مصائب بیکاری شاغلان

مصائب بیکاری شاغلان

پاراف مصائب بیکاری شاغلان : بحث فقط سر نداشتن حقوق و پول و دستمزد نیست. وقتی بیکاری به یک ضدفرهنگ رایج تبدیل شود، آن وقت باید بیکاری را مثل بمبی در حال انفجار به حساب آورد که تر و خشک را با هم می‌سوزاند و همه گروه‌های اجتماعی را درگیر می‌کند.

کارشناسان اجتماعی، بیکاری را مادر همه جرایم و پلیدی‌های اجتماعی می‌دانند، چون می‌تواند یک شهروند معمولی را از روی ریل رفتارهای صحیح شهروندی بیرون بکشد و بستر تخلف‌های اجتماعی را برایش مهیا کند. البته این حرف به این معنی نیست که هر فرد بیکاری به دام بزه‌های اجتماعی کشیده می‌شود، بلکه حرف حساب این است که وقتی فردی از ساختارهای اجتماعی قانونی برای حق امرار معاش و حضور مفید در جامعه ناامید شود، چنین شهروندی برای ارتکاب رفتارهای هنجار شکن و اشاعه آسیب‌های اجتماعی، مستعد خواهد بود.

نیروی انسانی را باید مهم‌ترین محور توسعه هر کشوری به حساب آورد، اما وقتی بخشی از این نیروی انسانی از چرخه تولید و توسعه کنار گذاشته شوند، در این وضعیت، علاوه بر فرد بیکار، جامعه هم آسیب می‌بیند، چون نتوانسته از ظرفیت‌های رشد و تعالی‌اش به خوبی بهره ببرد. در بین جمعیت بیکاران، کم نیستند شهروندانی که تا دیروز شغل داشتند، اما حالا به هر دلیلی، به خیل پرشمار بیکاران پیوسته اند. معاون فنی و درآمد سازمان تامین اجتماعی درباره سرنوشت این گروه از کارگران بیکار که شانس آورده‌اند و تحت پوشش بیمه هستند، تاکید کرده که مدت پرداخت مقرری بیمه بیکاری برای بیمه‌شدگان مجرد حداکثر ۳۶ ماه و برای بیمه‌شدگان متاهل حداکثر ۵۰ ماه است.

مدت پرداخت مقرری بیمه بیکاری به بیمه‌شدگان واجد شرایط به میزان سابقه پرداخت حق بیمه آنان بستگی دارد. قسمت تلخ قضیه اینجاست که ب، تعداد مقرری‌بگیران بیمه بیکاری در سال ۹۴ نسبت به سال ۹۳ افزایش یافته و این روند در سال ۹۵ نیز رو به افزایش است.

محسن ایزدخواه، معاون سابق سازمان تامین اجتماعی توضیح می‌دهد که پرداخت مقرری به بیکاران، به شرطی است که فرد شاغل به‌صورت غیرارادی از شغلش کنار گذاشته شده باشد. فردی که بیمه بیکاری می‌گیرد، در صورتی که در یکی از کارگاه‌های مشمول قانون کار، شاغل شود، باید حتما به سازمان تامین اجتماعی خبر دهد تا مقرری بیکارش‌اش قطع شود، در غیر این صورت تخلف انجام داده است.

افزایش سال به سال مقرری بگیران بیمه بیکاری، در شرایطی اتفاق افتاده که طبق قانون، وزارت رفاه باید دوره‌های مهارت‌آموزی برای این نیروهای بیکار شده برگزار کند تا بتوانند جذب بازار کار شوند، اما  متاسفانه در چند سال اخیر، بخشی از حق بیمه بیکاری که سازمان تامین اجتماعی برای مهارت‌آموزی نیروهای بیکار شده به وزارت رفاه پرداخت می‌کند، صرف مسائلی غیر از مهارت آموزی می شود و در واقع، این بودجه‌ها به شکلی غیرقانونی در مسیری خارج از بحث مهارت‌آموزی بیکاران، هزینه می شود.

فرهنگ‌سازی برای مصرف تولید داخل، افزایش کیفی تولیدات داخلی برای رقابت‌پذیری با بازارهای جهانی، مقابله با فرهنگ تفاخر و استفاده از برندها، ارتباط بیشتر دانشگاه و صنعت، تربیت نیروهای تکنیسین به‌جای تربیت نیروهای غیرماهر در دانشگاه‌ها و مهاجرت حساب شده نیروهای کار به خارج از کشور، راهکارهای دیگری است که به باور ایزدخواه می‌تواند غول بیکاری در کشور را شکست دهد.

ساکنان مناطق محروم و مرزی، گروه جوانان، بخصوص متولدان بعد از دهه ۶۰ شمسی و خانم‌های فارغ‌التحصیل دانشگاهی، سه کانون عمده بیکاری در کشور هستند که همواره نسبت به خطر افزایش بیکاری در این سه کانون، هشدار داده می‌شود و عمده افرادی هم که از کار بیکار می‌شوند، معمولا در همین گروه می‌گنجند.

باید فراموش کرد که مقابله با فساد و رانت‌جویی هم می‌تواند تاثیر شدیدی بر کاهش نرخ بیکاری بگذارد. توسعه مدیریت‌های علمی و اخلاقی، راه اشتغال را برای نیروهای کار باصلاحیت باز می کند و از اشتغال آسان نیروهای فاقد مهارتی که به دریافت حقوق بی‌دردسر عادت کرده‌اند و تمایلی به مهارت‌آموزی ندارند، جلوگیری می‌کند.

بسیاری از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی بدون مهارت، انتظار دارند پس از بیکار شدن از کار سابقشان، برایشان فرش قرمز در بازار کار پهن کنند و بلافاصله شغل جدیدی برایشان پیدا شود که همین تصور غلط، به آمار بیکاران دامن زده است، در حالی که اگر فرهنگ مدرگ‌گرایی وجود نداشت و افراد روی افزایش توانایی‌های خود برای حضور موثر در بازار کار تمرکز می‌کردند، بیکاری به وضعیت فعلی نمی‌رسید.

بحران بیکاری افراد شاغل می‌تواند به بحران اجتماعی نیز بینجامد. این هم خطر محتملی است که کارشناسان نسبت به آن هشدار جدی می‌دهند: «افسردگی، یاس در جامعه، کاهش آمار ازدواج، شیوع رفتارهای خلاف و افزایش آسیب‌های اجتماعی، محصول رواج بیکاری در بین گروه‌هایی است که در گذشته شاغل بوده‌اند.»جام جم.