معیشت پرستاران در آی سی یو!

معیشت پرستاران در آی سی یو!

پاراف معیشت پرستاران در آی سی یو! : حقو‌ق‌شان با اجرای طرح تحول نظام سلامت نه تنها آنچنان تغییری نکرد بلکه سرشان با سرازیر شدن بیمارانی که بخاطر این طرح پول کمتری می‌پرداختند شلوغتر از گذشته شد.

پرستاری یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین حرفه‌های تخصصی در نظام سلامت است و نقش پرستاران در موفقیت و یا عدم موفقیت برنامه‌های نظام سلامت غیر قابل انکار است. بزرگان دینی، مسئولین و اندیشمندان ما همواره به نقش مهم پرستاری اشاراتی داشته‌اند .بطوری که رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی)نقش پرستاران را در سلامت و بازگشت سلامت بیمار نقش درجه یک و معادل نقش یک پزشک ماهر تعریف کرده‌اند. در کنار این نقش مهم، پرستاران بطور مزمن و طی دوران و دولت‌های مختلف با مشکلاتی در ارائه خدمات خود مواجه بوده‌اند که باعث شده نگرانی‌ها و انتظاراتی از مسئولان داشته باشند. همه دولت‌ها همواره با دید مثبت نسبت به پرستاری برخورد داشته‌اند و سعی مسئولان بر رفع برخی موانع خدمتی آنها بوده است.

به گفته خودشان مراجعات به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی طی این مدت دست‌کم ۲ برابر شده است. پرستاران شکاف بسیار عمیقی بین پزشکان و سایر تیم‌های پیشگیری و درمان و رده‌های پشتیبانی می‌بینند. آنها عنوان می‌کنند در طرح تحول کارانه شان بیشتر شده ولی نه به اندازه‌ای که کار می‌کنند.

اگر کارانه یک پزشک حداقل ۲۰ میلیون بوده در طرح جدید به ۶۰ میلیون افزایش یافته‌ است ولی کارانه پرستاران از ۳۰۰ هزار تومان به ۸۰۰- ۷۰۰ هزار تومان! این نکته بسیار تأمل برانگیزی است که تفاوت فاحش بین حقوق‌ها را نشان می‌دهد.

اعتراضات پرستاران به حقوق و کارانه‌شان مربوط به یکی دوسال پیش نیست؛ ریشه‌اش حداقل به ۳ دهه پیش بازمی‌گردد. زمانی که طرح کارانه برای ارتقای حقوق کادر پزشکی، درمان و بالین در نظر گرفته شد. اختلافات از زمانی آغاز شد که ۶۵ درصد از تعرفه ویزیت و جراحی به پزشک تعلق می‌گرفت و مابقی بین پرستاران و رده‌های بالینی و درمانی و پشتیبانی! از دیدگاه پرستاران و رده‌های دیگر این تقسیم‌بندی عادلانه نبود و تبعیض به‌شمار می‌رفت تا اینکه چند سال پیش طرح تحول سلامت روی میز وزارت بهداشت قرار گرفت و اجرایی شد.

طرحی که باز هم صدای پرستاران را درآورد که با افزایش ۲ تا ۳ برابری کارانه و بیشتر شدن کارشان همچنان تبعیض بین آنها و پزشکان را بیشتر کرد. آنها از عمیق شدن این شکاف گلایه‌مندند. البته این گلایه پرستاران متوجه پزشکان نیست. انتقاد آنها به طرحی برمی‌گردد که نتوانسته بین حجم کار و دریافتی‌شان توازن ایجاد کند.

کریم عابدینی با ۱۶ سال سابقه کار یکی از قدیمی‌های بیمارستان است. دل پری هم از وضعیت پرداختی‌ها در سیستم درمان دارد: «معضل پرستاری شبیه به استخوان لای زخم و بخشی از مشکل کلان نظام سلامت است. ترجیح می‌دهم در مورد معضلی صحبت کنم که ریشه تمام مشکلات نظام سلامت است و آن پزشک سالاری است. پزشک‌سالاری به این شیوه‌ای که در کشور و نظام سلامت‌مان رایج است در هیچ جای دنیا نظیر ندارد و این موضوع، مشکلاتی را به نظام سلامت و به سلامت مردم و جامعه و بخش‌های داخل سیستم تحمیل می‌کند که پرستاری بخشی از آن است.

پزشک سالاری باعث شده تمام اعتبارات نظام سلامت جذب قسمت درمان شود. بنابراین تمام خروجی قوانین و مقررات و شرایطی که تصویب می‌شود به سمت منافع قشر خاصی می‌رود. از دهه ۷۰ که بیمارستان‌ها خودگردان شدند، با روش‌های مختلف دریافتی پزشکان افزایش یافت و منجر به ایجاد شکاف عجیبی بین پزشکان و بقیه رده‌ها شد. در همین بیمارستان عمده بار را پرستاران به دوش می‌کشند ولی آزمایشگاهی‌ها و رادیولوژیست‌ها، گروه تغذیه و روانشناس و مشاور و فیزیوتراپ‌ها را هم داریم که کمابیش درگیر این مسأله هستند.»

