امید به شغل دولتی بجای کارآفرینی

امید به شغل دولتی بجای کارآفرینی

پاراف امید به شغل دولتی بجای کارآفرینی : جرقه آموزش کارآفرینی سال‌ها پیش با برگزاری دوره‌های کوتاه‌مدت زده شد. سپس دوره‌های پیشرفته از راه رسید و در پیِ آن، درس کارآفرینی در برخی رشته‌های دانشگاهی ارائه شد. چیزی نگذشت که ارائه آن تک‌درس، راه را برای راه‌اندازی رشته کارآفرینی و سپس تشکیل دانشکده‌های کارآفرینی با گرایش‌های مختلف باز کرد؛ اما چندسالی است که آموزش‌ کارآفرینی از انتقافاهیم تئوریک فراتر رفته و بخش وسیع‌تری از جمعیت جوان دانش‌آموخته را علاقه‌مند و درگیر کرده است.

به‌جرئت می‌توان گفت موج اردوها و مسابقات کارآفرینی، جامعه دانش‌آموختگان ایرانی را دربر گرفته است. یکی از عوامل کلان اقتصادی در شکل‌گیری این موج، ناتوانی بخش دولتی در ایجاد فرصت‌های شغلی برای دانش‌آموختگان دانشگاهی بوده است. سیل انبوه فارغ‌التحصیلان دانشگاهی به‌وضوح دریافته‌اند فرصت استخدام دولتی نایاب شده است و اگر فرصتی هم باشد، ‌آش دهان‌سوزی نیست! محیط کاری دولتی در ایران در گذرِ زمان به یک فضای اداری خلاقیت‌کش تبدیل شده است که تازه‌واردها را به‌زور در روحیه تکرار و درجا‌زدن فرو می‌برد.

چنین فضایی نمی‌تواند برای نسل جدید دانش‌آموختگان ایرانی جذاب و الهام‌بخش باشد. در موج کارآفرینی ایرانی، هر روز شاهد برگزاری رویدادهای کارآفرینانه در دانشگاه‌ها، مراکز رشد و پارک‌های علم و فناوری شهرهای مختلف هستیم. این موج چنان شدت گرفت که کنجکاوی و همراهی برخی کارآفرینان موفق ایرانی خارج از کشور را هم برانگیخته است. از سوی دیگر، برخی شرکت‌های ایرانی هم به‌آرامی جذب این جریان شدند. اولین گروه، شرکت‌های پیشتاز حوزه فناوری اطلاعات بودند. آنها که مدیرانشان در ابتدا به‌عنوان داور و صاحب‌نظر در رویدادهای کارآفرینی شرکت می‌کردند، به‌خوبی به فرصت‌های طلایی نهفته در این موج پی ‌بردند. آنها گام‌به‌گام جلو آمدند.

ابتدا در نقش حامی، از برگزاری این رویدادها پشتیبانی کردند. سپس پا را از این هم فراتر گذاشتند و با راه‌اندازی انواع شتاب‌دهنده‌ها و مراکز نوآوری، کاری کردند که این موج درون سازمان آنها جاری شود و برای کسب‌وکار آنها فرصت‌‌آفرینی کند. برخی از این نمونه‌های پیشرو، به لطف همین الگوی مدیریت کارآفرینانه به رشدیافته‌ترین بنگاه‌های اقتصادی کشور در حوزه فناوری اطلاعات تبدیل شده‌اند. اما مراکز دولتی از ابتدا با احتیاط نظاره‌گر این جریان بودند. دولت‌ها در ایران به صورت سنتی به حرکاتی که خودشان آغازگر آن نباشند، بدبین و حساس‌هستند. درنهایت برخی نهادهای دولتی همچون معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری به‌درستی رویکرد همراهی را پیشه کردند.

خلاصه موج کارآفرینی هر روز ابعاد بزرگ‌تر و قوی‌تری به خود می‌گیرد. این موج گسترده کارآفرینی، تقریبا به وسعت ایران پراکنده شده است و ده‌ها هزار جوان خوش‌فکر و نوآور، آن را پیش می‌برند. این موج مردمی، که خود پیش‌برنده و خود تقویت‌شونده است، همچنان یک گمشده بزرگ دارد؛ این گمشده، پیوند عمیق با عقبه علمی، پژوهشی و فناورانه کشور است. بدنه اصلی این موج خلاق را جوانانی تشکیل می‌دهند که متخصص یا علاقه‌مند به فناوری اطلاعات هستند و تلاش می‌کنند تا فقط با اتکا به ظرفیت تخصصی خودشان و اطرافیان‌شان، فرصت‌های کارآفرینانه موجود در بازار ایران را شناسایی و دنبال کنند.

بنابراین، کمتر دیده شده این نگاه کارآفرینی با پشتوانه پژوهشی مستحکمی در حوزه‌های مختلف فناوری همچون شیمی، متالورژی، مکانیک و … همراه باشد. اما بسیاری از فرصت‌های کارآفرینانه در اقتصاد امروز، دانش‌بنیان و فناوری‌بنیان هستند و بدون پشتوانه‌ استوار پژوهشی نمی‌توان از آنها بهره برد و در نبود پشتوانه ژرف پژوهشی، این کارآفرینان به‌ناچار به نوآوری در مدل کسب‌وکار و برخی فرصت‌های کوچک‌تر بسنده کرده‌اند. می‌دانیم دست کشور در حوزه پژوهش و فناوری خالی نیست. دولت بیش از دو دهه در ساختن و برکشیدن ظرفیت‌های علمی، پژوهشی و فناورانه سرمایه‌گذاری کرده و دستاوردهایی هم داشته است. شکل‌گیری و گسترش قابل‌توجه دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها، فقط یکی از خروجی‌های این سیاست است. افزایش آمار تولیدات علمی کشور (مقالات منتشرشده در ژورنال‌های معتبر بین‌المللی) هم نشانه دیگری از این حرکت است.

اما این جهش علمی هم یک گمشده کلیدی داشته و دارد: پیوندنداشتن با فرصت‌های کارآفرینانه و واقعیت‌های بازار ایران. این گمشده ریشه در ماهیت کاملا دولتی فضای علمی و پژوهشی کشور دارد. به همین دلیل توفیقات علمی کشور نتوانسته آن‌گونه‌که باید با اقتصاد ایران پیوند برقرار کند. به عبارت دیگر، تا به امروز، بیشتر مراکز پژوهشی کشور یا از موج کارآفرینی به‌راه‌‌افتاده در کشور بی‌خبر بوده‌اند یا جسارت همراه‌شدن با آن را نداشته‌اند. نگاه این مراکز، به درآمدهای نفتی و تصاحب بخشی از آن بوده و ساختار بوروکراتیک و قوانین و ضوابط دست‌وپاگیر حاکم بر این مراکز هم مزید بر علت شده است. به نظر می‌رسد دیر یا زود، این دو جریان مستقل از هم به یکدیگر خواهند رسید و چنین پیوندی برای اقتصاد ایران پربرکت خواهد بود. تیزبینی کارآفرینانه با پشتیبانی پژوهش، فرصت‌های بزرگ اقتصادی را برای شرکت‌های ایرانی خلق خواهد کرد. در آن روز، فرصت‌های بزرگ‌تر در بازارهای داخلی و خارجی هدف قرار خواهند گرفت. شرق.

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 0
دوست نداشتم: 0
میانگین امتیازات: 0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *