تملق، عزت نفس را نشانه می رود و کینه، ایمان را!

تملق، عزت نفس را نشانه می رود و کینه، ایمان را!

پاراف تملق، عزت نفس را نشانه می رود و کینه، ایمان را! : یکی از رذایل اخلاقی کینه است؛ کینه حالتی قلبی است که در ظاهر با دشمنی آشکار می‌شود. انسان‌های کینه جو همیشه در عذاب هستند چون فکرشان مشغول به این است که چگونه از طرف مقابل انتقام بگیرند، ولی غافل از این هستند که کسی که می‌خواهد دیگری را بیازارد ابتدا خود آزرده می‌شود. متاسفانه این افراد چون همیشه دغدغه فکری عداوت دارند نمی‌توانند در جهت کمال گام بردارند و طبق احادیث وارده افراد کینه‌توز از ایمان بهره کافی نبرده اند.

عوامل کینه‌توزی :

کینه عبارت است از داشتن عداوت و دشمنیِ دیگری در دل و منتظر فرصت مناسب برای ابراز آن بودن.(۱) در قرآن و احادیث موارد متعددی به عنوان عامل کینه ذکر شده است:

  1. بیماردلی: در قرآن بیمار دلی یکی از عوامل زمینه ساز بغض نسبت به دین و دینداری معرفی شده است (۲)؛‌ آیا کسانى که در دل‌هایشان مرضى هست، پنداشتند که خدا هرگز کینه آنان را آشکار نخواهد کرد؟بیماردلان غالبا کسانی هستند که ایمانشان ضعیف است و به تدریج به نفاق گرایش می‌یابند.
  2. وسوسه‌های شیطان: شیطان به عنوان اصلی ترین دشمن آدمی‌همیشه با خطواتش در صدد گمراهی انسان بوده است و برای ایجاد تفرقه و دشمنی بین اهل ایمان کینه را در دل‌های آنان می‌کاشته. که در آیات بسیاری به آن اشاره شده است.
  3. توقعات زیاد: معصومین(علیهم السلام) توقعات بیش از اندازه را عامل کینه معرفی می‌کنند، زیرا وقتی فردی از دیگری توقع زیاد داشته باشد و آن شخص نتواند آن توقعات را برآورده سازد در معرض ملامت قرار می‌گیرد و ملامت شونده کینه ملامت کننده را به دل می‌گیرد. امام علی (ع) فرموده‌اند: برادرت را با همان وضعی که دارد تحمل کن و زیاد سرزنش نکن؛ زیرا این کار کینه می‌آورد.
  4. نداشتن فضیلت: گاهی پیش می‌آید که فردی نزد دیگران از فضیلتی سخن می‌گوید که دیگری آن فضیلت را ندارد و این موجب کینه‌توزی می‌شود. امام علی(ع) می‌فرماید: بپرهیز از بیان علم نزد کسی که اشتیاقی به آن ندارد و از بیان مقام و شرافت گذشته در نزد کسی که گذشته افتخارآمیزی ندارد؛ زیرا این امر موجب کینه توزی او نسبت به تو می‌گردد.
  5. سخن چینی و شوخی‌های بیجا: بدگویی و سخن چینی، در نهایت آشکار می‌شود و به گوش کسی که از او بد گفته اند، خواهد رسید و همین امر، سبب ایجاد کینه و دشمنی خواهد شد. امیرمومنان علی(ع) می‌فرماید: از سخن‌چینی بپرهیزید که کینه‌توزی می‌آورد. در برخی دیگر از روایت‌ها، شوخی‌های بی اساس و بدون مرز، از اسباب کینه‌توزی معرفی می‌شود. امام علی (ع) می‌فرماید: از شوخی بپرهیزید، زیرا بدخواهی می‌آورد و کینه بر جای می‌گذارد.
  6. جدال و خرده‌گیری از دیگران: جدال و خرده گیری از دیگران دوستی را از بین می‌برد و دشمنی به بار می‌آورد. امام صادق(ع) فرمودند: از ستیزه جویی در دین بپرهیزید؛ زیرا دل‌ها را از یاد خدا بازداشته، نفاق را به ارث می‌گذارد و کینه و دشمنی را زنده می‌کند.

آثار کینه

  • نابودکننده خوبی‌ها : امام على (ع): کینه، خوبى‌ها را نابود مى‌کند.
  • ایجاد فتنه : امام على (ع): علت فتنه‌ها و آشوب‌ها کینه توزى است.
  • ایجاد اندوه و عذاب : امام على(ع): کینه‏توز، روحش در عذاب است و اندوهش دو چندان.

