آیا با خواندن کتاب درس و دانشگاه میتوان مدیریت کرد؟

آیا با خواندن کتاب درس و دانشگاه میتوان مدیریت کرد؟

پاراف آیا با خواندن کتاب درس و دانشگاه میتوان مدیریت کرد؟ : باید قبول کنیم که موقعیت جهان تغییر یافته و فرصت تطابق بسیار کم است. حالا عصر موبایل است به گونه ای که عضوی از وجود ما شده و تصور یک روز بی “همراه”، سخت است.

به همین دلیل برخی عصر ما را به قبل و بعد از موبایل تقسیم کرده اند! با این حال سازمانها و مدیران ما هنوز با همان ساختار و با همان اهداف و برنامه ها و با همان شیوه ها و روش ها کار می کنند!

روشن است که نتیجه چه می شود حالا اگر مدیرانی داشته باشیم که جز کتابهای درسی و واحدهای دانشگاهی شان اثری را نخوانده اند موضوع روشن تر می شود.

وقتی هدف متعالی است اما نتایج منفی، باید راه را عوض کرد یا برگشت یا راه جدید پیدا کرد. تفاوت تفکر “ارزشی” با تفکر “گزینه ای” در همین است. ما یک زمان به دنبال انتخاب گزینه ای از گزینه های روی میزیم اما یک زمان ما به دنبال ایجاد روش و راه نو هستیم که قبلا نبوده است.

شما اگر در یک موزه یک عمر بدوید شاید جز شمایی کلی از تصاویر چیزی نبینید اما اگر لحظه ای توقف و دقت کنید نکاتی می آموزید

دانش و هنر امروز متنوع، پیچیده، توده ای ، تجاری و بین امللی است. بنابراین اگر می خواهیم حرف ما را کسی بشنود باید این ویژگی ها را درنظر داشته باشیم.

اکنون جهان معترف است که غنای فرهنگ و ادبیات ایران بی همتاست. پرملکات و پر از ابعاد رستخیر بخش امید و عشق و جهان در جستجوی “معنی زندگی” است پس چگونه است که ما در معرفی و شناساندن آنچه داریم ناتوانیم؟

در سازمانهای خلاق انسان در راس امور است نه تکنیک و مقررات اداری؛ خلق ایده های نو، ساختار منعطف و کارکنان با انگیزه از ممیزات این نوع سازمانهاست. چابکی، توانمندی سازی مدام، یادگیرندگی، وجود تفکر انتقادی از دیگر مشخصات این سازمانهاست.

طبیعی است که در سازمانهایی که “هنرمند پرسنلی” دارند و ملاک حضور فیزیکی و کارت ورود و خروج است بروز چنین اتفاقی نادر است. حالا رابطه انسان و زمان تغییر کرده است و انسان های خلاق ساعتی پول نمی گیرند

کنترل و نظارت و ارزیابی از ممیزات مدیریت کارآمد است اگر این نکات بخوبی اعمال می شد مدیران فرهنگی نه فقط بخاطر کارهای فاقد اثربخشی بلکه به دلیل انبوه اعمال و اقداماتی که باید می کردند و نکردند ارزیابی می شدند. اموری که از قبل عدم انجام آن گاه خسارات جبران ناپذیر بر ملت و دولت وارد آمده است.

ما فقط به ارائه آمار مدیران بسنده کرده ایم که حتی در صورت صحت فقط بخش کوچکی از انجام وظیفه بوده است. این نکات و نتایج نه با اصول مدیریت علمی همخوانی دارد نه با ضوابط قرانی و اسلامی.

چرا که علمای بزرگ گفته اند: جامعه قرآنی جامعه ای است که عوامل رشد انسانی در آن موجود باشد و موانع این رشد مفقود.همچنین اشاره کرده اند که خلاصه همه تعالیم قرآن و اسلام وشیعه در دو کلمه است؛ توحید و عدل.

و عدل یعنی تصحیح رابطه انسان با انسان وتوحید یعنی تصحیح رابطه انسان با خداوند. و ما در ایجاد این دو رابطه قصور کرده ایم

خب حالا چه باید کرد؟

بنظر می رسد باید مدیران شایسته را کشف کنیم.

برخی راه های رفته را ترک کنیم و البته کمی از تسلط مهندسان و پزشکان بر ارکان فرهنگی-علمی کشور بکاهیم چرا این سوال پرسیدنی نیست که چرا تمام وزرای فرهنگ و آموزش عالی ما مهندس یا پزشک بوده اند؟

جز یک مورد آیا تحول علوم انسانی را باید مهندسان مهندسی کنند؟ آنان که جزءنگرند و البته در سدسازی و ساختمان سازی متبحرند.

و آناتامی بدن را خوب می شناسند اما آیا آنها قادرند آناتامی جامعه و فرهنگ را نیز شناسایی کنند؟

آنان که متر و وزن و چاقوی جراحی در اختیار دارند چگونه می خواهند پیچیدگی های جامعه و فرهنگ را رصد کنند که هیچ ابزاری جز فهم و درک و تجربه در اختیار نیست؟محمود اسعدی خبر آنلاین.

نظر شما چیست؟ آیا شما نظری متفاوت با آنچه گفته شد را دارید؟دیدگاههای خود را در قسمت نظرات ثبت کنید.