درس ها و آموزه های مدیریتی نهضت امام حسین ع

درس ها و آموزه های مدیریتی نهضت امام حسین ع

پاراف درس ها و آموزه های مدیریتی نهضت امام حسین ع : فرهنگ اسلام سرشار از بهترین شیوه‏ها و روشهای پیشرفته مدیریت است. قدرت و تاثیر این مدیریت عالی بوده که در عصر پیامبر اکرم (ص) و دوران ائمه اطهار (ع) از جامعه‏ای فقیر و ناتوان که گرفتار جنگهای قومی و قبیله‏ای بر سر مسائل و مفاخر بی ارزش بودند، جامعه‏ای نوین و متعالی ساخت، به طوری که در مدت کوتاهی توانست ‏بر بزرگترین امپراتوری‏های زمان خود پیروز گردیده، خود حکومت و تمدن عظیمی را پی‏ریزی نماید.

بهترین روش‏ها و دستورات اداره و هدایت انسان‏ها، در گفتار و کردار پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) گرد آمده است و هرکس بنا به بضاعت‏خویش از این خرمن گوهربار، خوشه‏ای چیده است. کتابهایی چون سیاست نامه خواجه نظام الملک، نصیحت الملوک غزالی، قابوسنامه امیر عنصرالمعالی، چهار مقاله نظامی عروضی، شاهنامه فردوسی، گلستان و بوستان سعدی و… هریک متاثر از ارشادات معصومین (ع) به روش‏های هدایت انسان‏ها و آیین اداره ملک و مملکت اشاراتی نموده‏اند. بررسى و تحلیل حرکت سیاسى امام‏حسین(ع) از نقطه آغاز در مدینه تاسرانجام شهادت در کربلا و حوادثى که در این فاصله زمانى و مکانى رخ داد ومراحلى که آن حضرت پشت سر گذاشت تا به نقطه نهایى و اوج قیام خویش رسید، موضوعى است که تنها با در دست داشتن تاریخ صحیح از یک سو و نگاهی جامع از سوى دیگر، مى‏توان سیمایى روشن و تحلیلى بى‏دغدغه را پیش روى علاقه‏مندان به آگاهى از این حرکت سرنوشت ‏ساز گذارد. ما نیز برآنیم تا در باب «مدیریت اسلامی» از گلستان نهضت سرخ آمام حسین(ع) گلی برچینیم تا رایحه دل‏انگیز آن راهگشای مشتاقان تعالی انسان‏ها وجامعه اسلامیمان باشد.

نهضت حسینی نمایشگاهی است از عظمت و علّو استعدادهای انسانی، نمایشگاه تصمیم گیری، تصمیم و مدیریت در شرایط بحران. تمام حوزه­های نهضت امام حسین(ع) تذکرات مدیریتی دارد، از این رو فرهنگ مدیریتی نهضت عاشورا در دنیای امروز یک مسأله قابل بررسی، زنده و مؤثر است، محتوای حرکت عاشورای حسینی، تبلور عینی یک الگوی راهبردی است برای احیای دین، مدیریت و سازندگی اجتماعی که هرگاه این محتوا به درستی تبیین شود، می تواند به صورت الگوی مطلوب و مؤثر مورد استفاده قرار گیرد.

 می توان از عملکرد حضرت امام حسین(ع)، در هدایت نیروها و حرکت آن حضرت از مدینه به سوی مکه و از آنجا به سوی کوفه و در نهایت نبرد با سپاه عمر سعد را برای رسیدن به هدف مقدسشان( که در وصیت نامة آن حضرت آمده) به عنوان یک الگوی مدیریتی الهام گرفت.

به گزارش پاراف، شاید در نخستین نگاه، همراه آوردن کودکان و زنان برای هر شنونده‏ای شگفت ‏آور باشد و احساس شود که با مدیریت نظامی ناهمساز است، اما وقتی مجموعه ماجرا را مورد مطالعه قرار دهیم، در می‏یابیم که حرکت زنان و کودکان خردسال در دل تاریکی از کوره راه‏ها و بیابان‏ها، از مدینه تا مکه و از آنجا تا کربلا و همچنین پس از حماسه کربلا و بازگشت‏به سوی مدینه، آن هم از غیر مسیر اول، کاملاً حماسه کربلا اطلاع رسانی گردیده و عاطفه مردم را برانگیخته و آتش بر دل‏های مرده زده و سؤال‏هایی در اذهان عمومی به‏وجود ‏آورده است به طوریکه که بعدها ثمره آن روشن گردید؛ که آن تثبیت‏ حقانیت قیام امام حسین (ع) و ترسیم چهره تزویر ‏حکومت‏بنی امیه بود.