راه درمان کینه در قرآن

۱) بدی‌ها را با نیکی پاسخ گویید: خداوند در قرآن طریقه درمان کینه را بیان کرده آنجا که فرموده با نیکى، بدى را دفع کن، تا دشمنان سرسخت همچون دوستان، گرم و صمیمى شوند. خداوند، ما را متوجه می‌سازد که همه انسان‌ها تشنه محبت هستند حتی کسانی که دل‌هایشان سرشار از کینه و عداوت است؛ بنابراین با محبت و نیکی می‌توان کینه‌ها را برطرف ساخت.

۲) تقویت ایمان: قرآن ایمان را به عنوان مهم‌ترین عامل زدوده شدن کینه از دل‌ها برمی‌شمارد؛ زیرا ایمان، بازگشت به فطرت است و شخصیت شخص را بازسازی می‌کند و به اعتدال رهنمون می‌سازد و از بیماری‌های روحی و روانی ایمن می‌کند و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند – هیچ کسى را جز به قدر توانش تکلیف نمى‏کنیم – آنان ساکن بهشت هستند [که‏] در آن جاودانند. و هر گونه کینه‏اى را از سینه‏هایشان مى‏زداییم.

۳) تقوا: قرآن پرهیزکاران و متقین را وعده بهشت و دوری از کینه داده است. ‏ بى‏گمان، پرهیزگاران در باغ‌ها و چشمه‏سارانند. با سلامت و ایمنى در آنجا داخل شوید. و آنچه کینه [و شائبه‏هاى نفسانى‏] در سینه‏هاى آنان است برکَنیم.

تملق عزت نفس را از بین می‌برد

هرگاه که انسان از ارزش‌های خدایی دور می‌شود و ارزش‌های مادی ملاک بهروزی و برتری او قرار می‌گیرد، اسارت آغاز می‌شود. چاپلوسی، برخاسته از ضعف نفس و نوعی اسارت روحی انسان است که در برابر دیگر آدمیان برای جلب منافع و کسب امتیازهای مادی صورت می‌گیرد. ستایش و ستودن کسی که در انجام دادن وظایف شرعی یا اجتماعی، سهل انگار است، چاپلوسی نام دارد.

چاپلوسی شخص ستایش‌شونده را به غرور و تکبر واهی گرفتار می‌سازد. بنابراین برخورد اسلام با مساله تملق و تعریف‌های نابجا برای جلوگیری از این رذیله اخلاقی در سطح جامعه است که اگر این صفت ناپسند در جامعه‌ای رواج پیدا کند، شخصیت و کرامت انسانی که در تعالیم و آموزه‌های دینی ما بسیار به آن ارج نهاده شده، به فرومایگی و بی‌هویتی تبدیل شده و انسان را از جایگاه حقیقی خود به پایین خواهد کشید. به همین دلیل است که در روایات و آموزه‌های پیامبر اسلام (ص) و امامان شیعه (علیهم السلام) با این مساله به شدت برخورد شده است.

این کار، نوعی آفت زبانی است و نکوهیده بودن آن در سخنان هدایت گر رهبران معصوم اسلام آشکارا بیان شده است. این صفت، ستایش‌شوندگان را فخرفروش و خودبین بار می‌آورد و برای ستمگران و خیانتکاران نیز، نوعی تأیید و تشویق عملی به شمار می‌آید. افرادی هستند که از چاپلوسی دیگران، مغرور می‌شوند و خود نیز به باوری بی‌اساس از خویش می‌رسند. اینان خود را وظیفه شناس، امانت دار و فداکار در راه مردم می‌پندارند و از آنان انتظار تأیید و سپاسگذاری دارند.اگر انسان ارتباط خود را با خالق و پروردگارش مستحکم و صمیمی کند؛ در برآوردن نیازها و حوائج خویش بر او توکل کند، و به این یقین برسد که خداوند قادر مطلق است؛ او است که گره تمام کارها به دست او گشوده می‌شود، هرگز در زندگی نیازی به تملق‌ و چاپلوسی‌ پیدا نخواهد کرد. گاه اتفاق می‌افتد انسان مومنی اگر از روی اشتباه، امید به غیر خدا داشت، خداوند امیدش را ناامید می‌کند تا وی به خود آمده و از کم رنگ شدن ارتباط خود با خدا جلوگیری کند.

چاپلوسی، هنر افرادی است که با به کارگیری روش‌های عادی و بهنجار جامعه یا محیط کار خود قادر به کسب موفقیت دلخواه‌شان نیستند و با توسل جستن به چاپلوسی و زبان‌بازی، می‌کوشند خلأ ناشی از ضعف‌های شخصیتی خویش در جامعه یا محیط کار را جبران کنند. گاهی تملق‌گویی، نتیجه عادت‌های رفتاری برگرفته از تربیت خانواده است و در مواردی نیز به دلیل نداشتن مهارت در برقراری روابط درست اجتماعی ایجاد می‌شود. در هر صورت چاپلوسی، ناشی از حقارت و کمبود عزت نفس است.ارمان.