از کارافتادگان شغلی

آشنایی با حمایت های قانونی از کارافتادگان شغلی

پاراف آشنایی با حمایت های قانونی از کارافتادگان شغلی : از کار افتادگی، وضعیتی است که در آن، فرد بر اثر عوارض ناشی از حادثه یا بیماری، توانایی انجام کار خود را به صورت کامل یا نسبی از دست می‌دهد. بنابراین، باید به این نکته توجه کرد که از کار افتاده شدن، لزوماً بر اثر حوادث ناشی از کار نیست و می‌تواند ناشی از حادثه یا بیماری معمولی هم باشد.

در قانون تأمین اجتماعی، تعریفی از حادثه و بیماری ارائه شده است. طبق بند ۸ ماده ۲ این قانون، حادثه، «اتفاقی است پیش‌بینی نشده که تحت تأثیر عامل یا عوامل خارجی، در اثر عمل یا اتفاق ناگهانی، رخ می‌دهد و موجب [وارد آمدن] صدماتی بر جسم یا روان بیمه‌شده می‌گردد.» همچنین، بر اساس بند ۷ همین ماده، بیماری، «وضع غیرعادی جسمی یا روحی است که انجام خدمات درمانی را ایجاب می‌کند یا موجب عدم توانایی موقت اشتغال به کار می‌شود یا این که موجب هر دو، در آن واحد، می‌گردد.» هرچند استفاده از واژه «موقت» در تعریف بیماری، تعمیم آن را به بحث از کار افتادگی با مشکل روبه‌رو می‌کند، اما تعریفی که در ماده ۷۰ قانون تأمین اجتماعی درباره ازکار افتادگی ارائه شده‌است، بیماری را نیز در شمول عوامل از کارافتادگی قرار می‌دهد.

همچنین، طبق بند یک ماده ۳ قانون تأمین اجتماعی، حمایت از بیمه شده در زمان «بیماری‌ها»، یکی از وظایف سازمان تأمین اجتماعی دانسته شده‌است. با این حال، قانون‌گذار ارائه تسهیلات مربوط به ازکار افتادگی جزئی و کمتر از آن را، برای حوادث و بیماری‌های غیر ناشی از کار، محدود کرده‌است.

انواع از کار افتادگی

بر اساس ماده ۷۰ قانون تأمین اجتماعی، «بیمه‌شدگانی که طبق نظر پزشک معالج، غیر قابل علاج تشخیص داده می‌شوند، پس از انجام‌خدمات توانبخشی و اعلام نتیجه توانبخشی یا اشتغال، چنانچه ‌طبق نظر کمیسیون‌های پزشکی مذکور در ماده ۹۱ این قانون، توانایی‌ خود را کلاً یا بعضاً از دست داده باشند،» از کار افتاده شناخته می‌شوند و مشمول استفاده از مزایای از کارافتادگی در قانون هستند. بر این مبنا، قانون‌گذار از کار افتادگی را در سه سطح تعریف کرده و برای هر سطح، امتیازاتی را در نظر گرفته است.

از کار افتادگی کلی

در قانون تأمین اجتماعی، برای از کار افتادگی کلی، ۲ تعریف ارائه شده است. تعریف نخست، تعریفی است که در بند ۱۳ ماده ۲ آمده و بر اساس آن، «از کارافتادگی کلی عبارت است از، کاهش قدرت کار بیمه شده، ‌به نحوی که نتواند با اشتغال به کار سابق یا کار دیگری، بیش از یک سوم از درآمد قبلی خود را به دست آورد.»

تعریف دوم، تعریف ماده ۷۰ است که بر اساس آن، «هرگاه درجه کاهش قدرت کار بیمه‌شده، شصت و شش درصد و بیشتر باشد، از کارافتاده کلی شناخته می‌شود.» با این حال، به نظر می‌رسد تعریف ارائه شده در ماده ۷۰، مبنای عمل سازمان تأمین اجتماعی باشد. چرا که طبق مفاد این ماده، تشخیص از کار افتادگی بیمه‌شده، برعهده کمیسیون‌های پزشکی سازمان تأمین اجتماعی است و این کمیسیون‌ها، تنها می‌توانند درصد از کارافتادگی بیمه‌شده را تعیین کنند و صلاحیت لازم را برای بررسی میزان کاهش دستمزد وی ندارند.

قانونگذار درباره چگونگی استفاده بیمه شده ازکار افتاده، از تسهیلات قانونی پیش‌بینی شده، دو حالت را در نظر گرفته‌است:

۱- از کارافتادگی در اثر حوادث و بیماری‌های ناشی از کار.

۲- از کار افتادگی در اثر حوادث و بیماری‌های غیر ناشی از کار. با این حال، باید دانست که تنها وجه تمایز این دو حالت، مبنا قرار گرفتن سابقه کار بیمه شده است. به این معنا که در حالت نخست، یعنی در از کار افتادگی در اثر حوادث ناشی از کار، مطابق ماده ۷۱، بیمه شده «بدون در نظر گرفتن مدت پرداخت حق بیمه، استحقاق دریافت مستمری از کار افتادگی کلی ناشی از کار را خواهد داشت»، اما در حالت دوم، بر اساس ماده ۷۵، بیمه شده‌ای می‌تواند از مستمری از کار افتادگی کلی استفاده کند که دست‌کم، طی ده سال قبل از وقوع حادثه یا بیماری، یک سال سابقه پرداخت حق بیمه داشته باشد که ۹۰ روز از این مدت، در یک‌سال پیش از وقوع حادثه یا بیماری، پرداخت شده‌ باشد.

نکته‌ای که باید به آن اشاره کنیم، این است که در محاسبه مستمری از کارافتادگی، سوابق بیش از ۳۰ سال، مورد محاسبه قرار نخواهد گرفت. طبق اطلاعات مندرج در پایگاه اینترنتی سازمان تأمین اجتماعی، دلیل این مسئله، مفاد ماده ۷۲ قانون تأمین اجتماعی است که بر اساس آن، یک سی‌اُم حقوق متوسط بیمه‌شده، مبنای محاسبه مستمری خواهد بود. همچنین، مبنای پرداخت مستمری، در از کارافتادگی کلی، مانند تمام پرداختی‌های سازمان تأمین اجتماعی، میزان حق بیمه واریز شده ماهانه است.

از کارافتادگی جزئی

از کار افتادگی جزئی به حالتی اطلاق می‌شود که بیمه شده بخشی از توانایی انجام کار خود را از دست داده‌باشد. برای از کار افتادگی جزئی نیز، دو تعریف در قانون ارائه شده است. بر اساس تعریف نخست(بند ۱۴ ماده ۲)، «از کارافتادگی جزئی، عبارت است از کاهش قدرت کار بیمه‌شده، به نحوی که با اشتغال به کار سابق یا کار دیگر، فقط قسمتی از درآمد خود را به دست آورد.» طبق تعریف دوم(بند ب ماده ۷۰)، «چنانچه میزان کاهش قدرت کار بیمه‌شده، بین سی و سه‌ تا شصت و شش درصد و به علت حادثه ناشی از کار باشد، از کارافتاده جزئی شناخته می‌شود.»

بند ب ماده ۷۰، ضمن ارائه تعریف دقیق‌تر و کاربردی‌تر از بحث از کار افتادگی جزئی، به صراحت استفاده از تسهیلات مربوط به این نوع ازکارافتادگی را منوط به وقوع آنها در اثر حوادث یا بیماری‌های ناشی از کار اعلام کرده است. در از کار افتادگی جزئی، بخشی از دستمزد بیمه‌شده که به دلیل ناتوانی، قادر به کسب آن نیست، از سوی سازمان تأمین اجتماعی پرداخت می‌شود. نکته دیگری که باید در زمینه پرداخت این نوع مستمری به آن توجه کرد، موضوع سابقه پرداخت حق بیمه است.

با توجه به این‌که بیمه شده ازکارافتاده جزئی، هنوز توانایی کار دارد و پس از برقراری مستمری، همچنان به سابقه بیمه وی اضافه می‌شود، ممکن است این پرسش پیش آید که آیا سوابقی را که پس از وقوع حادثه یا بیماری ناشی از کار برای بیمه شده ایجاد می‌شود، می‌توان در محاسبه مستمری وی منظور کرد؟ پاسخ به این پرسش منفی است. ملاک محاسبه سابقه بیمه، برای پرداخت مستمری ازکار افتادگی جزئی به بیمه‌شده، زمان وقوع بیماری یا حادثه است و سوابق بعد از آن را شامل نمی‌شود.

تکلیف بیمه شده در حوادث غیرناشی از کار

با توجه به محدود شدن برقراری مستمری از کار افتادگی جزئی به وقوع آن بر اثر حوادث ناشی از کار، کارشناسان سازمان تأمین اجتماعی، در پایگاه اطلاع‌رسانی این سازمان، سه حالت را برای از کارافتادگی جزئی غیرناشی از کار در نظر گرفته‌اند که هیچ کدام منتج به برقراری مستمری ازکارافتادگی جزئی نمی‌شود. در این پایگاه اینترنتی آمده است:«با توجه به صدر و ذیل ماده ٧۵ و تبصره ٢ ماده ٧٢ که بیماری را مقید به صفت «منجر به ازکارافتادگی» نموده و با توجه به بند ٧ ماده ٢ قانون ، سه حالت قابل تصور است:

  • حالت اول : حالتی که خدمات درمانی را ایجاب نماید، بدون آن که بیمه شده نیازمند استراحت باشد (درمان بدون استراحت)
  • حالت دوم : مرحله‌ای که موجب عدم توانایی موقت اشتغال به کار شود، بدون آن که بیمه شده نیازمند استفاده از خدمات درمانی باشد (استراحت پزشکی )‌
  • حالت سوم : ‌وضعیتی که خدمات درمانی را ایجاب [کند] و ضمناً موجب عدم توانایی موقت اشتغال به کار شود. (استراحت توام با درمان ). بنابراین، پیشنهاد کارشناسان سازمان تأمین اجتماعی به بیمه شدگانی که بر اثر حوادث یا بیماری‌های غیرناشی از کار، دچار ازکار افتادگی جزئی شده‌اند، استفاده از امتیازات و تسهیلات قانون تأمین اجتماعی برای بیمه شدگان، در ایام بیماری است.

پرداخت غرامت مقطوع نقص

مطابق تعریف بند ۱۷ ماده ۲ قانون تأمین اجتماعی، «غرامت مقطوع نقص عضو، مبلغی است که به طور یک جا، برای جبران نقص عضو یا جبران تقلیل درآمد بیمه‌شده، به شخص او داده می‌شود.» این تعریف، در بند ج ماده ۷۰، به این شکل تکمیل شده است: اگر درجه کاهش قدرت کار بیمه‌شده، بین ده تا سی و سه‌درصد بوده و موجب آن، حادثه ناشی از کار باشد، استحقاق دریافت غرامت مقطوع نقص را خواهد داشت.خراسان.