توضیحاتی در مورد معوقات ، اشتغال و ارتقا شغلی ایثارگران

پاراف توضیحاتی در مورد معوقات ، اشتغال و  ارتقا شغلی ایثارگران: خلاصه گفته های مهدی ایزدی معاون تعاون و امور اجتماعی بنیاد شهید و امور ایثارگران با اصحاب رسانه .

-جانبازان؛ فلسفه ایجاد مطالبات به اینصورت است که وقتی ما یک تکلیف قانونی را با مکلف شدن از بابت تعیین و تصویب قانون به دلایل عدیده ای نتوانیم به انجام برسانیم تا پایان سالی که قانون ایجاد شده این می شود دیون و معوقه سنواتی.این دلایل شامل فراهم نبودن آیین نامه و اعتبارات مالی و مقدمات اجرا می باشد.

در رابطه با بحث جانبازان که از نظر قدمت بیشترین زمان را برده است به دلیل فاصله زمانی بین صدور رای حالت اشتغال و برقراری حقوق آن بوده که از عدم تامین اعتبار دولت ها ناشی می شد و این عزیزان آن فاصله زمانی را مطالبه داشتند و انباشته شده بود که البته شامل همه هم نبوده و خیلی از جانبازان در همان زمان حالت اشتغال حقوقشان پرداخت شده بود.به لطف خداوند و با مقدماتی که دولت گذشته و ریاست وقت بنیاد به همراه یاری دولت جدید و ریاست حال حاضر بنیاد شهید با قرار دادن در اولویت کاری میسرد اشتند پرداخت معوقات تا اوایل مهرماه سال جاری انجام پذیرفت و مطالبات جانبازان حالت اشتغال پرداخت گردید. که ما معتقد هستیم هیچ جانباز معوقه حالت اشتغالی نیست که دیدنی داشته باشد. براین اساس به هر فردی که مطالبه ای تعلق نگرفته است اساسا حالت اشتغال نداشته است.

کمیسیون حالت اشتغال تعطیل نشده است در بنیاد شهید و جانبازان می توانند به حوزه معاونت تعاون و امور اجتماعی در استان ها مراجعه کنند و درخواست شرکت در کمیسیون حالت اشتغال را بکنند تا وضعیت از کارافتادگی ایشان روشن شود که این وظیفه ماست. استان ها موظف هستند افراد را لیست و به کمیسیون پزشکی اعلام کنند.مراتب نیز بدین صورت است که وقتی استان ها اعلام کنند به حد نصابی رسانده اند اینجا موضوع به معاونت تعاون اعلام می شود و این معاونت پس از انجام بررسی های اولیه به کمیسیون پزشکی ارجاع و پس از تشکیل تیم پزشکی و تشخیص اینکه فرد از کارافتاده کلی است این پذیرش در کمیسیون حالت اشتغال انجام خواهد پذیرفت. افرادی که در رابطه با نحوه محاسبه اشکال دارند می توانند به بنیاد استان محل سکونت مراجعه و درخواست دهند به اداره کل پذیرش ارجاع که طبق جدولی میزان تعیین شده برای ایشان نمایش داده خواهد شد. ضمن آنکه در آیین نامه تعیین از کارافتادگی مجموعه عواملی که موجب از کارافتادگی یا به نوعی ناتوان کنندگی فرد هست قابل مراجعه است در کتب مختلف که مشمول یا عدم مشمول واقع شدن دیون به عهده تیم پزشکی است.

لازم به توضیح است که در سال 72 یک قانون تصویب شد و در سال 73 و 74 آیین نامه های آن در دولت و توسط نیروهای مسلح آماده شد و سپس به تصویب مقام معظم رهبری رسید و تا زمانی که بار مالی فراهم و اجرایی و احکام صادر شود، فاصله ای بین تصویب صدور حکم حالت اشتغال و پرداخت حقوق حالت اشتغال به جانباز بوده که هر کدام در سال خودش باید پرداخت می شد و چون به سال یا سال های بعد کشیده شد می شود معوقات.

