پاراف آخرین اخبار مطالب و قوانین اداری شغلی استخدامی مالی

تحريفات دوران معاصر نهضت كربلا

تحریفات دوران معاصر نهضت کربلا

پاراف تحریفات دوران معاصر نهضت کربلا : تمام مفاهیم قدسی که در باطن دین یا ظاهر دین، در صورت شریعت تجلّی کرده‌اند و تمام درگیری‌های انبیای الهی، حول این امر بوده که همه زندگی بشر بر محور حقایق قدسی و بر محور عبادت و بندگی خدای متعال شکل بگیرد. طبیعتاً در این دنیا دستگاه باطل هم با خط و جریان قدسی‌سازی زندگی بشر یک درگیری تاریخی مستمر و همه جانبه داشته و یکی از جبهه‌هایی که در این درگیری گشوده است، جبهه «تحریف کلمه حق، کلمه توحید و راه انبیا» است که اشکال مختلفی دارد و از نظر اثرگذاری هم متفاوت هستند.

تحریفاتی که نسبت به کلّ مفاهیم و آموزه‌ها و حوادث قدسی اتفاق افتاده است متفاوت هستند. در عین اینکه به همه این تحریفات توجه داشته و هیچ یک از آنها را از نظر دور نمی‌داریم، نباید همه اینها را یکسان مورد توجه قرار دهیم و تحریفات اصلی و اثرگذارتر را نباید هرگز همسان با تحریف‌های ساده و عادی مورد توجه و دقت قرار دهیم.

هدف همه آموزه‌های قدسی ادیان و حوادث بزرگی که بر پیرامون آنها از طریق انبیا و اوصیای آنها و مؤمنان اتفاق افتاده، این بوده که زندگی دنیایی انسان، اعم از زندگی شخصی و اجتماعی او را تحت تأثیر قرار دهند و آهنگ این زندگی را به سمت پرستش خدای متعال و عبودیت و بندگی هدایت کنند. به گونه‌ای که تمام زندگی بشر یک آهنگ بیشتر نداشته و آن هم آهنگ توحید و پرستش خدای متعال باشد.

به عنوان نمونه در دنیای معاصر خودمان چیزی که در مورد این تحریف‌های متفاوت اتفاق افتاده، همین ادیان مشابه یا فرقه‌های جزئی هستند که در درون دنیای اسلام، مسیحیت و امثال آنها شکل گرفته یا ساخته شده‌اند. به بیان دیگر همان دین‌پردازی و آیین سازی. ولی آن جبهه اصلی که مقابل ما است، اینها نیست. جبهه اصلی، جبهه «مدرنیسم» است که از طریق محیط‌سازی، مجاری حسی انسان‌ها را تغییر می‌دهد، فرهنگ اجتماعی درست می‌کند و بستر را برای تغییر باورها و ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی درست می‌کند. حقیقتاً کدام یک از این دو اثر گذارترند که ما باید در خطّ مقدم مورد توجه قرار دهیم؟ ما اگر بخواهیم به یک تمدّن فراگیر دینی بر محور توحید برسیم، باید در مقابل این جبهه فراگیر که برنامه جهانی تاریخی دارد و دنبال ایجاد یک جامعه جهانی واحد بر محور «لیبرال دموکراسی» است، طرح و برنامه داشته باشیم.

این مطلب را هم بخوانید :   وضعیت حجاب در کشور نگران کننده شد، بخصوص در دستگاه های دولتی!

تحریفاتی که نسبت به دین و این حقیقت قدسی به شکل مدرن اتفاق افتاده و در گذشته هم بوده ـ به خصوص در سرآغاز رنسانس ـ برای اینکه زندگی بشر را زمینی و خاکی کنند این است که دین را امری شخصی و فردی و مربوط به حوزه خصوصی زندگی انسان تفسیر کردند و این خود نوعی تحریف دین بود. این تحریفات کم کم به تفسیر جدید از دین در قالب روان‌شناسی دین منتهی شد که دین را به عنوان امری زاییده ماده تفسیر نمودند یا تفسیرهای مختلفی که کم‌کم دین را زائیده واژگونگی اوضاع اقتصاد و پدیده‌ای ناشی از جهالت بشر و ناشی از آشفتگی‌های روانی و اضطراب‌ها و ترس‌های درونی بشر در مقابل خطرات طبیعی و امثال اینها معرفی کردند.
این نوع تحریفات که دین را اوّل به یک امر قدسی شخصی و بعد به یک امر خاکی تبدیل کند، «تحریف‌های مدرن» است. در تاریخ، چنین تحریف‌هایی سابقه ندارد.