اما در طرح تحول با رو‌ش‌های مختلف دوباره دریافتی پزشکان را افزایش دادند بدون اینکه به بقیه گروه‌های پزشکی توجه شود. تعرفه‌ها ۲/۵ تا ۳ برابر شد در نتیجه درآمد بیمارستان‌ها هم به همین اندازه بیشتر شد. با همین فرمول غلطی که داشتند حقوق و کارانه پزشکان ۲/۵ تا ۳ برابر شد و پرستاران هم ۲/۵ تا ۳ برابر. ولی نکته‌ای که به آن اشاره نمی‌شود این است که پیش از اجرای طرح تحول یک پرستار ۳۰۰ هزار تومان کارانه می‌‌گرفت و یک پزشک ۳۰ میلیون تومان، این تفاوت دریافتی ۲۹ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان بود وقتی این طرح اجرا شد کارانه پرستار از ۳۰۰ هزار تومان به نهایت ۹۰۰ هزار تومان رسید و کارانه پزشک به چند ده میلیون! و این مسأله یعنی افزایش عمق شکاف بین دریافتی پزشک و پرستار.»

کل حقوقی که من از بیمارستان با ۱۲ سال سابقه می‌گیرم چیزی نزدیک به ۲ میلیون است. فقط ماهی ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان قسط می‌دهم. مجبورم برای پرداخت قسط و مخارج خانه‌ جای دیگری کار کنم. شیفتم که تمام می‌شود به درمانگاهی در اسلامشهر می‌روم. ماهی یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان از آنجا می‌گیرم. اگر کسی بخواهد به خانه‌اش بروم و تزریق یا تعویض پانسمان کنم حتماً می‌روم. چون همین چندرغازها برایم می‌ماند. باور نمی‌کنید که فقط چند ساعت می‌توانم خانه‌ام بروم، آن هم برای خواب. از خانواده‌ام شرمنده‌ام. اگر در طرح تحول کمی با پرستارها عادلانه رفتار می‌شد مطمئناً وضعیت ما این‌گونه نمی‌شد.

پرستارها را راحت می‌شود در راهروی داخل بخش‌ها پیدا کرد. از نگاه هایشان می‌توان خستگی را فهمید. برای چند لحظه نقش خبرنگاری را کنار می‌گذارم و در نقش همراه مریض به سوی خانم پرستار می‌روم می‌پرسم همه کارهای این مریض‌ها را شما چند نفر که اینجا هستید انجام می‌دهید؟ می‌گوید: «به تازگی بیمارستان اعلام کرده به جای اینکه رزیدنت‌ها بیمارستان‌ها را اداره کنند متخصص باید در بیمارستان در شب مقیم باشد و حق العملی را به عنوان مقیم‌سازی به آنها اختصاص دادند. به این پزشکان یک اتاقی اختصاص دادند که پرستاران حتی فهرست ندارند که بدانند پزشک متخصص مقیم چه کسی است و حق هم ندارد به پزشک مقیم زنگ بزند.» گزارشم را تهیه کردم ولی تا روزنامه به حرف‌های تک تک پرستارها فکر می‌کردم. تبعیض، دریافتی کم، بی‌احترامی، شرمندگی مقابل خانواده و… پیش خودم می‌گفتم این چه زندگی است که از ۲۴ ساعت زمان باید ۱۸ ساعتش را کار کرد برای ۱/۵ میلیون.

بطور کلی می توان از گلایه‌های پرستاران که بیان می‌شود به موارد زیر اشاره کرد:

-کمبود شدید نیروی انسانی پرستاری بطوری که در حال حاضر هر پرستار به جای دو نفر کار می‌کند و اگر ما بخواهیم حداقل استانداردها را رعایت کنیم باید جمعیت فعلی پرستاران کشور دو برابر شوند.
– کمبود حقوق و دستمزد نسبت به سختی شرایط کار و مسئولیت سنگین مراقبت از بیماران
-آشنا نبودن افکار عمومی با جایگاه و نقش پرستاران
– محصور بودن پرستاران در بیمارستان‌ها و ارائه خدمات صرفاً بیمار محور

علیرغم این حجم از خدمات دولت یازدهم در حوزه پرستاری که قابل‌توجه است، هنوز نمی توان ادعا کرد مشکلات پرستاران به طور کامل حل شده و آنها دیگر مشکلی ندارند.شاید یکی از دغدغه‌های مهم پرستاران در بخش دولتی تعویق افتادن پرداخت اضافه کار و کارانه آنها است که ناشی از نپرداختن طلب بیمارستانها از سوی بیمه‌ها است که امیدواریم با حمایت همه دستگاه‌ها از وزارت بهداشت این مشکل زودتر حل شود.

همچنین پرستاران بخش خصوصی از برخی مزایای پرستاران شاغل در بخش دولتی بی‌نصیب هستند و برخی قوانین مصوب پرستاری مانند قانون ارتقای بهره‌وری (ساماندهی ساعات کار)در آنجا به درستی اجرا نمی‌شود و موجب مهاجرت پرستاران با تجربه از بخش خصوصی به دولتی شده است. در این زمینه بهتر است نهادهای مسئول مانند وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان نظام پرستاری اقدام جدی به عمل آورند.امید است با رفع برخی موانع کاری و اجرای درست قوانین در حوزه پرستاری، پرستاران ایران اسلامی بتوانند خدمات شایسته و در خور‌ شأن مردم عزیز و هموطنان گرامی ارائه کنند.ایران.