بحران بیکاری لیسانسه‌ ها

     پاراف بحران بیکاری لیسانسه‌ ها  به نقل ازشرق : در فاصله سال‌های 84 تا 92 بیکاری در بین قشر بی‌سواد و کم‌سواد، کاهش یافته و در مقابل، بیکاری افراد تحصیلکرده افزایش یافته است. گواه این تحول؛ آماری است که رییس مرکز آمار ایران در برنامه روز گذشته «حرف حساب» عنوان کرد.
براساس آماری که عادل آذر ارایه داد، نرخ بیکاری زمستان 92 نسبت به نرخ بیکاری پاییز تنها دو دهم درصد افزایش یافته و از 3/10 به 5/10 رسیده است اما آنچه جالب است رابطه معکوس کاهش نرخ بیکاری و سطح تحصیلات افراد است. به این معنا که میزان بیکاری در میان افراد دارای تحصیلات ابتدایی و متوسطه کاهش یافته اما در میان افراد دارای تحصیلات لیسانس به شدت افزایش یافته است. براساس آمار در سال 84 آمار بیکاری افراد با تحصیلات ابتدایی و پایین‌تر ۷/۵درصد بوده که با حدود دو درصد کاهش در سال 92 به ۵/۴درصد رسیده است. همچنین در سال 84 آمار بیکاری افراد با تحصیلات راهنمایی۱۲/۷درصد بوده که در سال 92 با چهار درصد کاهش به 8/8درصد رسیده است. بیکاری در میان افراد دارای تحصیلات متوسطه هم کاهش 4/3درصدی داشته و از 14 به 6/10درصد رسیده است. درصد بیکاران دارای مدرک فوق‌دیپلم هم کاهش 7/2 درصدی داشته و از 6/17 به 9/14رسیده است. در کنار این روند کاهشی بیکاری، نکته جالب، افزایش 5/5درصدی نرخ بیکاری در بین افراد دارای مدرک لیسانس است. عادل آذر افزایش بیکاری افراد دارای مدرک لیسانس از 6/14 به 1/20درصد را «تغییر در محتوای بیکاری» نامیده و گفته: «یک تغییر در محتوای بیکاری رخ داده است. تا چندسال گذشته، بیکاری تنها در قشر کم‌سواد و بی‌سواد بوده است اما در سال‌های اخیر بیشتر، افراد با تحصیلات عالیه بیکار هستند.» این موضوع خود جای تامل و بررسی کارشناسانه دارد. افزایش 5/5درصدی تعداد بیکاران دانشگاهی را وقتی در کنار هشدارهای مسوولان حوزه کار کشور درخصوص جمعیت 5/4میلیونی دانشجویان در حال فارغ‌التحصیلی قرار می‌دهیم اوضاع کمی نگران‌کننده‌تر می‌شود. شاید به همین دلیل است که به‌تازگی طرحی در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مطرح و مورد بررسی قرار گرفته که قرار است در قالب آن دوره‌های کارورزی ویژه‌ای به‌مدت دو سال برای متقاضیان ورود به بازار کار برگزار شود و افراد جویای کار علاوه بر دوره کارآموزی، حقوق نیز دریافت کنند. به این ترتیب احتمالا آمار بیکاری لیسانسه‌ها موقتا کاهش می‌یابد.
حذف یک‌میلیون و 485هزار شغل در 8 سال
عادل آذر در ادامه این برنامه تلویزیونی اعلام کرد برای کاهش هر یک درصد نرخ بیکاری باید 270هزار شغل ایجاد شود. بر این اساس با استناد به همین گفته و اشاره وی به افزایش 5/5درصدی بیکاران دارای مدرک لیسانس طی این مدت باید یک‌میلیون‌و485هزار شغل از بین رفته باشد تا نرخ بیکاری افراد دارای مدرک لیسانس از 6/14به 1/20درصد رسیده باشد.
خط فقر؛‌ یک‌میلیون‌و80 هزار تومان
موضوع دیگری که عادل آذر در این برنامه بر آن تاکید کرد بیان خط فقر در کشور برای هر نفر بود. به گفته وی سازمان آمار ایران معیار فقر در کشور را اعلام کرده است؛ در حال حاضر مبنای احتساب خط فقر برای هر نفر، ۲/۵ دلار در روز است (حدود ماهی 270هزارتومان برای هر نفر). با این اظهارات یک خانوار چهار نفره باید در یک ماه حدود یک میلیون و 80هزارتومان درآمد داشته باشد تا بالای خط فقر قرار بگیرد. عادل ‌آذر گفته است خوشبختانه با این معیار، آمار فقر در ایران پایین است و از تغییراتی که در سال اخیر رخ داده، کم‌شدن فاصله فقیر و غنی است.
مردان بیکار، زنان بیکارتر
همزمان با اظهارات رییس مرکز آمار، این مرکز آمار نیروی کار زمستان سال 92 را هم منتشر کرد. بر اساس این گزارش ﻧﺮخ ﻣﺸﺎرﮐﺖ اﻗﺘﺼﺎدی کل جمعیت 10ساله و به‌بالا 4/35درصد بوده که نسبت به زمستان 91 کاهش 2/1درصدی داشته است. بر اساس این آمار نرخ مشارکت مردان (60درصد) حدود دوبرابر نرخ مشارکت زنان (35درصد) است. بررسی نرخ بیکاری نشان می‌دهد در زمستان 92 نرخ بیکاری جمعیت 10ساله و بیشتر 5/10درصد بوده است. یعنی این نرخ در مقایسه با نرخ بیکاری زمستان 91 حدود 8/1درصد کاهش یافته اما نسبت به نرخ بیکاری پاییز 92 کاهش 2/0درصدی داشته است. همچنین نرخ بیکاری در نقاط روستایی بیش از نقاط شهری افزایش یافته و نرخ بیکاری در مردان بیش از نرخ بیکاری زنان کاهش یافته است. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺑﻪدﺳﺖ‌آﻣﺪه در ﻓﺼﻞ زﻣﺴﺘﺎن ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﻧﺴﺒﺖ اﺷﺘﻐﺎل ﺟﻤﻌﯿﺖ 10 ﺳـﺎﻟﻪ و بیشتر 7/31درﺻـﺪ ﺑﻮده اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺮای ﻣـﺮدان ﺑﻪ ﻣﺮاﺗﺐ بیشتر از زﻧـﺎن ﺑﻮده اﺳﺖ، ﺑﻪﻃﻮریﮐﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﺬﮐﻮر در ﺑﯿﻦ ﻣﺮدان 1/55درﺻﺪ و در ﺑﯿﻦ زﻧﺎن 3/8درﺻﺪ ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪه اﺳﺖ. یعنی تعداد مردان شاغل در سن کار هفت‌برابر تعداد زنان شاغل در سن کار است.

چرا لیسانسه‌ها بیکار ماندند؟
بایزید مردوخی- اقتصاددان

آمار بیکاری در بین جمعیت بی‌سواد کمتر از آمار بیکاری بین افراد دارای تحصیلات دانشگاهی است. دلیل این موضوع را می‌توان از چند جنبه بررسی کرد، اولین عامل این است که اکثریت جمعیت جوان ما در سال‌های اخیر باسواد هستند و تعداد افراد بی‌سواد در مقایسه با افراد دارای تحصیلات متوسطه، دیپلم و لیسانس به‌مراتب کمتر است. تعداد افراد بی‌سواد کم است و نرخ بیکاران هم نسبت به این جمعیت در آمارها خود را چندان به رخ نمی‌کشد. عامل دیگر این است که افراد بی‌سواد یا دارای تحصیلات راهنمایی تن به کار می‌دهند حتی کارهای یدی و کارهایی که کلاس بالایی ندارند. اما افراد تحصیلکرده و به‌خصوص افراد دارای تحصیلات دانشگاهی ترجیح می‌دهند در خانه بیکار بمانند اما کمتر حاضر می‌شوند تن به هر کاری بدهند. زمانی که تحصیلات فرد بالا می‌رود کاری در کلاس تحصیلی خود و منطبق با رشته درسی خود را مطالبه می‌کند.