امام حسین(ع) با انتخاب راه‏ها و منازل رسمی، که تقریباً از میان آبادی‏ها می‏گذشت، برای حرکت‏ سپاه خویش از مدینه تا کربلا و آن هم در ایام مبارکی همچون ماه‏های شعبان، رمضان و ذی حجّه به تحقق اهداف نهضت تسریع بخشید؛ زیرا فاصله سیصد فرسخی، که شامل بیست و چند منزل می‏شد، طی یکصد و هفتاد و پنج روز به ویژه توقف چهار ماهه در مکه معظّمه منجر به این شد که امام حسین(ع) فرصت اطلاع رسانی را بیابد و پیام نهضت را کاملاً تشریح و ابلاغ کند و همچنین اقدام به جذب نیروی انسانی نماید و در نهایت کاروان کربلا را برای به‏وجود آوردن حماسه عاشورا کاملاً آماده سازد؛ حتی کشاندن 30 هزار نفر از سپاه دشمن به کربلا، خود یکی از تدابیر فرهنگی امام(ع) به حساب می‏آید؛ که مبادا کشته شدنش مخفیانه صورت گیرد، بلکه در مقابل مشاهده دیدگان 30 هزار نفر قرار گیرد تا برای مستندات تاریخی پیام حماسه عاشورا مؤثر افتد.

امام حسین(ع) برای همه مراحل نهضت و قیام خویش، برنامه داشت؛ چه در مقدمات نهضت مانند امتناع از بیعت کردن و بیرون رفتن از مدینه و اقامت چند ماهه در مکه، و چه در ذی‌المقدمه، از قبیل نوشتن نامه به شخصیت‌های کوفه و بصره و دعوت از دیگران به نهضت و سخنرانی‌های در مکه و منا و طول راه و حتی خود کربلا، همه اینها در راستای هدفی بود که امام حسین(ع) دنبال آن بود، هیچ صحنه­ای از قیام عاشورا بدون تدبیر و درایت و برنامه­ریزی پیش نیامد، حتی در صبح عاشورا هم آن گروه اندک از یاران را سازماندهی کرد و مسؤولیت افراد و فرماندهان را معین ساخت.

برنامه ریزی بلند مدت و کوتاه مدت امام حسین ع

امام حسین(ع) برای نیل به اهداف عالی نهضت از دو نوع برنامه­ریزی بهره بردند:‌ برنامة‌ کوتاه‌ مدت، که‌ در برخورد با حوادث‌ احتمالی‌ و اعلام‌ اهداف‌ قیام‌ وحرکت‌ امام‌ بود و برنامه‌ بلند مدت که،‌ درجهت‌ تداوم‌ انقلاب‌ می‌باشد.
1. برنامه بلند مدت( استراتژیک): برنامه بلند مدت‌ نهضت امام حسین(ع)، در حقیقت‌ همان‌ برنامه ­ریزی‌ فرهنگی‌ وتربیتی‌ است‌ که‌هدایت‌ آن‌(بعد از آنکه‌ انقلاب‌ با یک‌ بحران‌ بزرگ‌ روبه‌رو شد وآن‌ تبلیغات‌ وسیع‌ علیه‌امام‌، شهادت‌ امام‌ و یاران‌ وی‌ واسارت‌ خاندان‌ امام‌ بود) با رهبری‌ حضرت‌ زینب(س) رهبر این‌ بحران‌، به‌ پیروزی‌ می‌رسد.

2. برنامه ریزی کوتاه مدت( عملیاتی): برنامه کوتاه‌ مدت‌ مبارزة‌ بدون‌ سلاح‌ بود. این‌ نوع‌ مبارزه‌ که‌ امام‌ بعد ازشهادت‌ برادر بزرگوارشان‌ امام‌ حسن(ع) با توجه‌ به‌ شرایط‌ و اوضاع‌ آن‌ زمان‌ شروع‌ کرد وتا هلاکت‌ معاویة‌ بن‌ ابوسفیان‌(سال‌ پنجاه‌ تا شصت‌ هجری) ادامه‌ دادند، بیشتر بابرنامه‌ها و خطابه‌ها و یا سیرة‌ آن‌ حضرت‌ جهت‌ آگاه‌ نمودن‌ مردم‌ نسبت‌ به‌ وضعیت ‌اسفبار اسلام‌، بی‌ عدالتی‌ها، ظلم‌ها و تحریف‌ اصول‌ اسلام‌ که‌ با جعل‌ احادیث‌ توسط‌حکومت‌ معاویه‌ بود، می‌باشد، به‌ همین‌ دلیل‌ است‌ که‌ از نظر امام‌، فرمانروایی‌ معاویه‌، بزرگترین‌ فتنه‌ برای‌ جامعه اسلامی‌ بوده‌ است‌.

امام‌ حسین(ع) در طول‌ حرکت‌ خویش‌، روش‌های‌ متفاوتی‌ را با بصیرت‌ اتخاذ فرمودند، تااثرات‌ منفی‌ تبلیغات‌ بنی‌ امیه‌ را از بین‌ ببرد و خبر قیام‌ در سر تا سر جامعه اسلامی‌ منتشرشود و هیچگونه‌ تحریفی‌ هم‌ در رابطه‌ با قیام‌ امام‌ صورت‌ نگیرد، در نتیجه‌ راهی‌ برای‌آینده‌ و پشتوانه‌ای‌ قوی‌ برای‌ مکتب‌ باشد.

بنابراین به طور کلی می توان چنین اظهار کرد، هرکار موفقی متوقف بر داشتن هدف و برنامه ­ریزی برای استفاده از امکانات در جهت رسیدن به آن هدف است. اگر هدفی نباشد و یا برنامه ریزی وجود نداشته باشد امکانات از بین می­رود. بدون اینکه نتیجه­ای از آن حاصل آید. نهضت عاشورا در راستای هدف خود نهضتی موفق و پیروز بوده است زیرا هدف امام توجه دادن مردم به موقعیت اسلام و مسلمین و افشای چهره حاکمیت از جهت ظلم و ستم و جهل و انحراف از مسیر اسلام بوده است. و این مقصد می بایست با برنامه حساب شده و دقیق محقق شود نه اینکه این نهضت ناقص و بی­نتیجه باشد و لذا امام با توجه به اینکه قیام نهضتش دو مرحله داشت که مرحله اول آن با خون و شهادت خود و اصحاب و یارانش پایان می یابد و مرحله دوم آن که در واقع مکمل مرحله اول قیام است با اسارت اسرا شروع می شود که نتیجه آن در نهایت آگاهی مردم از شرائط موجود و ندامت صاحبان قدرت و آزادی اسرا است. ا

مام حسین(ع) به این دلیل نه تنها مردان را با خود همراه می کند، بلکه زنان و فرزندان خردسال را نیز با خود به همراه می برد. کیفیت حرکت آن حضرت با همراهان به گونه­ای است که موجب آگاهی مردم می شود و لذا امام با استفاده از استراتژی هجرت از مدینه به سوی مکه هجرت می کند در وصیت نامه اش به محمد بن حنفیه خروجش را از مدینه اراده امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح امت جد اعلام می کند نه خوش گذرانی و ظلم و ستم. و هنگام خروج در حالی که خاندان آن حضرت غیر از محمد بن حنفیه با او بودند تا توجه همگان را به این نکته جلب کند که شرایط و موقعیت، موقعیت حاکمیت فرعونی و ارعاب و وحشت است و لذا آیه 21 سوره قصص را تلاوت می کند: «فَخَرَجَ مِنها خائِفاً یَتَرَقّبُ قَالَ رَبُّ نَجِّنی مِن القُومِ الظَالِمین» و وقتی وارد مکه می شود آیه: «فَلّمَّا تَوَجَّهَ تِلقاء مَدیَنَ قَالَ عَسی رَبّی اَن یَهدینی سَواءَ السَبیل» را تلاوت می کند.

تصمیم گیری امام حسین ع

امروزه بخش مهمی از وقت و کار مدیران صرف حل مشکل و تصمیم­گیری می‌شود به طوریکه می‌توان گفت وظایف اساسی برنامه‌ریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل نیز مستلزم تصمیم‌گیری است. بر اثر تصمیم، خط مشیها، جریان امور و اقدامات آتی مشخص شده، دستورات لازم صادر می‌گردد. بنابراین تصمیم‌گیری چهارچوبی برای عملکرد کارکنان سازمان فراهم می‌سازد و از این­رو، نقش بسیار مهمی در مدیریت ایفا می‌کند. این اهمیت تا بدانجاست که برخی از پژوهشگران تصمیم‌گیری را مترادف مدیریت می‌داند و معتقد است که فعالیت و رفتار سازمانی، شبکه پیچیده‌ای از فراگردهای تصمیم‌گیری است.

امام‏ حسین(ع) براى تصمیم‏گیرى بر خلاف یزید در یک فضاى مه آلود قرار نگرفته بود، او به خوبى شرایط را دیده و میدانسته است که شرایط به گونه‏ اى است که جز با شهادت او این کجی هاى چندین ساله ناشى از مدیریت و حکومت بنى‏امیه اصلاح نمی گردد. مجموعه جریان قیام امام‏ حسین(ع) سرشار از لحظه ‏هاى مهم و خطر خیز بود؛ دعوت شدن به کاخ استاندارى مدینه، حرکت از مکّه، برخورد با سپاه حُر، بى‏آبى و بى‏تابى کودکان، انبوه سپاه دشمن، غربت و تنهایى، شهادت یاران، همه و همه، لحظه‏ها و صحنه‏هایى هستند که پاى اراده را مى‏لرزانند و انسان را در تصمیم‏گیرى دچار بحران و دشوارى و تنگنا مى‏سازد، لکن امام(ع) در تمام این شرایط بهترین تصمیم و دقیق‏ترین برنامه را طرّاحى‏مى‏کرد.

یکی از سوالهای مهمی که ممکن است از منظر مدیریتی مطرح شود آن است که، آیا امام حسین(ع) در ابتدا از نتیجه نهایی تصمیمش (نهضتش) آگاهی داشت؟ و یا اینکه در یک شرایط اجبار و ریسک قرار گرفته بود و تصمیم حضرت منفعلانه بوده است؟ آنچه از دلیل عقلی و نقلی فراوان استفاده می­شود، این است که امام حسین(ع) از ابتدای حرکتش عاقبت آن را به روشنی می­دید و از شهادت خود و یارانش حتی از اسارت خاندانش آگاهی کامل داشت و با آگاهی چنین تصمیمی را گرفته بود.

اسناد و مدارک، نشان می‌دهد آن حضرت، عالمانه و آگاهانه قیام کرد و از نتایج آن مطلع بود؛ ولی این آگاهی، در سیر طبیعی و منطقی حرکت ایشان، تأثیری نداشت. شهید مطهری، دعوت مردم کوفه و نپذیرفتن بیعت با یزید را از علل طبیعی واقعۀ کربلا می‌شمارد و اظهار می‌دارد که آن حضرت، نمی‌توانست به دعوت کوفیان بی‌اعتنایی کند؛ زیرا پاسخ مثبت به چنین دعوتی، طبیعی است و نیز حاضر نبود با یزید بیعت کند؛ زیرا وی شخص فاسد و ظالم بود. سپس ایشان علت دیگری را مطرح می‌کند که مهم‌ترین دلیل برای قیام سالار شهیدان (ع) به حساب می‌آید و آن، «امر به معروف و نهی از منکر» است؛ یعنی اگر کوفیان از آن حضرت دعوت نمی‌کردند، آن بزرگوار برای از بین بردن تحریف‌های موجود و حفظ اسلام، قیام می‌کرد.

سازماندهی امام حسین ع

برای نیل به هدف‌ها، سازمان‌دهی گامی‌ ضروری است و به کمک این فعالیت است که هدف کلی و مأموریت اصلی سازمان، در قالب هدف‌های جزئی‌تر شده، وظایف واحدها، شکسته و تحقق آن میسر می‌‌شود.

حضرت امام حسین(ع) در ابتدای حرکت‏ خود، دوازده پرچم را برافراشت و هر پرچم را به دست‏یک نفر از اصحاب داد تا یک پرچم باقی ماند. لذا بعضی گفتند این را به ما بسپارید. حضرت در پاسخ آنان فرمود: خداوند به شما جزای خیر بدهد، صاحب این پرچم خواهد آمد. پس از چندین روز، به دنبال فراخوانی حضرت (ع) جناب حبیب بن مظاهر به حضور رسید و حضرت (ع) نیز پرچم باقی مانده را به دست ایشان سپرد. همچنین در روز عاشورا امام(ع) پس از ایراد خطبه برای یارانش صفوف لشکر خویش را که بنا به مشهور، 72 تن بودند، سازماندهی و منظم نمود:

