مهارت های طلایی که روی نیمکت دانشگاه‌ها یادگرفتنی نیست!

مهارت های طلایی که روی نیمکت دانشگاه‌ها یادگرفتنی نیست!

پاراف مهارت های طلایی که روی نیمکت دانشگاه‌ها یادگرفتنی نیست! : کلاس‌های درس کسب و کار تنها می‌توانند به شما بیاموزند چگونه شرکت موفقی را راه‌اندازی کنید. سرمنشأ موفقیت شرکت شما زمانی است که واقعاً خمیره و جوهر وجودی خود را می‌سنجید. در اینجا نکات مفیدی ارائه شده است که نمی‌توانید آنها را در هر کتابی بیابید تا به شما در تغییر کسب و کارتان کمک کند.

کارآفرینان تمایل دارند تا آنچه را که «اختلال کمبود توجه کارآفرینانه» نامیده می‌شود دریابند. آنها همه جا حضور دارند؛ آنها به دنبال موارد مورد توجه هستند و این دلیل خلاقیت آنها است! به هر جهت مسأله‌ای که امکان دارد به آن توجه نکنند دنبال کردن کاری تا به آخر است. اگر شما شیرینی‌ فروشی دارید؛ تجارت آموزش می‌دهید و همچنین سازنده طلا هستید؛ پس علاقه شما چیست؟ در چه زمینه‌ای شما قادر هستید تا به صورتی عمیق، دستاوردهای آن را مورد بررسی قرار دهید؟ شما مطمئناً می‌توانید در طول مدت زندگی خود، بیش از یک کسب و کار داشته باشید؛ ولی اگر سعی داشته باشید تمامی آنها را به یک باره انجام دهید؛ تمام تلاش خود را صرف یکی از آنها نخواهید کرد.

زمانی که شما کار بزرگی را برنامه‌ریزی می‌کنید؛ انتظار می‌رود با فشار بالایی رو به رو باشید. افراد به ما می‌گویند که طرح شما امکانپذیر نیست و ایده‌های ما را رد می‌کنند اما شما به کار خود ادامه دهید! پاسخ «نه» را نپذیرید. وقتی افراد به شما نه می‌گویند یا می‌گویند ایده شما نمی‌تواند اجرا شود، یادداشت بردارید و بنویسید در مسیری که شما گام برداشته‌اید دست‌اندازی وجود دارد ولی همچنان کانون توجه خود را حفظ کنید و یک راه جدید را به سمت جلو بیابید. شاید محصول شما به بررسی نیاز داشته باشد. شاید وارد بازار اشتباهی شده‌اید. شاید بسته‌بندی‌تان درست نیست. هیچ یک از اینها به این معنا نیست که شما به موفقیت نمی‌رسید؛ بلکه باید به مرحله برنامه ریزی ایده یا برخی از جوانب ایده‌های خود دوباره بازگردید تا دریابید که چالش دقیقاً کجاست.

ما همانند کارآفرینان باید تمایل داشته باشیم وارد حوزه‌ها و قلمروهای کشف نشده شویم تا به آنچه دیگران انجام نداده‌اند و حتی آنچه ما را از انجام آن برحذر می‌دارند ورود کنیم. در کل ما به عنوان انسان از تغییر می‌ترسیم. مغز از ما محافظت می‌کند و زمانی که با مسأله‌ای رو به رو می‌شویم که در خارج از منطقه راحتی قرار دارد ما با ذهن خود می‌جنگیم، حتی اگر آن به نفع ما باشد! ما باید ریسک پذیر باشیم تا پاداش‌های بزرگی از خود و کسب و کار خود کسب کنیم. پس آب را تست نکن؛ با هر دو پا در آب بپر!

آنچه برای کارآفرینان اهمیت بالایی دارد این است که یاد بگیرند بله بگویند و در تصمیم‌گیری خود شجاع باشند ولی ما همچنین باید یاد بگیریم چگونه نه بگوییم. زمانی که مسائلی همانند طرح‌های موازی توجه شما را از مسیر مورد نظر دور می‌کنند؛ مهم است قادر باشید بر هدف خود متمرکز بمانید. «نه» بگویید؛ بنابراین شما زمان بیشتری برای گفتن «بله» در حوزه‌هایی خواهید داشت که به انرژی و خلاقیت بیشتری جهت موفقیت در هدفتان نیاز دارد.

بسیاری از مالکان کسب و کار کمال‌گرا هستند. اشتباهات کوچک را نادیده بگیرید. در غیر این صورت، شما برای همیشه در فاز توسعه می‌مانید و هرگز محصول یا خدماتی را ارائه نخواهید داد. کارآفرینان موفق، پیش از اینکه به موفقیت نهایی خود برسند شکست‌های متعددی را تجربه می‌کنند. همانند مؤلفانی که دست نوشته‌های آنها مرتباً رد می‌شوند تا در نهایت به چاپ برسند. به حرکت ادامه دهید و تسلیم نشوید!

زمانی که به آنچه انجام می‌دهید عشق بورزید درگیر کار شدن برای شما می‌تواند ساده باشد، بنابراین این حقیقت ساده را فراموش می‌کنید که کسب و کار شما باید سودده نیز باشد. باید پول کافی داشته باشید تا هزینه یک تیم پشتیبان را تأمین کنید؛ بنابراین شما مجبور نیستید هر کاری از تمیز کردن شرکت گرفته تا تراز حساب کتاب‌ها را انجام دهید در حالی که سعی دارید بر سفارش و تقاضاهای جدیدی متمرکز شوید.

سعی کنید هر روز سه ساعت از بهترین ساعات روز را منحصراً بر فروش متمرکز شوید. اگر شما یک تیم فروش دارید آنها این کار را در طول روز انجام می‌دهند ولی به عنوان رئیس شرکت، شما هنوز مشوق اصلی فروش هستید. تلفن را بردارید و به رابط‌‌های گذشته خود زنگ بزنید و آنها را پیگیری کنید. مرتباً در فکر ایجاد روابط و بهبود درآمد فروش خود باشید.ایران.