت هفته معلم، یادداشت مهمی منتشر کردند با عنوان «بازگشت به پداگوژی». چنین می‌نماید که ایشان گمشده آموزش ما را «پداگوژی» می‌دانند.

پداگوژی در فرهنگ علوم انسانی داریوش آشوری به «آموزشگری و آموزش‌شناسی» ترجمه شده و در متن سرکارآرانی گویا چیزی در مایه‌های «هنر آموزشگری» است. گمشده آموزش ما، آن رخدادی شگرف است که باید در کلاس درس و آموزش روی دهد و تأثیر ژرف و ماندگار خود را بر جان و دل شاگرد بنهد.

 این پدیده، نیاز به آموزگاری شیفته آموزش و روزآمد دارد که افزون بر اینکه به کار خویش عشق می‌ورزد، زبان نوین سخن‌گفتن با دانش‌آموز را می‌شناسد و به حقوق او احترام می‌گذارد و می‌داند در جهان کنونی که دسترسی آزاد به اطلاعات، روزبه‌روز آسان‌تر می‌شود، دانش‌آموز در جست‌وجوی چیزی فراتر از اطلاعات به کلاس درس آمده و اگر می‌خواهد او را علاقه‌مند و باانگیزه در کلاس درس نگه دارد، نیاز به هنر ویژه آموزش و «صحنه‌پردازی یادگیری» دارد.

نظام آموزش هم باید امکان پیدایش آموزگار- پداگوگ را فراهم کند. هم باید نیازهای مالی و معیشتی او را برآورده کند و هم اختیارات و امکانات بایسته را از او دریغ نکند و البته می‌توان به خیلی سازه‌های دیگر اشاره کرد که در پیدایش لحظه «پداگوژیک» دست‌اندرکار هستند. اما «بازگشت به پداگوژی» راهکاری است برای حل بسیاری از دشواری‌ها و آسیب‌های اجتماعی – فرهنگی که ما با آن دست‌به‌گریبانیم.

آموزش ما، نقش پرورشی خود را از دست داده است. آموزش ما، انسان فرهیخته فرهنگ‌دوست پرورش نمی‌دهد و تنها به کلاس درس و آزمون و کنکور خلاصه شده است. در آموزش ما، از بردن دانش‌آموزان به موزه‌های فرهنگی – هنری خبری نیست و از همین‌روست که آنها دلبسته به تاریخ و هنر و فرهنگ این مرزوبوم بار نمی‌آیند. دانش‌آموز ما تاریخ را عینی نمی‌بیند؛ تنها یک‌سری نام‌ها و سلسله‌ها را ازبر می‌کند و پس از آزمون از یاد می‌برد.شرق.