الف) فرماندهی جناح راست سپاه به زهیر بن قین: زهیر بعد از اقامه نماز عاشورا به امامت سیدالشهداء به شهادت رسید. ب) فرماندهی جناح چپ: حبیب بن مظاهر، از پیران و طلایه داران نبردهای مکتبى، او در حماسه نماز ظهر عاشورا مدافعِ نیروهای نمازگزار بود، در مقابل مهاجمان مسلح از جان امام و نمازگزاران دفاع کرد و پس از نبردی جوانمردانه به شهادت رسید. دشمن سرِ او را برید و برگردنِ اسب خود آویخت. حبیب، شهید حماسه نماز بود. ج) فرماندهی یگان تیرانداز به مجاهد مکتبى، نافع بن هلال بجلى. او روی تیرهای خود می نوشت: انا بجلى، انا علی دین على؛ من بجلی ام پیرو دین علی ام. د) پرچم دار سپاه: قمر بنی هاشم، عباس بن علی(ع).

هماهنگی امام حسین ع

با طراحی واحدهای سازمانی و تعیین اداره ها و بخشهای داخلی، کارهای سازمان میان واحدهای اصلی تقسیم می‌‌شود و امکان استاندارد کردن کارها و تخصصی کردن فعالیت کارکنان فراهم می‌‌گردد؛ ولی موفقیت سازمان در تحقق اهدافش، مستلزم هماهنگ ساختن فعالیتهای مذکور است. در واقع بدون هماهنگی، احتمال بروز تـأخیر و اتلاف وقت در انجام فعالیت ها، پروژه ها و برنامه‌ها افزایش می‌یابد و ممکن است سازمان با عجز و ناکامی مواجه شود.

حفظ اصل هماهنگى در آخرین لحظات حیات امام‏حسین(ع) نیز قابل توجه است؛ امام در روز عاشورا نقطه‏اى را که مشرف بر نقاط دیگر بود مرکز و قرارگاه خویش قرار داده بود واز آن مکان فرماندهى و عملیات مى‏نمود به ویژه اینکه آن نقطه نزدیک خیام حرم بود و شایدمهم‏ترین مقصود امام(ع) از انتخاب این نقطه؛ حفظ هماهنگى لازم نیروهاى عملیاتى بانیروهاى پشتیبانى و فرهنگى بود، و هرگاه که در آن نقطه قرار مى‏گرفت و بانگ «لا حول و لاقوّة إلّا بالّله» سر مى‏داد، همه نیروهاى در میدان به ویژه نیروهاى پشتیبان و اهل بیتش قوت وانرژى دیگرى مى‏گرفتند و این هماهنگى تا آخرین لحظات حیات امام وجود داشت.

مدیریت منابع انسانی امام حسین ع

نهضت عاشورا و قیام امام حسین(ع) از آغاز تا انجام، مجموعه‏اى از الگوهاى ارزشمند درفضایل اخلاقى، عبادى، عقیدتى، اجتماعى، مدیریتی و… است که مى‏تواند طالب هر نوع فضیلتى را سیرآب و خواهان هر اسوه والگویى را کام‏یاب نماید؛ چرا که مجموعه نیروهی انسانی عاشورا از تمامى اقشارمختلف جامعه و از همه مراحل سنى از کودک و خردسال ونوجوان گرفته تا جوان و میان‏سال و از عمر متوسط گرفته تا پیرکهن‏سال، از نو عروس و تازه داماد گرفته تا پدر و مادر داغ‏دیده، ازسفید و سیاه گرفته تا آزاد و برده، از فرزند و بستگان گرفته تانیروى از دشمن گریخته و به دوست پیوسته؛ همه‏و همه در این مجموعه با ارزش، تعبیه شده است؛.

ویژگی­های نیروی انسانی نهضت امام حسین ع:

1- مقاومت : در نهضت حسینی بیش‏ترین مصیبت را حضرت زینب(س) تحمل کرد، حضرت زینب(س)، قهرمان کربلااست که به حق مى‏توان آن بانوى بزرگ را «ام‏المصائب» نامید. آن حضرت، قطع نظر از مصایبى که در فراق جد، پدر، مادر و برادر خود متحمل شد تنهادر قضیه عاشورا، شهادت و به خون غلتیدن بیش از بیست نفر از نزدیک‏ترین افراد خانواده خود را به چشم دید. از این رو زینب(س)، هم مادر شهید است (3 تن) و هم خواهر شهیداست (تا 8 شهید) و هم عمه شهید (9 تن) و هم خاله شهید (3 تن) که بى‏شک صبرى جمیل لازم دارد.