در قانون قبلی هر جانبازی که حالت اشتغال می شد حقوق وی می بایستی از زمان تصویب قانون که سال 72 بوده پرداخت می شد که این قانون نواقص بسیاری داشته. علتش هم این بود که آن الحاقیه ای که آمده بود قانون مصوب مجلس در سال 72 بود که تا اجرایی شود می شود سال 74. حال آنهایی که سال 72 از کارافتاده کلی بودند اعتراض کردند و مجلس مصوب کرد که از زمان تصویب قانون به ایشان پرداخت شود. اما ما افرادی داشتیم که در زمان خودش حالت اشتغال و از کارافتاده نبودند و بعدها به تدریج با دلایل مختلفی حالت اشتغال شدند.

این انتظار وجود داشت برای افرادی که به طور مثال در سال 80 حالت اشتغال شده بودند که با استاد به آن قانون، بنیاد شهید را موظف می دانستند که حقوق و معقات ایشان را از سال تصویب قانون پرداخت کنند. یا حتی فردی که 2 یا 3 سال پیش حالت اشتغال پیدا کرده بود مدعی میشد که از سال 72 می بایستی معوقات وی پرداخت شود. که حتی دولت در سال های 80و81و82 هم تامین اعتبار نکرده بود. حتی شخصی دو سال پیش به کمیسیون رفته و حالت اشتغال نشده و امسال تازه شده است که ایشان نیز ادعای دریافت معوقات خویش را از زمان تصویب قانون در سال 72 داشته است. بعضا این افراد به دیوان مراجعه می کردند. این اختلاف همواره وجود داشت. بعضی ها حتی سال 72 مجروح نبودند و گاهی احکامی صادر میشد که متاسفانه بنیاد موظف به پرداخت میشد.

این را مطمئن باشید که کسانی که با حضور در جنگ از کارافتاده کلی شدند ایشان جزء گروه های اولیه ما بودند که حالت اشتغال شدند مانند جانبازان قطع نخاعی یا جانباز از دو چشم نابینا. اما گروه های دیگری داریم که تدریجا به عنوان نمونه فردی به سن 50 سال رسیده و مجموع عوامل دیگری مانند عدم توانایی شغلی و مشکلات صعب العلاج و عوارض و مقولات بعدی در پی آن آمده. مثلا جانبازی که توانایی انجام کار دارد و کار هم میکند اما خدای ناکرده در اثر سانحه ای از پا درمی آید و دیگر قادر به کار نیست. لذا اینطور نیست که ما هر کسی را بگوییم. در حال حاضر شاید 50 تا 60% افرادی که حالت اشتغال دارند دریافت می کنند چه بسا بسیاری از آنان با آن قوانین و مقررات وزارت کار شامل ازکارافتادگی نشوند. فردی دو یا سه سال پیش به کمیسیون رفته و بررسی شده که ایشان اصلی نیست. اما در حال حاضر اتفاقی برایش بیفتد که کمیسیون بگوید او از کارافتاده کلی هست. الزاما هر کسی که الان از کارافتاده کلی است در جنگ مجروح نشده است. پس برای بخشی از جانبازان به علت فاصله زمانی بین صدور رای حالت اشتغال و برقرای حقوق مطالبه و معوقه ای به وجود آمد به دلیل اینکه در زمان خودش تامین اعتبار نشده بود که از سال گذشته در اولویت کاری بنیاد شهید قرار گرفت و با عنایت خداوند و لطف مقامات تمامی معوقات پرداخت شد. کسانی هم که اعتراض دارند میتوانند به معاونت تعاون و امور اجتماعی در استان ها مراجعه کنند تا بررسی صورت پذیرد.

همانطور که دو کارمند بر اساس سطح مدرک یا وضعیت مجرد یا متاهل بودن و یا افراد بیشتری را در خانواده تحت تکفل داشتن و موارد دیگری از این دست، میزان حقوق دریافتیشان متفاوت می باشد. بین پرداختی حقوق جانبازان حالت اشتغال هم تفاوت وجود دارد. جانبازان واجد شرایط حالت اشتغال هم به تناسب حقوقشان سنوات یا ماه هایی را که حقوق نگرفته بودند این مطالبات برایشان وجود داشته که پرداخت صورت گرفته است. هشت هزار جانباز زیر 25% حقوق حالت اشتغال دریافت میکنند.

– آزادگان؛ بر اساس ماده 13 قانون حمایت از ایثارگران، مجلس شورای اسلامی مکلف کرد که حقوق آزادگان پرداخت شود. چه در طول دوران اسارت کارمند بوده یا نبوده اند و چه به خانواده شان حقوق پرداخت شده یا نشده است. به این ترتیب مصوب شد که طول دوران اسارت را دوبرابر کنند که در ازاء هر ماه 600 هزار تومان و دوبرابر آن ماهی 1200000 تومان که میبایستی این مبلغ به آزادگان عزیز پرداخت می شد. اما از زمان تصویب قانون تا بار مالی تامین و مقدمات اجرا فراهم شود فاصله ای بوجود امد که این شد مطالبات آزادگان. بخشی قبلا پرداخت شد و مابقی که مبلغ قابل توجهی بود به عنوان مطالبات آزادگان پابرجا بود که معادل 65% این گروه از ایثارگران می شد. آن عده ای که به دستگاه ها و شرکت های دولتی مربوط می شدند پرداخت از طریق خود آن نهادها صورت گرفت و عده ای دیگر که دریافت مطالبتشان مربوط به بنیاد می شد این ها هم تا پایان مهرماه سال جاری با کمک دولت و همت ریاست جدید بنیاد شهید به دریافت معوقاتشان نائل آمدند به طور 100%. ادعا داریم که هیچ آزاده ای نیست که باید به وی مطالبه ای پرداخت می شده و نشده. لازم به ذکر است که مطالبات آزادگان متوفی پرداخت شده و باید بشود.

-خانواده شهدا : متاسفانه مطالبات خانواده شهداء به نوعی برای بنیاد شهید هم تلخ بوده. این مطالبات دو نوع بوده: ذخیره مطالبات شهداء و پاداش پایان خدمت. بخشی از مطالبات خانواده شهدا به واسطه تغییر قانون بوده است. همانطور که گفته شد این مطالبات در دوبخش مابه التفاوت حقوق و پاداش پایان خدمت است. در خصوص مورد اول درنظر بگیرید خانواده ای را که شهیدش مدرک تحصیلی بالاتری داشته و یگان مربوطه به موقع اعلام نکرده و در پرونده کارگزینی اش در این یگان، مدرک پایین تری درج شده بود که طبیعتا حقوق متناسب با آن مدرک پایین تر به ایشان پرداخت می شد که اصلاح کردند و مابه التفاوت درنظر گرفتند. این سنوات یا حق عائله مندی یا تفاوت های مربوط به حقوق یا مرتبط با اصلاح قانون خدمات کشوری جایگزین قانون نظام هماهنگ بوده که تا اجرایی شوند در مورد شهدا باز هم یک فاصله زمانی برد. پس این شد مطالبه بواسطه تفاوت حقوق یا تغییر قانون. در خصوص مورد دوم یعنی مطالبات پاداش پایان خدمت باید گفت بر اساس حقوق حالت اشتغال بنیاد شهید موظف است 30 سال که از خدمت شهید شاغل گذشت و یا 30 سال که از لحظه شهادت شهید غیرشاغل گذشت بمانند کارمندان برای شهید حکم بازنشستگی صادر و حقوق بازنشستگی برای عائله تحت تکفل به تعداد پرداخت نماید. که می شود معادل یک ماه حقوق در ازاء هر سال بعلاوه ذخیره مرخصی عملیاتی و استحقاقی استفاده نشده شهدا که مطابق کارکنان باید پرداخت شود به خانواده شهدای بازنشسته.

این افراد اگر مشمول تبصره 6 قانون یعنی شاغل در دستگاه لشگری و کشوری بودند حقوق محل کارشان را دستگاه ها حکم می زنند و بنیاد پرداخت کننده است. و اگر مشمول تبصره 1 قانون یعنی شهدای غیرشاغل که عائله تحت تکفل دارند باشند اینجا خود بنیاد شهید حکم حقوق اینها را مطابق قانون یعنی شهدای غیرشاغل که عائله تحت تکفل دارند مطابق افراد مشابه خودشان صادر و حقوق را پرداخت می کرده.

