چرا برای امام حسین(ع) عزاداری میکنیم؟

چرا برای امام حسین(ع) عزاداری میکنیم؟

پاراف چرا برای امام حسین(ع) عزاداری میکنیم؟ : سیدالشهدا یعنی سالار شهیدان، این لقب اول به جناب حمزه اطلاق شد اما بعد از حادثه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) که همه شهادت‌ها را تحت الشعاع قرار داد، لقب خاص امام حسین(ع) شد. البته به جناب حمزه هم سیدالشهدا گفته می‌شود ولی منظور از سیدالشهدا امام حسین است؛ یعنی جناب حمزه سیدالشهدای زمان خودش بوده و امام حسین (ع) سیدالشهدای همه زمان‌هاست.

علت ماندگاری امام حسین (ع)

امام حسین (ع) به واسطه شخصیت عالیقدرش [و] به واسطه شهادت قهرمانانه اش مالک قلب‌ها و احساسات صدها میلیون انسان است…. راز بقای امام حسین (ع) این است که نهضتش از طرفی منطقی است [و] بعد عقلی دارد، و از طرف دیگر در عمق احساسات و عواطف راه یافته است. ائمه اطهار که گریه بر امام حسین (ع) را سخت توصیه کرده اند حکیمانه‌ترین دستورها را داده اند. این گریه‌هاست که نهضت امام حسین(ع) را در اعماق جان مردم زنده نگه می‌دارد.

راز محبوبیت امام حسین (ع)

وقتی انسان حسین بن علی(ع) را با این صفات و خصائل می‌شناسد می‌بیند حق است [و] سزاوار است که نام او تا ابد زنده بماند؛ چون حسین(ع) مال خود نبود. خودش را فدای انسان کرد، فدای اجتماع انسانی کرد، فدای مقدسات بشر کرد، فدای توحید کرد، فدای عدالت کرد، فدای انسانیت کرد. از این جهت همه آزادی‌خواهان او را دوست ‌دارند. وقتی انسانْ دیگری را می‌بیند که در او هیچ چیزی از منیت وجود ندارد و هر چه هست شرافت و انسانیت است او را با خودش متحد و یکی می‌بیند.

حسین بن علی(ع) درس غیرت به مردم داد؛ درس تحمل و بردباری به مردم داد؛ درس تحمل شدائد و سختی‌ها به مردم داد. اینها برای ملت مسلمان درس‌های بسیار بزرگی بود. پس این که می‌گویند: حسین بن علی(ع) چه کرد و چطور شد که دین اسلام زنده شد، جوابش همین است که حسین بن علی(ع) روح تازه دمید؛ خون‌ها را به جوش آورد؛ غیرت‌ها را تحریک کرد؛ درس صبر و تحمل و بردباری و مقاومت و ایستادگی در مقابل شدائد به مردم داد؛ ترس را ریخت. همان مردمی‌که تا آن مقدار می‌ترسیدند، تبدیل به یک عده مردم شجاع و دلاور شدند.

امام حسین (ع) کلیات را عملا در کربلا به مرحله عمل آورده، مجسم کرده است؛ ولی تجسم زنده و جاندار حقیقی و واقعی، نه تجسم بی روح. وقتی بخواهیم به جامعیت اسلام نظر بیفکنیم باید نگاهی هم به نهضت حسینی بکنیم. انسان وقتی در حادثه کربلا تامل می‌کند، اموری را می‌بیند که دچار حیرت می‌شود و می‌گوید اینها نمی‌تواند تصادفی باشد و سر این که ائمه اطهار، نگذاشته اند حادثه کربلا فراموش شود این است که این حادثه یک اسلام مجسم است. نگذارید این اسلام مجسم فراموش شود.

آنها [یعنی ائمه] که توصیه کردند که عزای حسین بن علی(ع) باید زنده بماند، برای این بوده که هدف حسین بن علی(ع) مقدس بود. حسین بن علی(ع) یک مکتب به وجود آورد. می‌خواستند مکتبش زنده بماند. زنده کردن نام و نهضت او برای این است که پرتوی از روح حسین بن علی(ع) بر روح ما و شما بتابد. اگر اشکی که ما برای او می‌ریزیم در مسیر هماهنگی روح ما باشد پرواز کوچکی است که روح ما با روح حسین(ع) می‌کند. اگر ذره ای از همت او ذره ای از غیرت او، ذره ای از حریت او، ذره ای از ایمان او، ذره ای از تقوای او، ذره ای از توحید او در ما بتابد و چنین اشکی از چشم ما جاری شود، آن اشک بی نهایت قیمت دارد.

امام حسین (ع) اسلام را تجدید حیات کرد و درخت اسلام را با ریختن خون خود آبیاری نمود؛ چنانچه در زیارت عاشورا می‌خوانیم: شهادت می‌دهم که تو اقامه نماز کردی و زکات دادی و امر به معروف و نهی از منکر کردی و در راه خدا جهاد کردی و حق جهاد را به جای آوردی… شهادت امام حسین (ع) تنها خلاصه به یک جریان حزن آور و مصیبت بار و ریختن خون به ناحق و… نمی‌شود. شهادت ایشان روشنایی و صفا برای اجتماع آورد و حیات تازه ای در عالم اسلام دمید.