کار و معاش ایرانیان مسئله چندم کشور است؟

کار و معاش ایرانیان مسئله چندم کشور است؟

پاراف کار و معاش ایرانیان مسئله چندم کشور است؟ : هزینه خالص یک خانوار شهرنشین ایران در سال 1393 به روایت مرکز آمار، رقمی معادل 23 میلیون و 486 هزار تومان و درآمد آنها 24 میلیون و 131 هزار تومان است. یک محاسبه ساده نشان می‌دهد پس‌انداز هر خانوار شهرنشین ایرانی در سال 1393 فقط 645 هزار تومان بوده است. به این ترتیب نرخ پس‌انداز شهرنشینان ایرانی (پس‌انداز تقسیم بر درآمد) معادل کمتر از 3 درصد است.

نزدیک به 2/1 میلیون روستانشین سیستانی و بلوچستانی با روزانه حدود 4 هزار تومان (هزینه خانوار 5 نفره روستایی سیستان و بلوچستان در سال 1393 فقط 5/7 میلیون نفر گزارش شده است) و حدود 2/1 میلیون روستانشین کرمانی نیز با همین میزان هزینه در روز زندگی کرده‌اند.

با محاسبه حدود 15 میلیون خانوار شهرنشین و حدود 6 میلیون خانوار روستایی و پس‌اندازهای یادشده در سال 1393، پس‌انداز خانوارهای ایرانی 10 هزار میلیارد تومان برای شهرنشینان و 318 میلیارد تومان برای روستانشینان و در کل با لحاظ کردن ارفاق به سمت بالا در رقمی معادل 11 هزار میلیارد تومان است.

پس‌انداز هر خانوار روستایی با توجه به اعداد متناظر در سال 1393، فقط 53 هزار تومان گزارش شده است.

در صورتی که نرخ هر دلار امریکا در سال 1393 فقط 3 هزار تومان بوده باشد،کل پس‌انداز از خانوارهای ایرانی مطابق رسمی‌ترین آمار کشور نزدیک به 4 میلیارد دلار است. این میزان پس‌انداز خانوار‌های ایرانی در یک سال فقط برای راه‌اندازی یک فاز پارس جنوبی کفایت می‌کند و یارانه نقدی یک ثلث سال ایرانیان را می‌پوشاند.
نزدیک به 2/1 میلیون روستانشین سیستانی و بلوچستانی با روزانه حدود 4 هزار تومان (هزینه خانوار 5 نفره روستایی سیستان و بلوچستان در سال 1393 فقط 5/7 میلیون نفر گزارش شده است) و حدود 2/1 میلیون روستانشین کرمانی نیز با همین میزان هزینه در روز زندگی کرده‌اند.

از سوی دیگر و براساس آمارهای ارائه شده از سوی مشاور ارشد رئیس جمهوری در امور اقتصادی، اگر ایران تا سال 1397 بتواند رشد مستمر 5/4 درصد را تجربه کند، درآمد سرانه مردم ایران به‌اندازه درآمد سرانه سال 1390 خواهد بود.

شرایط نامساعد کار و معاش شهروندان یکی از دلایل اصلی ایران برای تغییر رویکرد در پرونده هسته‌ای بود که منجر به شروع گفت‌و‌گوها شد و کار به اینجا رسید.

آماری که بخشی از آن در سطور بالا آمد و گلایه‌ها و شکایات بخش خصوصی ایران و میلیون‌ها نان‌آور خانواده از ناکافی بودن درآمد نشان می‌دهد چرخه کار و معاش جامعه ایرانی مساعد نیست.

در این شرایط بود که متأسفانه رئیس دولت قبلی و حلقه اول یارانش به عمد یا به سهو و با تقلیل‌گرایی مسائل و مشکلات، سبک و کار و معاش مردم را نادیده ‌گرفتند و مدام از شرایط خوب شهروندان دم ‌زدند و در این میان یک گروه مستعد رانتخواری سیاسی و اقتصادی نیز همان حرف‌ها را تکرار ‌کردند و به منتقدان صفت‌های ناپسند ‌دادند.

در این موقعیت سخت اقتصاد کلان که ایران در آن قرار گرفته است و با استفاده از روش‌های گوناگون می‌خواهد از دام رکود رهایی یابد، متأسفانه برخی افراد، گروهی و احزاب افراطی به جای مشارکت در برنامه عبور از رکود به طرح مسائل حاشیه‌ای پرداخته و به منازعات سیاسی و جناحی دامن می‌زنند.
باید به این گروه از افراد بویژه آن دسته از کسانی که ساده‌انگارانه با مسائل ایران برخورد کرده و معاش ایرانیان که در شرایط نامطلوب قرار دارد، مسأله اول کشور باشد. سیاست خارجی، مبارزه برای کسب نهاد‌های قدرت، نشان دادن اهمیت فرهنگ و… باید در ذیل بهبود کسب و کار باشد. جز این باشد ایران عزیز در دام تاریخی گرفتار خواهد شد که بیرون آمدن از آن ممکن نباشد.ایران.