تا سال 88 بنیاد شهید در این بخش بدهی ای نداشته و متاسفانه از این تاریخ به بعد آنچه به بنیاد شهید تکلیف شده بود در قانون بیشتر از حجم بودجه و توان مالی بنیاد بوده است و متاسفانه آن بودجه نتوانست پوشش دهد. در پایان سال که مانده موجودی اعتبارات را برای تخصیص به پاداش پایان خدمت در نظر می آوردیم، قاعدتا جوابگوی نیاز آنها نبوده. متاسفانه از سال 88 این پاداش به طور کامل پرداخت نشده و هر سال تنها بخشی از آن پرداخت شده و بخشی به عنوان مطالبات باقی ماند. آن دسته از شهدایی که مشمول بازنشستگی بودند اینها به دولت اعلام شد و سازمان حسابرسی بررسی کرد تا پایان سال 90 را و سپس تایید شد و تامین اعتبار نیز به نوعی به یک صورت غیرنقدی صورت پذیرفت. یعنی چه در خصوص شهدا پاداش پایان خدمت و چه شهدا مشمول مابه التفاوت حقوق اینها مجموعه اش که در ردیف سال 90 قرار میگرفت در اواخر مهر و آبان ماه سال جاری پرداخت شد. اما در رابطه با سال های 91 و 92 که بعد از رسیدگی سازمان حسابرسی بوده در حال حاضر آماده ارائه به نمایندگان دولت هست که منتظر آمدنشان هستیم تا انشاالله تامین اعتبار کنند. البته امکان دارد خانواده هایی که مشمول دریافت حقوق و مطالبات هستند هنوز دریافتی نداشته باشند از ردیف سال 90 که صورت خواهد پذیرفت. در خصوص ردیف سال های 91 و 92 هم همانطور که ذکر شد بخش اداری و محاسبات و تشخیص افراد به عهده ما و بخش چگونگی پرداخت ها را معاونت توسعه انجام می دهد.

بر اساس قوانین بالادستی قبلی دستگاه ها میبایستی 25% از ظرفیت استخدام را به فرزندان شهدا و 5% را نیز به سایر ایثارگران اختصاص بدهند. در حال حاضر 60 هزار فرزند ایثارگر بیکار داریم که ظرفیت های استخدامی نیز محدود است و تمامی سهمیه را هم که نمی توان به این عزیزان اختصاص داد که البته خود ایثارگران هم راضی به این امر نمی باشند. همچنین از سال 92 به اینطرف هم دستگاه ها استخدام نداشته اند و دولت معتقد است که پیش خور کرده ایم و قبلا مازاد گرفته ایم و ظرفیت ها اشغال شده است ولی هرزمان اجازه استخدام به دستگاه ها داده شود این اتفاق صورت خواهد پذیرفت. به این ترتیب چاره ای نداریم جز اینکه خوداشتغالی و کارآفرینی ایجاد شود در خصوص فرزندان ایثارگر که این مهم اولویت و رویکرد بنیاد شهید است.

لازم به ذکر و یادآوری است که طبق تبصره 2 ماده 21 قانون جامع کلیه دستگاه ها می بایستی پس از بازنشستگی ایثارگران، فرزندان شهدا و شهدا مفقودالاثر و آزادگان و جانبازان بالای 25% را با دریافت درخواست فرزندان ایثارگر به استخدام همان دستگاه ها درآوردند.

جانبازان،آزادگان و فرزندان شهدا پس از سه ماه که از دوره آزمایشی شان گذشت بر عهده دستگاه مربوطه است که بر حسب وظیفه ایشان را تبدیل وضعیت کنند و به حالت رسمی قطعی درآورند. اگر دستگاهی به وظیفه خود عمل ننمود و تبدیل وضعیت را انجام نداد فرد می تواند به کمیسیون ماده 16 شکایت کند که این کمیسیون آن دستگاه را مکلف میکند.