به عنوان نمونه یکی از مفاهیم اثرگذاری که در فرهنگ اسلام بوده و همیشه هم تلاش می‌شده به نحوی تحریف شود و در فرهنگ همه ادیان الهی نیز بوده است، «فرهنگ انتظار» است که یک روح امیدواری در بشر ایجاد می‌کند. لذا سعی کردند در طول تاریخ دائماً آن را تحریف کنند.
مثلاً مفهوم انتظار را این‌طور تفسیر کردند که پدیده عصر ظهور پدیده‌ای است که در آن یک جهش تاریخی اتفاق می‌افتد و این جهش به وسیله فرد فوق العاده‌ای که از نظر مذهب تشیع وجود مقدس امام عصر (ارواحنا فداه) است و سایر ادیان هم به نحوی او را معرفی کرده‌اند، اتفاق می‌افتد و در این جهش تاریخی کلمه توحید فراگیر و جهانگیر می‌شود. بعد آمده‌اند تحریف کرده‌اند و گفته‌اند هیچ رسالتی بر عهده ما نیست. این یک جهشی است که در تاریخ بشر بر محور یک ابرمرد الهی و ملکوتی، اتفاق می‌افتد، ما هیچ رسالتی نداریم و باید منتظر باشیم و سکوت کنیم، ببینیم چه اتفاقی می‌افتد! این یک نوع تحریف است.

در کنار این نوع تحریف که یک نوع تحریف سنّتی و بدیهی است، دقیقاًٌ یک تحریف مدرن داریم که می‌گوید: جامعه بشری به سمت یک نقطه روشنی حرکت می‌کند. این حرکت اوّلاً یک حرکت تدریجی است و هیچ جهشی در آن نیست و ثانیاً حرکتی است که خود انسان‌ها آن را می‌سازند، این طور نیست که یک انسان الهی و یک ولیّ الهی محور شکل گیری حادثه باشد، این هم یک نوع تحریف است؛ یعنی دقیقاً مفهوم انتظار را به یک مفهوم کاملاً زمینی و خاکی تبدیل می‌کند. بعد هم آن چیزی را که بناست تحقق پیدا نماید در نهایت به گونه‌ای تفسیر می‌کند که مثلاً در یک نظام لیبرالی تطبیق می‌کند. این هم نوعی تحریف از مفهوم انتظار است.

تحرف واقعه عاشورا

نسبت به واقعه عاشورا هم دقیقاً همین اتفاق افتاده است؛ یعنی تحریف‌ها از قدیم هم وجود داشته است. از قدیم هم بعضی تحریف‌ها سطحی و بعضی بسیار اساسی‌اند. از جمله تحریفاتی که اتفاق افتاده ـ که ما خیلی آن را درشت می‌کنیم که در جای خود هم خیلی مهم است ـ این است که عدّه‌ای ـ که احیاناً دوست هم بوده‌اند ـ آن جایی که می‌خواسته‌اند این حقیقت قدسی و ماورائی را مثلاً در قالب یک حماسه تحلیل کنند، گاهی دچار مبالغه شده‌اند، (مبالغه‌های صوری) چون نمی‌توانسته‌اند باطن عظیم این حادثه را تبیین بکنند، ناچار به مبالغات صوری کشیده شده‌اند.

فرض کنید تعداد لشکر را افزایش داده‌اند، زمان حادثه عاشورا را افزایش داده‌اند و امثال این‌گونه تحریف‌ها. این قبیل مبالغات غلط است و نباید اتفاق بیفتد. ولی واقعاً این تحریف‌ها در مقابل تحریف‌های بزرگ، تحریف‌های مهمی نیستند. تحریف‌های مهم، تحریفاتی هستند که در طول تاریخ، برای فروکاستن از اثر بخشی این حادثه صورت گرفته است. به دلیل اینکه اثرگذاری حادثه عاشورا بر فرآیند جامعه جهانی کاملاً مشهود شده و دوست و دشمن فهمیده‌اند که امواج این حادثه دارد به یک موج فرهنگ جهانی در مقابل فرهنگ مدرن تبدیل می‌شود.

اینکه در همایش چند سال قبل یهود گفته شد که شیعه دو نقطه اصلی اتّکا دارد: عاشورا و انتظار، ما باید این دو تا را در فرهنگ تشیّع و جامعه جهانی تغییر بدهیم، علامت این است که دشمن دقیقاً به اثرگذاری این حادثه و فرهنگ‌سازی این حادثه توجه پیدا کرده و دیده که این از یک حادثه شخصی و قدسی تبدیل شده به یک حادثه اثرگذار در فرآیندهای سیاسی جهانی و امواجش جامعه جهانی را تحت تأثیر قرار داده و به اصطلاح جهانی سازی را با خطر جدی مواجه کرده است؛ یعنی به رقیب جهانی‌سازی مادی تبدیل شده است. خب باید با این چه کرد؟ این بسیار مهم است.

تحریف مدرنی که اخیراً از عاشورا می‌شود این است که می‌خواهند به قول خودشان عاشورا را در دوره گذار از دینداری به سکولار تفسیر کنند! یعنی به نظرشان می‌آید جامعه جهانی دارد به سمت سکولاریسم حرکت می‌کند، حالا در این حرکت عمومی عاشورا را چگونه تفسیر کنند که هماهنگ با جامعه جهانی شده و بر سر راه سکولاریسم و مدرنیسم مانع‌تراشی نکند و با گذار به سکولاریسم بسازد؟ بنابراین نتیجه، تحریفات مدرن دیگری اتفاق می‌افتد. تحریفی که می‌خواهد عاشورا را بازسازی کرده و منطق‌سازی کند، یعنی می‌خواهد جریان هیبرنتیک را هم در تفسیر عاشورا بیاورد و عاشورا را حسی تفسیر کند؛ به گونه‌ای که با گذار به سکولاریسم، گذار به دنیای سکولار و جامعه جهانی سکولار سازگار باشد، یعنی می‌خواهد آن‌گونه حول عاشورا فرهنگ‌سازی کند که مزاحم جهانی‌سازی مدرنیسم و لیبرال دموکراسی نشود؛ این بزرگ‌ترین تحریف پیرامون عاشورا است که در اینجا به بررسی چند مورد از آن می‌پردازیم.

یک نمونه از این تحریفات این است که شما بیایید این حقیقت قدسی را که یک اقدام ملکوتی و در عین حال زمینی است، یعنی اثر گذار بر فرآیند جامعه جهانی و دنبال اصلاح جامعه است «خرجت لطلب الإصلاح فی امّه جدّی» اینها را بر محور مفاهیم مدرن تفسیر کنید. یعنی اصلاحاتی را که حضرت دنبال می‌کردند همان مفاهیم اصلاحاتی تلقی کنیم که لیبرال دموکراسی پیشنهاد می‌کند. اوّلین پیشنهاد لیبرال دموکراسی اصلاح ساختار سیاسی بر محور اومانیسم و انسان مداری است که عاشورا هرگز بر این محور شکل نگرفت.

تحریفی را که وارد کرده‌اند این است که می‌گویند عاشورا را در گذار سکولاریسم تفسیر کنیم، کما اینکه انتظار را عرض کردم مصادره کردند. می‌گویند انتظار یعنی افق آینده روشن؛ طیّ یک اصلاحات تدریجی، خود بشر عقلانیتش رشد می‌کند و به جامعه لیبرالی می‌رسد، لیبرالیسم، جهانی شده و دموکراسی فراگیر می‌شود، این تفسیر از انتظار، تحریف انتظار به نفع لیبرالیسم و لیبرال دموکراسی است. به جای اینکه انسان را در فرآیند کلمه توحید فعال کند، در فرآیند تمدن مادی فعال می‌کند. عاشورا را هم می‌خواهند دستخوش همین تحریف کنند. می‌گویند: امام حسین قیام کرد چون حکومت یزید مشروع نبود، چرا؟ چون حکومتی مشروع است که ناشی از رأی مردم باشد؛ چه امام حسین باشد چه یزید! اگر امام حسین (ع) مردمی نبود مشروع نیست، اگر یزید مردمی بود مشروع است! می‌گوید چون حکومت دموکراسی نبود، سلطنتِ موروثی بود، نه انتخابی که مردم به پادشاه رأی دهند؛ امام با این مبارزه می‌کرد.

