شهید ناصر واحدیان کوتنایی

شهدای کارمندی: شهید ناصر واحدیان کوتنایی

پاراف شهدای کارمندی: شهید ناصر واحدیان کوتنایی :

تاریخ تولد: ۱۳۲۸ محل تولد: اصفهان تاریخ شهادت: ۲ /۱ /۶۱ محل شهادت: رقابیه عملیات فتح المبین
نام پدر: امامقلی نام مادر: نوری همسر: گلشن کریمی فرزندان: مهدی – هادی- زهرا- زهره- زینب- زبیده –زینت

محل اشتغال: شعبه تأمین اجتماعی قائمشهر

زندگی نامه:

شهید ناصر واحدیان فرزند امام قلی، متولد ۱۳۲۸ ساکن قائمشهر بوده است. او در سن ۲سالگی مادرش را از دست داده و نزد پدر و خاله‌اش بزرگ شده است. او از بچگی مشکلات زیادی داشته است زندگی بسیار سختی را گذارنده بود. او در سال ۱۳۵۶ و ۱۳۵۵ رابط بین دانشگاه عالی فنی بابل و دانشگاه تهران بوده است تا اینکه در اواخر سال ۱۳۵۷ در درگیری سینمای آبادان شرکت کرده و ایشان در آن زمان به عنوان راننده آمبولانس، شهدای آبادان را به منطقه مازندران شهرستان بهشهر منتقل می‌نموده است. شهید واحدیان در سال ۱۳۵۷ با شرکت در امتحان ورودی وارد سازمان تامین اجتماعی شد. شهید واحدیان با توجه به گذراندن دوره تکاوری در مبارزات انقلابی نقش بارزی داشت و در سال‌های ابتدای انقلاب از طرف جهاد سازندگی در منطقه سیستان و بلوچستان به مدت یک ماه در کنار برادران جهادی انجام وظیفه نمود و به دستور آیت الهو طالقانی در مبارزه با گروهک‌های ضد انقلاب در کردستان نیز حضور یافت.
آن شهید بزرگوار در سال ۱۳۵۹ از طرف نیروی زمینی قرارگاه عملیاتی پشتیبانی منطقه ۲مستقر در دزفول به صورت غیر نظامی مشغول شد و نهایتاً در تاریخ ۴/۱/۱۳۶۱با داشتن همسر و ۷ فرزند و ۱ خواهر زاده کوچک که به کفالت ایشان در آمده بود در عملیات فتح المبین به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

فرازی از وصیت نامه شهید:

و اینک که شما را به خاطر خدا و رسولش ترک می‌کنم و عازم جبهه جنگ بر علیه کفار می‌باشم بدانید که قلبم با شماست و همواره با شما خواهم بود و آنگاه که بوسیله گلوله‌های دشمن تکه پاره می‌شوم در آن موقع نیز با شما خواهم بود و در آن زمان فقط روح من است که با شادابی و خرمی با شما خواهد بود و من ان شاء الله چند صباحی دیگر به مهمانی امام حسین( ع ) خواهم رفت و سلام شما را به رهبر انقلاب کربلا خواهم رساند. شما ای دریای بیکران مسلمانان از هیچ کس به جز خدا همراهی نداشته باشید اگر دنیا ما را محاصره اقتصادی کند فرزند رمضانیم و پیشوایمان علی(ع) و اگر ما را محاصره نظامی کند فرزند محرمیم و پیشوایمان حسین( ع).
جنازه مرا به دست برادران بسیج و سپاه بدهید و مرا در منزل بیاورند مدت ۱۵ دقیقه باشم تا تمام دائی‌ها و خاله‌ها و خواهر زاده‌ها و پسر عمه‌ها مرا ببینند. بعد مرا به امام‌زاده اسماعیل پیش برادران شهیدم به محل آورید و بعد از نماز و دعای وحدت دفن کنید. از مردم و برادر و خواهران دائی‌ها و خاله‌ها و خواهر زاده‌ها و پسر عمه‌ها و دختر عمه‌ها و تمام دوستان می‌خواهم که کسی به شما تسلیت نگوید؛ تبریک بگویند چرا که آنچه آرزو داشتم برآورده شده است. برای من گریه نکنند، مبادا ضد انقلاب سوء استفاده کنند.