ارتقاء قاعدتا بر اساس قوانین و مقررات است، شما امروز یک کارمندی را می آورید حال ایثارگر یا غیر ایثارگر که با شرایطی او را استخدام می کنید. این یک ارتقاء سنواتی است. حقوق پایه می گیرد. حال شما می گویید یک کارمند به عنوان کارشناس ساده آمده، بعد چند سال باید بشود کارشناس مسئول و در ادامه مدیر بشود. این دیگر بستگی به دستگاه دارد که اگر شرایط ارتقا را دارد به او اختصاص دهد. در قانون اولویت با کارمند ایثارگر است و در شرایط مساوی باید اولویت را به دلیل حفظ شان ایثارگر به او بدهند. این در قوانین عمومی و ظوابط ارتقاء هست و همه دستگاه ها این را می دانند. حال اگر اینها امتیازبندی کردند و امتیاز ایثارگر را احراز نکردند این قابل پیگیری است. اما اگر شرایط مساوی نیست و غیر ایثارگر سوابق بیشتر، مدرک بالاتر و توانایی مدیریتی بهتری دارد اینجا حق مدیران است که غیر ایثارگر را بیاورند و ارتقاء هم بدهند.

بر اساس قانون جامع خدمات رسانی برای سایر گروه های ایثارگری آندسته از جانبازان زیر 50%(25 تا 49%) و یا فرزندان و همسران شهدا که دارای مشکلات جسمی حرکتی ای می باشند که نیاز به وسیله نقلیه دارند یک خودروی متعارف مشخص شده است. در حال حاضر نیازمند پیگیری آیین نامه آن هستیم تا مقدمات آن فراهم شودکه قاعدتا با اجرای این قانون محدودیت های پیشین برداشته می شود. اگر چه خودروی توافق شده بین بنیاد شهید و بانک مرکزی و کارخانه سازنده خودرویی مشخص است اما داریم پیش بینی میکنیم در آیین نامه که اگر ایثارگر خواست خودردیی بالاتر از سقفی که بنیاد شهید معین کرده است خریداری نماید با پرداخت مابه التفاوت توسط خودش این امر صورت پذیرد. باید منتظر تصویب قانون و آیین نامه پرداخت وام تامین بار مالی و فراهم آمدن مقدمات آن ماند.

اما به جانبازان بالای 50% خودرویی فقط برای یک بار با اقساط 10 ساله پرداخت می شود. اصلا و ابدا اینطور نیست که هر ده سال یک بار یک خودرو داده شود و این در قانون هست. پرداخت 60% از قیمت تمام شده خودرو با خود جانباز است که در اقساط ده ساله و از طریق کسر حقوق جانباز توسط بنیاد صورت میگیرد و ما بقی40% آن را هم بنیاد مکلف است همراه اصل و سود پرداخت کند.

گروهی از جانبازان هم هستند که آنها تا زمانی زیر 50% قرار داشتند و برای اولین بار در رابطه با حوادث و سوانح مربوط با اشرار و گروهک ها و یا مقولات مختلف دیگر تبدیل به جانبازان بالای 50% می شوند. این دسته هر ساله مراجعه می کنند که ما نیز موظیم بر اساس قانون سال 76 به ایشان خودرویی تحویل بدهیم آن هم برای یک مرتبه با شرایطی که ذکر گردید که در حال حاضر این اتفاق دارد روی می دهد.

از آنجایی که قید شده بود 10 ساله، بعضی ها به اشتباه برداشت کرده بودند که این هر ده سال یک بار می شودکه تصور غلطی است. ضمن اینکه چه بسا از آنجاییکه بنیاد شهید به جانبازان بالای 70% در ده سال پیش یا کمتر از ده سال پیش خودرویی تحویل داده بود و بعدا آن قانون آمد، این تصور به اشتباه شکل گرفت که علاوه بر دفعه گذشته این بار هم پس از ده سال واگذاری می شود که این برداشتی غلط است.

تا سال گذشته فضای سنگینی در مجلس و جامعه وجود داشت با این شائبه که یگان ها فردی را بعنوان ایثارگر پذیرفته اند اما بنیاد شهید این مسئله را قبول نکرده است. در این خصوص جلسات متعددی گذاشته شد، برای همکاران آموزش صورت گرفت، بازبینی موارد روی داد و با یگان های مختلف نشست هایی صورت گرفت تا موارد بررسی شود و به کمیسیون مشترک بیاید. تا دیگر اینطور نباشد که مواردی را یگان مربوطه(بسیج، سپاه، نیروی انتظامی…) بعنوان ایثارگر پذیرفته باشد اما بنیاد شهید خیر.