آیا واقعاً مبارزه امام حسین با سلطنت بود؟ آیا می‌خواست سلطنت را به دموکراسی تبدیل کند؟ این بدترین نوع تحریف است. این تحریف، تحریف مدرن است؛ یعنی مفهوم عاشورا را به مفهوم لیبرال دموکراسی مصادره کردن. اصلاً امام حسین قیام کرد چون حکومت یزید حکومتی موروثی بود، از این تحریف بدتر دیگر نمی شود. می‌گویند قیام عاشورا این است که برای اقامه دموکراسی بجنگیم و امام حسین برای اقامه دموکراسی می‌جنگید! آیا امام حسین(ع) برای اقامه کلمه توحید می‌جنگید یا دموکراسی؟ این خون را ما بریزیم تا دموکراسی برپا شود، چه تحریفی بدتر از این. سخیف‌تر از این در باب امام حسین(ع) صحبت نکرده‌اند. این خلاف همه مفاهیمی است که از عاشورا باقی مانده است.

امام حسین درباره قیام خود بسیار سخن گفته‌اند. آیا یک جا عدم مشروعیت یزید را به این برمی‌گرداند که چون سلطنت موروثی است یا چون دموکراسی نیست؟ یا می‌گویند یزید فاسق است، فاجر است، شارب الخمر است، چنین است، چنان است. می‌گویند از محیط بندگی خدا خارج شده است. حکومتش حکومت الهی نیست، نه اینکه دموکراسی نیست. البته من نمی‌خواهم بگویم مردم نباید حضور داشته باشند این غلط است. لذا آنها می‌خواهند مفهوم عاشورا را به نفع دموکراسی تحریف کنند. آنها واقعاً معنی کلمه توحید را نمی‌فهمند.

چگونه  فرهنگ عاشورا را جهانی کنیم؟

امّا تلقی دیگر این است که ما به دنبال جهانی‌سازی فرهنگ عاشورا، یعنی فرهنگ عبادت، فرهنگ فداکاری برای گسترش کلمه توحید باشیم، فرهنگ فداکاری برای ارتقای وجدان اخلاقی بشر و همه ساختارهای زندگی بشر باشیم؛ به طوری که همه زندگی بشر، آهنگ و بوی خدا داشته باشد. «حتّی تکون أعمالی و أورادی کلّها ورداً واحداً و حالی فی خدمتک سرمداً» این هم تحلیل سوم است. امّا چگونه در گذار به یک جامعه جهانی، بر محور فرهنگ عاشورا با فرهنگ سکولار تعامل کنیم که فرهنگ سکولار را در فرهنگ عاشورا منحل کنیم. دیگر نمی‌شود بگویید تحلیل عاشورا در گذار به دنیای سکولار؛ بلکه باید بگوییم تحلیل جریان سکولاریست در گذار به دنیای عاشورایی؛ جهانی‌سازی بر محور فرهنگ عاشورا. البته در تعامل با فرهنگ‌های معاصر، تعامل باید به گونه‌ای باشد که شیب به سمت منحل شدن آن فرهنگ‌ها در فرهنگ اسلام داشته باشد. لذا دومین تحریف این است که وقتی می‌خواهیم بین فرهنگ عاشورا و فرهنگ سکولار تعامل برقرار کنیم، روش‌های تغییر حسی، نظیر قبض و بسط و سایر گرایش‌های موجود در هرمنوتیک را در تفسیر فرهنگ عاشورا بیاوریم و عاشورا را بر اساس روش‌های هرمنوتیکی تفسیر کنیم. یعنی بیاییم عاشورا را در تعامل با فرهنگ دنیاپرستی و مادی تفسیر کنیم.

امّا تفسیر سوم، تفسیر عرفانی نمودن از حادثه عاشورا است. بله، عمیق‌ترین لایه عاشورا، لایه عرفانی و لایه عبودیت و فداکاری حضرت سید الشهدا(ع) به حضرت حق است؛ همه اینها صحیح هست. امّا این حادثه عرفانی از یک زاویه دیگر یک اقدام اصلاحی و اثرگذار بر تاریخ است. می‌خواهد کلّ امت را در تاریخ اصلاح کند «لطلب الإصلاح فی امّه جدّی». لذا می‌آیند و می‌گویند این درگیری بین بنی‌هاشم و بنی‌امیه است و دوره‌اش گذشته، عاشورا را کنار بگذارید، لعن را کنار بگذارید و… ! این چه نوع تفسیری است. اثرگذاری یک حادثه‌ای که محور کلمه توحید در عالم است و شعار پرچم‌داران امام زمان(ع) «یالثارات الحسین» است، این را تبدیل کنیم به یک حادثه محدود که مال دوره بنی‌امیه است و تمام شده است. این تحریف عاشورا و محدود کردن دامنه اثرگذاری عاشورا از نظر تاریخی است، در حالی‌که این حادثه، حادثه‌ای تاریخ‌ساز است.*ماهنامه موعود شماره ۱۰۸.