2- وفاداری: اگر چه در صحنه کربلا و فرهنگ عاشورا، همه یاران امام حسین(ع) با وفا بلکه با وفاترین بودند، اما در رأس همه وفاداران، حضرت ابوالفضل العباس(ع) قرار داشت. واژه‏ها و تعبیرهایى که درباره این سردار کربلا وارد شده، همه حاکى از فضایل ومناقبى‏است که در صحنه عاشورا به نمایش گذارده است؛ مانند نافذ البصیرة (داراىبینش‏عمیق)، صلب الایمان (ایمان قوى)، آثر و ابلى (ایثارگر و سر بلند درامتحانات)،العبدالصالح (بنده شایسته) المطیع‏للَّه و لرسوله (مطیع خدا و پیامبر)،الفادى(فداشده)، الواقى (نگهبان)، الساعى (تلاش گر)، السقاء (آب‏آور طفلان)، صاحب اللواء (علم‏دار) و بالاخره، شهید و مجاهد در رکاب امام خود.

3- آزادگی: ملحق شدن حر، به امام حسین (ع) یکی از وقایع برجسته نهضت کربلا و یکی از لطایف مدیریت منابع انسانی امام حسین (ع) است. سخنان امام(ع) در منزلگه غدیب الهیجانات و غیره و سیراب کردن حر و سپاهش و حتی اسبان آنان، همانند برقی روح و روان حر را روشن کرد و انقلابی در او به‏وجود آورد و احساس حق طلبی او را بیدار، و جذب رهبری نورانی و انسانی آن حضرت (ع) کرد. سرانجام با رشادت تمام در رکاب حضرت به درجه شهادت نائل آمد.

4- علاقه مند به رهبر: در روز عاشورا، خبر اسارت فرزند محمد بن بشیر حضرمی (که یکی از یاران آن حضرت بود) توسط نیروهای ابن زیاد به وی رسید. امام (ع) به او فرمود: تو آزادی، برو و در آزادی فرزندت تلاش کن. حتی چند قطعه پارچه قیمتی به او داد؛ تا در اختیار کسانی که می‏توانند در آزادی فرزندش تلاش کنند، قرار دهد . لکن محمد بن بشیر گفت‏ به خدا سوگند من ابداً دست از تو بر نمی دارم و این جمله را نیز اضافه نمود که اگر درندگان بیابان‏ها مرا قطعه قطعه کنند و طعمه خویش قرار دهند، دست از یاری تو بر نمی‏دارم. «عابس» از شخصیت‏هاى بارز شیعه است. او شخصیتى مدیر، ارجمند، شجاع، سخن‏ورو زاهدى شب زنده‏دار بود و از نظر پاکى و خلوص و قهرمانى و شور انگیزى از بزرگ‏ترین انقلابیون به حساب می آمد.

5- رازدار: «قیس» نامه‏ رسان مبارزى است که در شکل‏گیرى جریان عاشورا نقش مهمى بر عهده داشت، چرا که وى به عنوان قاصد، نامه‏هاى امام را براى مردم کوفه و نامه‏هاى آن‏ها را براىامام حسین(ع) مى‏رساند و در این راه سختى‏هاى فراوانى متحمل شد.

6- معتقد: در گرما گرم نبرد در صحنه کربلا یکى از عاشوراییان به نام «ابو ثمامه صیداوى» دریافت که ظهر شده و وقت نماز است؛ از این رو به امام عرض کرد: مى‏خواهم در حالى خدا راملاقات کنم که این نماز را نیز به جاى آورده باشم.

افزون بر اصل جایگاه و نقش رهبرى در حرکتهاى اصلاحى وسیاسى بویژه در ساختار اجتماعى و نظام سیاسى گذشته، رهبرى وامامت حضرت سیدالشهدا(ع) در حرکت کربلا و هدایت و مدیریت نهضت از آغاز تا انتها توسط ایشان بسیار چشمگیر و برجسته است، بگونه‏ اى که على‏ رغم شخصیت و نقش آفرینى جاودانه خویشان واصحاب فداکار حضرت، میتوان حرکت کربلا و نهضت عاشورا را مساوى با حسین(ع) شمرد، گویا که هر آنچه در جبهه حسین(ع) از آغازتا انتها و حتى پس از شهادت وى در دوران اسارت خاندان نبوت، رخ داد، برخاسته از شعاع امامت و سرپنجه مدیریت و تدبیر آن بزرگوار بود. واین گونه بود که نهضت عاشورا بر کاکل رهبرى و منطق حسین(ع)مى‏گردید و پیش مى‏رفت.