انشااله در آینده هیچ اختلافی نخواهد بود. در همین راستا 6 کمیسیون ایجاد شد که تا پیش از این به این تعداد نبود. از جمله کمیسیون احراز مرکزی در بنیاد شهید و کمیسیون عالی در ستاد کل نیروهای مسلح. که دیگر اینطور نیست که افراد راهی به جز مراجعه به کمیسیون ماده16 یا دیوان نداشته باشند. به این ترتیب اگر فردی در این 6 مرجع جواب نگرفت غیرمنصفانه است که بخواهد گلایه داشته باشد.دیگر اینکه فرم ها و مدارک مورد نیاز را به استان ها ابلاغ کردیم و الان در سایت موجود است که فرد به راحتی میتواند برای تشکیل پرونده به آن رجوع کند. تا پیش از این هر استان به طور مستقل عمل میکرد.

اگر همسر شهیدی ( یا همسر هر کسی ) طلاق بگیرد طبیعتا رابطه زوجیت قطع می شود و دیگر مفهومی ندارد . بدیهی است که زوجه تا زمانی که در رابطه زوجیت هست از حقوق زوجیت برخوردار می شود . همسر شهید نیز هنگامی که طلاق گرفت حقوقش قطع خواهد شد . افرادی که حضانت فرزندان شهید را برعهده گرفتند ، اگر چه پرداخت حقوق به ایشان در قوانین مصوب نبوده اما بر اساس دستور العمل داخلی به ایشان به عنوان حاضن مبلغی را پرداخت می کردیم . حقوق دریافتی نیز می بایستی به تناسب سال های حضانت پرداخت شود . قاعده دارد و اگر شخصی 3 سال حضانتی را به عهده داشته است نمی توان به او تا به ابد مستمری پرداخت. اگر حاضنی در کشور وجود دارد که کمتر از سال های حضانت مستمری دریافت داشته به این نهاد مراجعه کند تا به وی پرداخت شود . اما ما معتقدیم چند برابر سال های حضانت حقوق پرداخت شده است . اگر چه منع قانونی وجود دارد اما هیچ ابطالی صورت نگرفته و در حال حاضر نیز به قوت خودش باقی است و اگر اکنون نیز کسی سرپرستی فرزند شهید را برعهده بگیرد چون وی سرپرست ندارد ما قطعا و یقینا به او حقوق دولتی پرداخت می کنیم . ما می گوییم برخی از افراد که دیگران واجد شرایط دریافت حق حضانت نیستند این دیگر نظارت و حقوق ایشان قطع شده که کاملا درست است.

قانون مشخص کرده است که حقوق شهدا بین عائله تحت تکفل ایشان به نسبت مساوی تقسیم شود اما اگر همسر شهیدی سرپرستی فرزندان را به طور قانونی برعهده دارد حقوق به حساب ایشان واریز می شود و او موظف است که حقوق اینها را بگیرد وبا حفاظت از سهم ایشان از آنها سرپرستی کند. اگر علاوه بر همسر شهید ، پدر و مادر شهید هم تحت تکفل شهید بودند این حقوق بین سه نفر تقسیم میشود . یک گروهی هم داریم و آن شهدایی هستند که بیش از یک همسر داشتند که ما علاوه بر حقوق محل کار و قانونی، موظفیم حقوق دیگری را تعیین و بین هردو تقسیم کنیم.

