نان و زندگی سخت کارمندی

نان و زندگی سخت کارمندی

پاراف نان و زندگی سخت کارمندی : در گذشته کارمندان امنیت شغلی داشته و در محل کار خود از احترام خاصی برخوردار بودند، حتی اگر کارمندی در خانواده مشکل مالی یا روحی داشت، مدیرش در حد توان مشکل او را حل می کرد ولی امروزه مدیران دیگر به فکر مشکلات کارمندان نیستند و فقط می خواهند که کارشان راه بیفتد.» شاید در نگاه اول شغل کارمندی و پشت میز نشینی کمی شیک به نظر برسد، اما این شغل بیشتر شبیه شغلی است که از درون کارمندان را می سوزاند و از بیرون مردم را،‌ چرا که دیگر نه از انصاف حرفه ای خبری است و نه دیگر کارمندان از جایگاه خوبی برخوردارند.

همواره کارمندان باید بیشترین کار را انجام دهند و کمترین سود را ببرند، این قانون نانوشته کارمندی است که از ازل تا ابد وجود دارد، چرا که کارمندان همیشه مجبور بوده اند به علت دریافت حقوق ناچیز و به تبع آن گذران زندگی بسیاری از مسائل را تحمل کنند، ولی دم نزنند. در سال‌های اخیر برخی از نوسانات اقتصادی مزید بر علت شده تا زندگی کارمندی سخت تر شود. واقعیت این است که در دولت قبل در مواردی شاهد تورم ۴۰ درصدی بودیم، اما در مقابل حقوق‌ها ۴۰ درصد رشد نکرد و این مساله باعث کاهش قدرت خرید حقوق بگیران از جمله کارمندان شد. هر چند در دولت جدید سعی شده شکاف میان درآمد و هزینه پر شود، اما همچنان راه زیادی برای جبران کسری حقوق کارمندان مانده است.

زندگی کارمندی زمانی خوب است که در محیط کار آرامش داشته باشی. در گذشته کارمندان امنیت شغلی داشته و در محل کار خود از احترام خاصی برخوردار بودند، حتی اگر کارمندی در خانواده مشکل مالی یا روحی داشت، مدیرش در حد توان مشکل او را حل می کرد ولی امروزه مدیران دیگر به فکر مشکلات کارمندان نیستند و فقط می خواهند که کارشان راه بیفتد.

از دید افرادی که کارمند نیستند شاید شغل کارمندی به نظر خوب بیاید ولی به مرور زمان آدم را فرسوده می کند، مخصوصا برای خانمی که متاهل است. کارمندهای بخش دولتی چون ساعت کاری کمتری دارند به تبع به امورات شخصی خودشان راحت‌تر می‌رسند. اگر خانم باشند که به امور خانه و فرزند و اگر آقا باشند، حتی می توانند به فکر کار دوم هم باشند ولی کارمندهای بخش خصوصی به دلیل ساعات طولانی، حجم کار بالاتر و همچنین به علت نبود جایگزین در محل کار در صورت عدم حضور، با سختی‌های کار بیشتری مواجهند.

کارآمدی نظام اداری و معظلی که قطعا در سالیان اخیر بسیار بهتر شده است اما کماکان با ایده آل ها فاصله داریم. مشکلاتی که در پاره ای موارد به دلیل دپارتمان های اداری موجود، فضا به جایی رسیده است که برخی کارمندان ناچارند اعظم وقت اداری خود را معطوف خنثی سازی توطعه های برخی همکارانشان نمایند. توطعه هایی مبتنی بر زیاده خواهی گروهی که برای حفظ موقعیت اداری و حتی مالی خود همواره در پی آنند با حذف دیگران به فکر تامین منافع شخصی خود باشند.

کسانی که با دارا بودن روحیات خاص، محیط اداری را ملک شخصی خود می پندارند و احساس می کنند هرکارمندی که در تضاد با خود کامگی هایشان باشد محکوم به فناست و می بایست از چرخه گیتی حذف شود و در این راه هرچه در توان دارند انجام می دهند غافل از آنکه چنین رفتارهایی چه اختلال هایی را در نظم عمومی امور جامعه ایجاد می کند. رفتارهایی که اگر توسط مدیری توانمند و کاربلد هدایت شود به راحتی مدیریت و خنثی می شود اما چنانچه مدیری متزلزل شاهد آن باشد اوضاع به جاهای باریکی خواهد کشید که نمونه های آن به وفور پیدا می شود.

” مرگ خلاقیت و نحوه مهره چینی ” مبتنی بر شایسته سالاری نیروهای شاغل در سطوح مختلف سازمان را می توان از عمده دلایل تعیین کننده در جهت نیل به کارآمدی دانست. جایی که در برخی موارد شاهد آنیم دستگاهی اجرای در طول یک سال حتی یک مورد خلاقیت شکوفا کننده نداشته اند و تنها برای آمدن دستورالعمل های بالادستی غمبرک زده و به عبارتی در روز مره گی خود درجا می زنند.

در پایان لازم است بدانیم نظام اداری هر کشوری به همراه کارکنانش از بازوان قدرتمند مدنی هر ملتی به حساب می آید. طرف مقابل آنکه تا اطلاع ثانوی کوچک کردن دولت برایمان در هاله ای از ابهام است. با وجود آنکه همه به نیکی می دانیم میزان دخالت دولت در بخش هایی از امور اجتماعی بیش از استانداردهای لازم است اما این موضوع مستلزم آن است که بخش خصوصی توانمند و حرفه ای داشته باشیم که این بحث نیز دارای کاستی هایی است، به نحوی که هرکجا در صدد واگذاری امور شده ایم خصوصی سازی به خودمانی سازی سوق پیدا نموده و باز بقیه ماجرا که در فرصتی مقتضی به آن خواهیم پرداخت.

برای اعتلای بیش از پیش سرزمین مادریمان نیازمند آنیم طرحی نو براندام اتاق فکرمان بیاندازیم و حتما محکوم به کار بیشتر و ایده هایی هستیم که انجام کار اداری برای مردم آسانتر، کم هزینه تر و رانندمان امور بالاتر رود و از درجا زدن و انجام کار به شکل فرسایشی و پرهزینه فاصله بگیریم تا بتوانیم به جای گره گذاری گره گشای زندگی مردم باشیم. زیرا فلسفه وجودیمان در محل کار چیزی جز این نیست.