افزون بر آن همه دستاوردهاى حرکت سیدالشهدا(ع) که بارهابازگو و تحلیل شده است، چگونگى سلوک حضرت در موضع رهبرى نهضت، در همان فاصله زمانى کوتاه، الگویى ماندگار را از رهبرى اسلامى و شاخصه‏هاى آن ترسیم کرده است که باید همانند اهتمام به اصل حرکت امام(ع) و اهداف نهضت وى و پیامها و پیامدهاى آن، مورد توجه و تأسّى قرار گیرد. جامع نگرى، عاقبت اندیشى، مهربانى و مدارا وعطوفت، شجاعت و قاطعیت در مدیریت و عدم خلط آن با استبداد وخودکامگى، صبر و متانت، نظم و اعتقاد به برنامه­ریزى و سازماندهى، اهتمام به روشنگرى و هدایت و تبلیغ، توجه به معنویات و اهتمام به عبادت و دعا و پیوند قلبى با خدا، و تلاش و برنامه­ریزى براى استفاده بهینه از فرصتها، از جمله نکته‏ها و محورهاى درس‏آموزى است که درمجموع، الگوى «رهبرى حسینى» را پیش روى ما مى‏گذارد و کربلا رامدرسه آموختن روش مدیریت دینى و شیوه رهبرى اسلامى مى‏ سازد.

اصول رهبری امام حسین ع

در واقع هدایت و رهبرى در نهضت امام ‏حسین(ع) بر پایه اصول و ارزشهاى دین قرار داشت، دراین بخش به تعدادى از اصول رهبرى در نهضت حسینى اشاره مى‏ گردد:
1- اصل آگاهی بخشی: اصل آگاهی بخشی کارکنان نسبت‏به اهداف و قوانین سازمان، یکی از وظایف مدیران در نقش رهبری است. از این رو امام حسین(ع) از ابتدای حرکت‏ خویش در هر فرصتی نسبت‏به آگاه کردن اذهان عمومی به‏ ویژه کسانی که قصد همراهی او را داشتند، اقدام می‏نمودند. امام(ع) در آخرین روز توقفش در مکّه و هنگامى که قصد عزیمت به کربلا را نمود؛ با یارانش پیرامون حرکت به کربلا و خطرات آن بیان مبسوطى را ایراد فرمود، به فرازى از آن توجه بفرمایید: «آگاه باشید، هر یک از شما حاضر است در راه ما(یعنى راه اعتلاى کلمه حق) از خون خویش بگذرد و جانش را در راه شهادت و لقاى پروردگار نثار کند آماده حرکت با ما باشد که من فرداصبح حرکت خواهم کرد ان‏شاءالله تعالى.»

2- اصل ایجاد انگیزش: یکی از اصول مهم رهبری نهضت کربلا اصل انگیزش بود. از این رو امام (ع) در روز عاشورا پس از نماز صبح رو به سوی یارانش نموده، برای ایجاد آمادگی روانی کامل آنان چنین فرمود:  ای بزرگ‏زادگان، صبر و شکیبایی به خرج دهید که مرگ چیزی جز یک پل نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده، به بهشت پهناور و نعمت‏های همیشگی آن می‏رساند چه کسی است که نخواهد از یک زندان به قصری باشکوه انتقال یابد . همین مرگ برای دشمنان شما مانند آن است که از کاخی به زندان و شکنجه‏گاه منتقل گردد.

3-اصل قانون گرایی: معمولاً در شرایط بحرانى کمتر کسى است که به قانون و موازین اجتماعى یا شرعى پایبند بماند لکن اولیاء الهى و به ویژه امام‏حسین(ع)در سخت‏ترین شرایط، رهبرى خود را مبتنى بر رعایت قانون و موازین قرار داده بود، از این رو در هنگامى که با اولین واحد نظامى دشمن برخورد مى‏کنند؛ یکى از یاران آن حضرت یعنى زهیر بن قین پیشنهاد مى‏کند که بهتر است ما حمله را شروع کنیم زیرا با فرارسیدن نیروهاى امدادى هرگز قادر به کمترین مقاومت نخواهیم بود. امام(ع) در پاسخ به پیشنهادایشان ‏فرمود:  ما کنت لابد اهم بالقتال‏؛ من جنگ را آغاز نخواهم کرد.