در خصوص همسران شهدای مفقودالاثر ذکر نکته ای لازم است و آن اینکه مفقود بودن قاعده دارد ، عنوانش می شود مفقود، می شود غائب مفقود الاثر ؛ چه عادی چه در جنگ. وقتی مفقود می شود حقوق و خدمات را به خانواده اش می دهند. مفقودین نیز مانند شهدا هستند و عین آنچه به شهدا می دهند به مفقودین هم می دهند تا زمانی که وضعیت مفقودی او مشخص شود. حال دو یا سه حالت دارد. یا معلوم می شود همان روزی که مفقود شده است شهید شده بلافاصله ؛ فقط پیکرش پیدا نشده . به غیر از پیکر شهدای جاوید الاثر و مفقود الجسد. اگر محرز شود که شهیدی به طور مثال سال 60 مفقود شده است و همسرش همان زمان طلاق غیابی گرفته که چون این محرز شده زمان مفقودی و شهادت یکی است اینجا طلاق فسخ ، از اعتبار ساقط و خانوم همسر شهید و از حقوق همسر شهید برخوردار است.

متاسفانه کسری اعتباراتی که منجر به همان دریافت مطالبات شده بود به همراه تکلیفی که قانون بیشتر از از توان مالی بنیاد بر عهده این نهاد گذاشته بود موجب تعویق در رابطه با پرداخت هدیه ازدواج،بخش درمان و کمک هزینه فوت شد. در حال حاضر این موارد در اولویت قرار گرفته که بخشی از این معوقات پرداخت و مابقی آن تا آخر سال تخصیص می یابد. در خصوص تامین جهیزیه هم باید گفت تکلیف قانونی نداریم اما کمک کرده ایم و بستگی به توانایی و اعتبارات ما دارد که دستور بررسی داریم.در آیین نامه های قبلی که در سال های اولیه مورد استفاده قرار می گرفت کمسیسون ها درصدها را بر اساس عضو بدن می دادند و نه کل بدن. به طور نمونه اعلام کردند 50% از یک دست آسیب دیده و درصد جانبازی را همان 50% تعیین می کردند.خب الان ممکن است هنگام مراجعه این 50%، 25 یا 30%تشخیص داده شود اما با وجود آیین نامه های جدید مطلقا و به هیچ وجه هیچ درصدی کاهش پیدا نمی کند و مسئله دیگر اینکه درصد موقت می دادند تا بعد از 2 تا 3 سال وضعیت جسمی فرد نشان می دهد که به چه صورت باید باشد که این مورد هم به مانند مورد قبل بازنگری شد. افرادی که بعدا از سال 76 به کمیسیون پزشکی مراجعه کرده اند هیچ درصدی از ایشان کاهش نیافته است. فردی که در دفاع از میهن از کارافتاده و یا به شهادت رسیده است نباید یک از کارافتاده عادی تلقی شود.*فاش.

توضیحاتی در مورد معوقات ، اشتغال و  ارتقا شغلی ایثارگران

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 3
دوست نداشتم: 0
میانگین امتیازات: 3

3 دیدگاه در “توضیحاتی در مورد معوقات ، اشتغال و ارتقا شغلی ایثارگران

باسلام آیاجانبازانی که بی کاربوده اندوازسال مثلا۹۰درصدشان بالای ۲۵شده ومستمره بگیرشدند ودرسال ۹۴حالت اشتغال هم شدندآیا معوقات ازسال ۷۲تاحال تعلق می گیریدوآیابازنشستگی این گروه ازجانبازان بایدچطورمحاسبه شودکه حقی ازاین گروه ضایع نگردد لطفا رهنمایی کنید که کارمند یااعاده به کارشده باشندوسوابق ۵ سالی بیشترپداشته. باشندبازنشستگی آنهاازچه زمانی آغازمی شودوچه تاریخی رابرای سولبق آنهابایددرنظرگرفت لطفا راهنمایی کنید

سلام
بنا براستفساراز مرکز پژوهش مجلس شورای اسلامی و رفع ابهام در تعریف ایثارگر ماده 60 برنامه توسعه پنجم جدا از ماده واحده جامع تعریف گردیده است که مرجع تعریف ایثارگر در کلیه بخشنامه ها میباشد(داخل پرانتز)

با سلام
در حال حاضر وحتی در لایحه جامع ایثارگری هیچ حقوقی برای رزمنده گان شاغل در نظر گرفته نشده به نحوی که این قشر شاغل حتی در زمره ایثارگران نیز قلمداد نمیشوند اگر پی گیری میفرمایید فقط مستدل بفرایند رزمنده ایثارگر واز حقوق ….. برخوردار میباشد.
سپاسگزار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *