تاثیرات و اهمیت خیرخواهی و رفتار تشویق ‏آمیز

تاثیرات و اهمیت خیرخواهی و رفتار تشویق ‏آمیز

پاراف تاثیرات و اهمیت خیرخواهی و رفتار تشویق ‏آمیز : در روایات تعبیرات حساس و حیاتی از نصح و خیرخواهی آمده است که به نمونه‌هایی اشاره می‌شود.

  1. محبوب‌ترین عمل: پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: خداوند عزّ وجل فرمود: محبوب‌ترین چیزی که بنده من به آن مرا عبادت می‌کند، خیرخواهی برای من و در راه رضایت من است. در واقع، با خیرخواهی گستره بندگی خداوند بیشتر می‌شود و این تنها ناصح نیست که بندگی می‌کند؛ بلکه نصیحت پذیرها نیز در مسیر بندگی قرار می‌گیرند.
  2. بالاترین منزلت: هر کس در مسیر خیرخواهی مردم قدم بردارد، از باب «الْخلْقُ کُلُّهُمْ عِیالُ‌الله‌» در مسیر خدا قدم برداشته و حرکت در مسیر الهی باعث بالا رفتن مقام و منزلت اخروی او می‌شود. پیامبر (ص) فرمود: « به راستی بلندمرتبه‌ترین مردم در پیشگاه خداوند در قیامت کسی است که از همه بیشتر تلاش در خیرخواهی مردم کرده است. ». برترین عمل: امام صادق (ع) فرمود: « بر شما لازم است که خیرخواه خلق خدا برای رضای خدا باشید؛ چرا که هرگز با عملی که با فضیلت‌تر از خیرخواهی باشد خدا را در روز قیامت ملاقات نخواهید کرد. » اما نشانه ناصح و خیرخواه چهار چیز است: ۱. به حق داوری و حکم می‌کند؛ ۲. و خود نیز حق را مراعات می‌کند و به حق رفتار می‌کند.
  3.  آنچه برای خود می‌پسندد، برای مردم نیز می‌پسندد.
  4. بر هیچ کس تعدی و تجاوز روا نمی‌دارد.
  5. عملی ضروری و فراگیر: نُصح و خیرخواهی فقط یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه یک وظیفه دینی و اسلامی است و بر همگان لازم است در هر حال خیرخواه برادران مومن خویش باشند. امام علی (ع) فرمود: « برادرت را خالصانه نصیحت و خیرخواهی کن؛ خواه اندرز و خیرخواهی تو در نظر او نیک باشد یا زشت. » و امام صادق (ع) فرمود: « بر مومن واجب است که خیرخواه برادرمومن خودباشد؛ چه در پشت سر و چه در حضور او. »

رفتار تشویق ‏آمیز

اغلب یا همه افراد، به لحاظ برخوردارى از غریزه‏ «حب نفس»، دوست دارند که مورد توجه و عنایت قرار بگیرند. توجه به این نیاز، در حدى که به افراط کشیده نشود و آثار سوء نداشته باشد، عاملى در جهت تغییر رفتار یا ایجاد «انگیزه‏ عمل» در انسان‌هاست.

وقتى کسى را مورد تشویق قرار مى‏دهیم و به خاطر داشتن صفتى یا انجام کارى مى‏ستاییم، در واقع حس «خود دوستى» او را ارضاء کرده‏ایم. این هم، جاذبه و محبت مى‏آفریند، هم، نیت و انگیزه پدید مى‏آورد یا تقویت مى‏کند. همچنان که از لفظ تشویق نیز برمى‏آید، به معناى «بر سر شوق آوردن» و «راغب ساختن» در ماهیت تشویق نهفته است. این کار، نیازمند شناخت ما از روحیات و خصلت‌هاى روانى اشخاص به معناى عام، و از ویژگی‌هاى روحى فرد مورد تشویق به‌طور خاص است.

در تشویق، باید از لفظ، شیوه و برخوردى استفاده کرد که در درون شخص، شوق و نیت و علاقه ایجاد کند و این محرک درونى، او را به تلاش بیرونى وادار کند، نه اینکه صرفا یک «تحریک بیرونى» باشد. بعضى خصلت «تشویق دیگران» را ندارند و به دلیل خودخواهى، غرور، حسد یا هر عامل دیگر، هرگز زبان به ستایش و تمجید از خوبی‌هاى دیگران نمى‏گشایند و گفتن یک کلمه‏ تشویق‏آمیز، برایشان بسیار سنگین است، هر چند خودشان پیوسته دوستدار آنند که مورد تشویق دیگران قرار بگیرند.

برخى هم به گونه‏اى تربیت شده‏اند که به راحتى زبان به تعریف از دیگران و خوبی‌هایشان مى‏گشایند و نه‌تنها تشویق خوبان برایشان سنگین نیست، بلکه از این کار، لذت هم مى‏برند. و… چقدر تفاوت میان این دو گونه افراد است! داشتن زبان و لحن تشویق‏آمیز، موهبتى خدایى است. نشان کمال روحى و همت بلند و علاقه به بالندگى و رشد انسان‌هاست.

تشویق، در نیکان و نیکوکاران، زمینه‏ بیشتر براى «عمل صالح» پدید مى‏آورد و نسبت به بدان و بدی‌ها، اثر غیرمستقیم بازدارندگى دارد. این مضمون کلام حضرت على (ع) است که در عهدنامه‏اى که به مالک اشتر نخعى نوشت، او را به این ارزشگذارى و بها دادن به نیکان صالح فرمان داد: «لا یکونن المحسن و المسیى‏ء عندک بمنزله سواء، فان فى ذلک تزهیدا لاهل الاحسان فى الاحسان و تدریب لاهل الاسائه»؛ . اى مالک… هرگز «نیکوکار» و «بدکار» نزد تو یکسان و در یک جایگاه نباشند، چرا که در این کار، بى‏رغبتى نیکوکاران در امر نیکوکارى است، و ورزیدگى و شوق بدکاران براى بدى است. تفاوت گذاشتن میان نیک و بد در نوع برخورد و احترام و توجه، نه تنها با «عدالت» منافاتى ندارد، بلکه سوق دادن جامعه به سوى صلاحیتهاست و ارج نهادن به نیک‌ها و نیکان است.

این تفاوت رفتار به خاطر تفاوت عمل دیگران، هم در محیط خانه و میان فرزندان قابل عمل است، هم در محیط درسى و میان دانش‏آموزان و دانشجویان. هم نسبت به کارمندان، سربازان، خدمتگزاران و اقشار مختلف دیگر.آرمان.