4- اصل تفویض اختیار: یکی دیگر از برجسته‏گی‏های رهبری عاشورا، دادن اختیار و تفویض آن به نیروهای عمل کننده است. در این مورد می‏توان، مراجعه حر را به امام (ع) اشاره نمود: در روز عاشورا حر نزد امام(ع) آمد و گفت: «اگر سوار بر اسب باشم، بهتر توان جنگاوری خواهم داشت تا پیاده باشم. امام (ع) نیز فرمود: «هرگونه می‏پسندی عمل کن‏.

آینده سازمانها و بقاء موفقیت آنها بستگى زیادى به توانایى مدیران آنها دارد زیرا آنان به طور دائم به اخذ تصمیمات اساسى و حیاتى مى‏پردازند، از این رو اگر مدیران یک سازمان ازشایستگى‏هاى لازم برخوردار نباشند، نه تنها رشد سازمان متوقف مى‏گردد، بلکه در مقابل فشارهاى داخل و خارج ضربه مى‏خورد و متلاشى مى‏شود. بر این اساس چنانچه سابقه شایستگى‏هاى امام‏حسین(ع) را مورد بررسى قرار دهیم اذعان خواهیم نمود که حضرت درتمام ابعاد مهارتهاى مدیریتى، اعم از مهارت فنى(فنون نظامى)، مهارت ادراکی ومهارت انسانى، شایستگى کامل در حد عالى را دارا بوده است. حضرت در طول عمر به سان آفتاب، نور مى‏افشاند و از پرتوهاى درخشان خویش مردم را بهره‏مند مى‏ساخت، گروهى ازدانشش سود مى‏بردند، جمعى از رفتارش درس مى‏آموختند، عده‏اى از اخلاق الهیش راه تهذیب نفس را فرا مى‏گرفتند و برخى از بیان رساى او درس ادب مى‏آموختند.

ویژگی های مدیریتی نهضت امام حسین ع

1. نهضت امام حسین(ع) دارای یک فراگرد مدیریتی روشن است.

2. نهضت و حرکت امام حسین(ع) بر مبنای یک برنامه دقیق صورت گرفته است.

3. مدیریت امام حسین(ع) با اهداف علی و روشن صورت گرفت

4. برخی از اهداف نهضت امام حسین(ع) عبارتند از: احیای دین، رضای الهی، احیای سنت نبوی و از بین بردن بدعت­ها، تغییر ساختارحکومت، اصلاح­گری،عدالت خواهی و ستم­ستیزی، عزت طلبی و ازادگیو…تحقق پیدا کرد.

5. امام‏حسین(ع) براى تصمیم‏گیرى بر خلاف یزید در یکفضاى مه آلود قرار نگرفته بود، او به خوبى شرایط را مى‏دیده و مى‏دانسته است که شرایط بهگونه‏اى است که جز با شهادت او این کجى‏هاى چندین ساله ناشى از مدیریت و حکومتبنى‏امیه اصلاح نمى‏گردد.

6. به همراه آوردن خانواده اعم از زنان و خردسالان و دادنرهنمودهایى براى ایفاى نقش فرهنگى بعد از شهادت خویش، یکى از بارزترین جلوه‏هاىسازماندهى نیرویى در نهضت حسینى است.

7. امام حسین(ع) به صورت یک مدیر در نقش رهبرى ملتزم و متعهدوبه صورت نمونه‏اى از تربیت اسلامى به همه مدیران و رهبران اسلامى درس مدیریت و رهبری آموخت.

8. برخی از صفات رهبری نهضت حسینی عبارتند از: قاطعیت، داشتن هدف روشن، عقیده همراه با بصیرت، مشورت در امور، استقبال ازسختى‏ها،پیشگامى در انجام امور و…

8. نهضت امام حسین(ع) نیروهای انسانی با ویژگی های همچون: وفادارى، مقاومت، علاقه‏مندى به رهبر، جان نثارى، معتقد بودن را با بهترین شکل مدیریت کرد.